تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
بعنكبوت و زردرنك و شكم آن بزرك و سريع الحركت و دست و پاى آن كوتاه و اقسام مىباشد و از سموم قتالهء بارده است كزيدن آن و خوردن عددى از ان قتال است

* افعال و خواص ان

ضماد كوبيدهء آن بر موضع كزيدهء آن جذب سم ان مىكند و اطهوريقس بستن زندهء آن را بر بازوى صاحب تپ دورى جهت رفع آن مجرب دانسته است و تركان را عقيده آنست كه چون ملسوع آن در ظرف طلا مدتي نظر كند رفع اذيت آن مىشود و از لسع بدترين آنها كه مصرى بزرك شبيه بذبابيست كه اطراف چراغ پرواز مىكند ورم بهم مىرسد در موضع آن و كاه سرخ مىكردد و كاه تيره و سبز و هريك از انواع آن را اعراض خاص است مثلا از سرخ آن اندك وجعى و خارشى و زود تسكين يابد و از سياه آن وجع شديد و رعشه و سردى بدن و از سفيد آن وجع كمى و خارش و اختلاف بطن و رتيلائى كه بر پشت ان خطوط براق است خدر و استرخاى بدن و از زرد اغبر آنكه چون ارادهء كزيدن كند اندك رطوبتى از دهن آن برآيد وجع بسيار و رعشه قوى و عرق و برآمدكي شكم عارض كردد و احيانا هلاك كرداند و عوارض انواع ديكر آن قريب بدانها است علاج همه آنها بعد مكيدن موضع لسع و جذب سم به قوت فرو بردن عضو در آب كرم و نطول با آب و نمك و دفن كردن در رمل و خاكستر كرم كرده و ضماد نمودن موضع لسع بمر و نمك و يا بخاكستر چوب انجير و آهك و قلى و با آب كرم سرشته و خوردن شونيز و تخم كرفس بطريق سفوف و خوردن دواء الحلتيت و ترياق مخصوص برتيلا است

* فصل الراء مع الجيم

* رجل الغراب *

بكسر را و سكون جيم و لام و الف و لام و ضم غين معجمه و راء مهمله و الف و باى موحده و آن را رجل الزاغ نيز كويند و بپهلو پاى كلاغ و كلاغ‌پا و بتركي غازباغي و بفرنكي كرتويس نامند

* ماهيت ان

كويند نبات آطريلال است و اكثرى تصريح نموده‌اند كه غير آنست و در نواح بيت المقدس بسيار و آن كياهى است به قدر شبرى و نيم و نبات آن منبسط بر روى زمين و برك آن بسيار سبز و مائل بسياهي مانند برك رشاد بستاني و هر بركي مشقوق بدوشق و بران سه برك باريك وسطى بلندتر از هر دو طرف شبيه بچنكال غراب و شعبهاى آن متفرق و طعم آن با تندى و اندك قبض و شيريني مانند طعم زردك و بيخ آن فرورفته در زمين و مستدير الشكل و كره‌دار همه مدور ظاهر آن مائل بزردى و سائيدهء آن بسيار سفيد مانند سورنجان

* طبيعت آن

در آخر اول كرم و در دوم خشك

* افعال و خواص ان

مفتح سدهء ظهر و مسكن رياح و محلل و جهت رفع قولنج و مغص و درد كمر و پشت و مفاصل و اسهال مزمن بغايت نافع و آشاميدن مرقهء مطبوخ آن با راس العزه يعنى بچهء بز كه بزغاله نامند جهت وجع صلب و پهلو و ورك و اوجاع سائر اعضا و اعيا و اسهال مزمن بيعديل و طلاى عصارهء آنكه به آتش بقوام آورده باشند بدين قسم كه مجموع آن را از برك و شاخ و بيخ كنده و به آب شسته تا خاك و كل و غبار آن بر طرف كردد پس در هاون سنكى نرم كوفته با دستهء چوبي و آب آن را افشرده باز بكوبند و تمام آب آن را بكيرند و در پاتيل كرده به آتش ملايم طبخ دهند تا دو ثلث آن برود و ثلث بماند و در جامهاى شيشه و يا ظرف سركشادى كرده در آفتاب كذارند و هر روز با قاشق مسى برهمزنند تا منجمد كردد مانند شمع و بدست نچسپد چون بدست كيرند پس اقراص ساخته سوراخ كرده بريسمان كشند و در آفتاب آويزند تا خوب خشك كردد و عند الحاجت به قدر ضرور كرفته با آب حل كرده بر مفاصل بمالند و اكر وجع و ضربان شديد بسيار باشد دو درم آن را در آب حل كنند و با دو درم بيخ يبروح نرم كوفته پيخته بياميزند و بر مفاصل بمالند تسكين درد آن دهد و زائل سازد

* فصل الراء مع الخاء المعجمة

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 446 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى