تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
باشد بر خاصرهء صاحب قولنج و غرغرهء آن با عسل جهت خناق بلغمى و بدستور ذرور خشك استخوان خوردهء آن و بخور آن باعث جمعيت موش در ان موضع و تعليق كعب آن بر زانو جهت رفع وجع ريحي آن و زحمت حركات و باز نماندن از رفتار بسيار و كويند چون سر آن را در خوابكاه كوسفندان دفن كنند كوسفندان از خوف هلاك شوند درصورتىكه از تنفر و كريز از ان محل كزيرى نداشته باشند و چون در برج كبوتران كذارند مار و سائر موذيات داخل آن نكردند و چون در ممر سيلاب دفن كنند ديكر سيل از ان ممر جارى نكردد و چون صداق‌نامهء زنان را بر پوست كوسفندى كه كرك كرفته باشد بنويسند هركز ما بين زن و شوهر او الفت نباشد و چون دندان پيش آن را در پوست پيچيده در منزلى دفن كنند باعث تفرقهء اهل منزل كردد و بر پوست آن خوابيدن قولنج را زائل كند و كويند تا كرك ديوانه نشود كوشت آدمي نمىخورد و چون بوى خون شنود و يا آدمي خون آلوده باشد و بوى او را شنود نكذارد او را تا ندرد هرچند آن آدمي قوى و زورآور و سلاح بسيار پوشيده باشد

باب دهم در بيان ادويهء كه حرف اول آنها راء مهمله است

* فصل الراء مع الالف *

* راتيانج *

بفتح را و الف و كسر تاء مثناة فوقانيه و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و فتح نون و جيم و راتينج و ريتانج در خبينه و رشينه نيز نامند

* ماهيت ان

صمغ صنوبرى است و سه نوع مىباشد يكى آنكه سائل باشد و منجمد نكردد و آن را زفت رطب و نوع دوم آنكه منجمد باشد يعني مانند صموغ ديكر بعد برآمدن از تنهء درخت خودبخود بدون طبخ منجمد و منعقد كردد و سوم آنكه به آتش آن را طبخ دهند تا منجمد و منعقد كردد و اين را قلقونيا و بشيرازى زنكبارى نامند و بهترين راتيانج آنست كه رنك آن سفيد مائل بزردى باشد و بوى صنوبر از ان آيد

* طبيعت ان

در آخر سوم كرم و خشك و بعضى در چهارم كفته‌اند و عيسى در سوم كرم و در اول خشك كفته و نوع آتش ديدهء آن كرم‌تر از آتش ناديدهء آن

* افعال و خواص آن

آشاميدن نيم مثقال آن با زردهء تخم‌مرغ كه نيم پخته باشد و همچنين با آب طبيخ سبوس كندم جهت سرفهء مزمن و ربو و جراحت رطبهء شش و مضغ آن جهت سرفهء رطوبي و جذب فضول دماغي و كشيدن آن مانند تنباكو روز اول يك دفعه روز دوم دو دفعه روز سوم سه دفعه جهت سرفه و ربو و قرحهء شش عجيب الاثر و چون خرقه را بدان آلوده و بآفتاب خشك كرده صاحب زكام بارد و حمى ربع دود آن را بكيرد در ساعت تسكين يابد و ضماد آن جهت التيام جراحت و ازالهء حكه و جرب و خشونت جلد و با كلنار جهت فتق ركها و نواصير و با تخم كتان بالسويه جهت رفع ثاليل آويخته در مقعده كه اطبا از علاج آن بازمانده باشند و جهت شقاق قدمين و بواسير مجرب و جهت كجي ناخن مؤثر و چون يك جزو از ان و از هريك زرنيخ سرخ و سركين ارنب و پيه بز نصف جزو اجزا سوده و بر آتش كداخته اقراص سازند هر قرصى نيم مثقال و عند الحاجت يك قرص را بخور كنند به آتش ملايم و دود آن را بانبوبه بكيرند هر روز سه مرتبه عجيب النفع است براى سرفه و قرحهء رئه و چون يك جزو آن را بر آتش كداخته به وزن آن تخم كتان و نصف وزن آن سفيد آب قلعى در انداخته از آتش فرود آورند لصوق قوى است براى التحام جراجات تازه و تنقيه كهنه و اندمال آنها و نوع مطبوخ آن در اصلاح موى ذرورا مؤثر و راتينج رويانندهء كوشت است در ابدان صلب و مهيج اورام است در ابدان نرم و چون آن را با نصف آن رهج و فلفل با روغن بادام طبخ دهند و مانند مرهم سازند جهت اسقاط دانهء بواسير مجرب و ليكن با الم بسيار و تدارك آن بماليدن سفيدى تخم‌مرغ و سفيدآب و به خوردن شير تازهء دوشيده نمايند مصلح آن موم روغن با آب حى العالم بدل آن علك البطم و قنه و كويند بدل آن زيت كهنه است