تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
شكسته شربا به قدر يك مثقال و ضماد ان نيز نافع و طلاى عصارهء آن جهت استرخاى اجفان و تعليق آن جهت تسكين درد اعضا مفيد المضار مصدع مصلح آن عنب الثعلب مقدار شربت آن يك مثقال است

* ذنب العقرب *

بفتح عين مهمله و سكون قاف و فتح راء مهمله و باء موحده

* ماهيت ان

نزد جالينوس صامريوما است و بعضى كويند ثمر كياهى است شبيه بدنبالهء عقرب و زردرنك و نبات آن كم و برك آن ريزه و منبت آن بلاد سردسير

* طبيعت ان

در دوم كرم و خشك

* افعال و خواص ان

جهت سم عقرب و سائر سموم باردهء حيواني و غير حيواني نافع

* ذنب القط *

باصطلاح اهل شام كياهى است برك آن شبيه ببرك بلوط و كل آن زرد و بيخ آن شبيه بشلغم و ظاهر آن سياه و باطن آن برنك خون و معروف نزد يونانيان بخروسوعالي است و آن اسم حيوانى است

* افعال و خواص ان

ضماد آن با سركه جهت كريدن تنين بحرى نافع است

* ذنب الفار *

لسان الحمل است از جهت مشابهت خوشهء آن بدنبالهء موش

* فصل الذال مع الهاء *

* ذهب *

بفتح ذال معجمه و ها و باء موحده بعربي عقيان و عسجد نيز و بفارسي زر و طلا و بتركى آنتون و قزل و بهندى سونا و كنچن نيز نامند

* ماهيت ان

اشرف فلزاتى است كه در معدن از زيبق و كبريت معتدل صافي تكون مىيابد

* طبيعت ان

معتدل مائل بكرمى و با رطوبت غريزى

* * افعال و خواص آن

ملطف و مفرح و مقوى قلب و دماغ و حرارت غريزى و فكر و فهم را تيز كرداند و جهت امراض قلب و دماغ و كبد و معده و مراره و طحال و كرده و مثانه و باه و امراض صفراوى و سوداوى مانند خفقان و وسواس و توحش و وهم و غم و حزن و جنون و دوار و صرع و ضعف معده و كبد و يرقان و سپرز و انواع بواسير و ضعف كرده و مثانه و باه نافع و بدن را فربه سازد و جهت جذام بتنهائي و يا با ادويهء مناسبه مانند بسفايج و كماذريوس و محلول سخالهء آن با مرواريد كه در آب اترج حل كرده باشند جهت اكثر امراض مذكوره و زحير و اسهال دموى و جذام مجرب دانسته‌اند و محلول طلا با نوشادر جهت اخراج سم مجرب و ساختن ميل سرمه از ان جهت تقويت بصر و منع رمد و اكتحال آن جهت غلظت اجفان و بياض و غشاوه و كمنه و انپاشتن آن در ثقبهء غرب جهت رفع آن مجرب و سنون آن جهت درد دندان و امساك آن در دهان جهت رفع بخر يعنى بدبوئي دهان و ذرور آن جهت رفع اكله و آشاميدن آب طلا تاب جهت تقويت حرارت غريزى و قلب و معده و رفع اسهال نافع و طلاى محلول آن جهت فالج و تحليل اورام و داء الثعلب و داء الحيه و عرق النسا و بهق و برص و بدستور روغن آن اقوى است جهت تقويت كبد و اكثر امراض و انكشترى آن جهت داخس و ام الصبيان و مفاصل و تعليق خالص آن بر كردن اطفال جهت رفع فزع ايشان مجرب دانسته‌اند و يشاوس اين خاصيت را مخصوص بدانهء حجرى آنكه به قدر دانهء خردلى در نهايت صلابت مىباشد و در معدن طلا تكون مىيابد دانسته و لعب به طلا و ديدن آن مورث سرور و رفع هموم و تقويت دل و ضحك است و چون كوش را با سوزن طلا سوراخ كنند هيچ وقت التيام‌پذير نكردد و كويند مضر مثانه و آلات بول است مصلح آن عسل و مشك و حب الاس و شاه بلوط و اكثر را اعتقاد آنكه اصلا ضررى ندارد و چون طلا را سحق نمايند بنهجي كه از غير آن هيچ جسدى داخل آن نكردد خصوصا ادويهء سميه و تناول نمايند باعث حفظ صحت و طول عمر و دافع جميع امراض سوداوى است و درين امور چيزى برابر او نيست مقدار شربت آن از يك قيراط تا دو قيراط و يك دانك است و چون اطفال را در ظرف طلا شير و طعام و شراب و دارو دهند زود