مهمله بتركي الاكلنك و بديلمي دارساس و باصفهانى قسمى از سن نامند
* ماهيت آن
حيوانى است و دو نوع مىباشد بزرك و كوچك بزرك آن به قدر زنبور و كوچك آن از مكس بزركتر و پهن و بدبو بر نبات تازه مىنشيند و در آنها تكون مىيابد بهترين آن بزرك طولاني آنست كه در كندم تكون يابد و زرد مائل بسياهي و سرخي و با خطوط زرد كه بعرض در پر آن باشد و آنچه سبز و سرخ و زرد و منقط بسياهي باشد زبون و سائر اقسام آن غير مستعمل و چون آدمي را بكزد بىاختيار ازو بول جارى شود
* طبيعت ان
در آخر سوم كرم و در دوم خشك و در سوم نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
بسيار تند و متعفن و مقرح جلد و از سموم قتاله و مقطع و مفتح و آشاميدن محرق آن رافع سپرز و مفتت حصاة و مدر بول و حيض و نيز آشاميدن محرق آن با مرق كوشت كاو و يا با روغن زيتون جهت رفع خوف سك ديوانه كزيده بهترين ادويه است و كويند قطعهاى خون منجمد با بول شارب آن دفع مىكردد و عوام را عقيده آنست كه سكهاى بسيار كوچك در جوف صاحب آن متكون مىكردد و اين دوا آنها را بادرار دفع مىكند و در اخراج سنك كرده و مثانه نيز موثر است و دستور احراق آن در مقدمه ذكر يافت و اكر در پارچهء پيچيده ببخار سركهء جوشان بدارند تا بميرد حكم احراق دارد و باعث تلطيف آن مىشود و استعمال آن مجوز و اكتحال آن جهت ناخنه و ضماد آن با سركه جهت داء الثعلب و بهق و برص ناخن و تحليل اورام بلغميه و با قيروطي جهت قلع ناخن فاسد و رويانيدن ناخن صحيح و با سركه جهت جرب و تقشر جلد و بهق و برص و قوبا و كزيدن عقرب و دفع ثآليل و قمل و بقاياى حدرى و نمش و چون دست و پاهاى آن را انداخته در سايه خشك نمايند و در روغن بنفشه بسايند پس در روغن زيتون بجوشانند تا غليظ شود قطور آن جهت ثقل سامعه و درد كوش و طلاى آن جهت رويانيدن موى ابرو و داء الثعلب بعد تقرح مفيد و بايد كه چشم را محفوظ دارند كه در ان داخل نشود و چون نوع سياه منقط سرخ آن را كرفته در روغن اندازند و مدت شش ماه در آفتاب كذارند جهت قلع فرطه كه مقدمهء كچلى است مؤثر هرچند مزمن شده باشد و طلاى محرق آن با خردل جهت انبات شعر و با قيروطي جهت بياض اظفار مقدار شربت آن يك عدد سوختهء آن و كفتهاند سه طسوج و زياده كشنده است به درد و تقرح مثانه و مغص و بول اللدم و احتباس آن و غشى و حمى حاد و اختلاط و ورم قضيب و نواحي آن و التهاب و حرقت دهان و معالجهء آن قئ فرمودن بماء الشبت مطبوخ و روغن كاو و آب كرم ممزوج بروغن كنجد و احتقان بكشك ماء الشعير مطبوخ با روغن كل و روغن تخم كتان و آشاميدن شير كاو تازه دوشيده و آب كوشتهاى چرب و آشاميدن آب برك خرفهء تازه با كره و ادهان بارده و فالودهاى لينه و چكانيدن روغن كل و سفيدهء بيضهء مرغ در احليل و كفتهاند پر و پاهاى آن ترياق آنست و بعضى بالعكس كفتهاند و همه بىاصل است
* ذرة *
بضم ذال معجمه و فتح راء مهمله و تاجاورس هندى است و بهندى جوار نامند
* ماهيت ان
حمي است سفيد و شيرين از عدس بزركتر و در خوشه بزركي پر از دانه و نبات آن به قدر يك قامت و كمتر و زياده بر ان و شبيه بنيشكر و نبات خندروس و بهترين آن سفيد بزرك دانهء سنكين شيرين آنست
* طبيعت ان
سرد و خشك
* افعال و خواص آن
قوى الغذا و غليظتر از دخن و مجفف و حابس اسهال و در جميع افعال مانند خندروس است مصلح و ملطف آن روغنها و شيرينيها و ضماد آن مبرد و مجفف و رادع و همچنين جميع اجزاى كياه آن
* ذرق *
ابو حنيفه كويد بلغت تازى نباتى را كويند كه شبيه بكندنا و بر سر نبات آن غلافي كه تخم آن در ان باشد و در