تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
معشوش مىنمايند و بعضى بعسل و موم و روغن مورد و حنا و راتينج غش مىكنند و اين زبون‌تر از همه است

* طبيعت خالص آن

در اول سوم كرم و خشك و با قوت ترياقيت

* افعال و خواص ان

مقوى دماغ و اعصاب و قوت باصره و رحم و جهت امراض باردهء دماغيه و عصبانيه مانند فالج و لقوه و كزاز و صرع و صداع و دوار و رعشه و استرخا و قروح سر و اوجاع مفاصل و حلق و اسنان و عرق النسا و نقرس و همه اوجاع باردهء رطبه و ظلمت بصر و بياض و سبل و غشاوه و حدت بصر و نزول آب و ثقل سامعه و كرى كوش حادث از برودت و رطوبت و ضيق النفس و ربو و سعال و انتصاب نفس و قروح رئه و ضعف معده و كبد و طحال و كرده و مثانه و تفتيت حصاة و عسر البول و سلس البول و استرخاى قضيب و امراض مقعده و تليين صلابت و تحليل مواد بارده و رفع لرز تپها و وضح و امراض مقعده و رحم و اوجاع آن و اخراج جنين و مشيمه و ادرار حيض و نشف رطوبات آن و اعانت بر حمل و پاك كردن جراحات از چرك بهر نوع كه استعمال نمايند شربا و طلاء و تمريخا و اكتحالا و قطورا و سنونا و حمولا و فرزجة و مفردا و مركبا نافع و مانند ترياقات است در مركبات و مقاوم سموم بارده مانند عقرب و سائر هوام و خانق النمر و امثال اينها است و آشاميدن نيم مثقال آن با شير تازهء دوشيده جهت رفع سميت و اذيت خانق النمر و فطر و نهش هوام سمي و يك دانك و نيم آن با سه مثقال طبيخ زوفا جهت سعال و اوجاع سينه و چون در روغن زنبق حل كرده فتيله بدان آلوده در بيني كذارند جهت سكته و جمود و حمول آن جهت اخراج جنين و مشيمه و بدستور حمول آن با موم و روغن ممزوج كرده و ضماد آن با ايرسا جهت اخراج خار و استخوان مقدار شربت آن تا نيم مثقال بدل آن يك وزن و نيم تا دو وزن آن روغن زيتون كهنه با روغن زيت تازه يا روغن رازقي يا روغن ترب كه در ان حب و عود بلسان جوشانيده باشند و كويند روغن كارى كه در ان مرمكى جوشانيده باشند و كويند روغن نارجيل است و كفته‌اند كه چون صمغ درخت كاج را در روغنهاى مناسبه حل كنند در اكثر اثار مانند دهن بلسان است و بهترين ابدال آن مىتواند بود

* دهن الكرجن *

بفتح كاف عجمي و سكون راء مهمله و فتح جيم و نون اسم هندى است

* ماهيت ان

روغنى است كه از تنهء درخت بسيار عظيم بلندى كه منبت آن اسلام‌آباد كه شهر سبز نيز باصطلاح قديم و بهندى چتكام و چات‌كام نيز مىنامند بسيار است به عمل مىآورند بزدن تيشه بر تنهء درخت آن و نصب كردن ظرفى بدان موضع و بانحاى ديكر نيز و رنك آن روغن در تازكي اندك سرخ رنك رقيق صاف مىباشد و چون كهنه كردد سرخ بسيار تيره مائل بسياهي غليظ چسپنده و چون بسيار كهنه كردد غليظ و چسپندكي آن زياده مىكردد و براى رفع كرم خوردن به چوب عمارت و تختهء دروازه و غير آن در بنكاله اكثر مىمالند و نصارى در رنك‌آميزى كشتى و جهازات و عمارات داخل رنكها مىنمايند و چوب آن درخت بسيار رخو و ريشه‌دار و در تازكي چرب كه مانند فتيلهء دهن آلوده مشتعل مىكردد و به كار عمارات بجز سوختن نمىآيد

* طبيعت آن

كرم و خشك

* افعال و خواص آن

محلل اورام است

* دهنج *

بفتح دال و ها و نون و جيم بفارسي دهنهء فرنك نامند

* ماهيت آن

سنكي است سبز آبدار براق كه در معدن طلا و نقره و مس و آهن تكون مىيابد از ابخرهء كبريتيه كه صعود مىنمايد از ان معدن و در خلال و فرج آن محتبس كشته تكاثف مىيابد و به طول زمان سرد و منجمد و متحجر مىكردد و آن را زنجار معدني مىنامند و الوان مىباشد بعضي سبز تيره كه در هنكام صفاى هوا صاف و هنكام كدورت كدر كردد كويند فيروزه نيز چنين مىباشد و بعضي طاؤسي رنك مائل بسرخي اندك براق و بعضي طاؤسي رنك مائل بزردى و بعضي مائل بسياهي و بهترين همه سبز تيره است و آن را دهنهء فرنكي نامند و بعد از ان در بهترى