تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
و بدون تخم كرفس جهت كزيدن عقرب و تنقيهء رحم و اعانت بر حمل و قطع شهوت در محرورين و يابس مزاجان و نطول طبيخ آن جهت عقرب كزيده و جانوران سمي چون تخم آن را بكوبند و بر رخت خواب بپاشند رفع اذيت كيك نمايد كيك در انجا نيايد و تخم دو قسم ديكر در افعال و خواص مانند دوقو است و از ان ضعيف‌تر *

* دوقو *

بضم دال و سكون واو و ضم قاف و سكون واو لغت يوناني است و آن را دوقواغريا و دوقوبرى نيز نامند

* ماهيت ان

تخم جزربرى است و بيخ آن را مستسقاقل و كياه آن را خرس كياه نامند جهت آنكه خرس آن را بسيار دوست مىدارد و كويند بشيرازى آن را بدران نامند و آن شبيه بنانخواه است و از ان ريزه‌تر و با اندك تندى و كياه آن زياده بر شبرى و برك آن مانند برك رازيانه و از ان ريزه‌تر و چتر آن مانند چتر كشنيز و كل آن زرد و تند طعم و زغب‌دار و خوش‌بو و بيخ آن بسطبرى انكشتى و باريك‌تر از ان و قريب بشبرى و در طعم مانند جزر و در قزوين كزر نامند و بهترين آن تازهء زرد رنك آنست

* طبيعت ان

در سوم كرم و در دوم خشك و بعضى در دوم كرم و خشك دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

در جميع افعال قويتر از جزر بستاني است سواى تحريك باه در جزر خواص نبات آن مذكور شد و مراد از مطلق آن تخم آنست آشاميدن آن جهت سرفهء كهنه و فضول سينه و تقويت معده و هاضمه و باه و ازدياد مني و تحليل نفخ رياح و مواد غليظهء بلغميه و تفتيح غدد و ادرار بول و تفتيت حصاة كرده و متانه و ادرار نمودن حيض و تنقيهء رحم و اعانت بر حمل و عسر ولادت و استرخاى مفاصل و وجع آن و مغص و سحج اطفال و استسقاى طبلي و كزيدن عقرب و سائر هوام مجرب دانسته‌اند و آشاميدن يك درم تا دو درم آن با دو وزن آن ترمس جهت قتل حب القرع و ريزانيدن آن و ضماد آن جهت تحليل ورم بلغمى مفيد و نطول طبيخ آن بر موضع عقرب كزيده نافع مضر باه محرورين مصلح آن كثيرا و مضر مثانه مصلح آن مصطكى بدل آن دو وزن آن تخم زردك و كويند به وزن آن تخم كرفس است

* فصل الدال مع الهاء *

* دهن *

بضم دال و سكون ها و نون بفارسي روغن نامند خواه از حبوب نباتات كيرند و يا از كلها و يا شكوفها و يا بركها و غيرها به عمل آورند به طريقى كه در مقدمهء اين كتاب و در قرابادين كبير در حرف دال ذكر يافت و دهن هر چيزى در جاى خود مذكور مىكردد

* دهن البلسان *

بتحريك باء موحده و لام و سين مهمله و الف و نون بفارسي روغن بلسان نامند و آن را لبن البلسان و صمغ البلسان نيز كويند و فى الحقيقة لبن است نه دهن

* ماهيت ان

سه نوع است خالص و مصنوع و مركب اما خالص آن چيزى است سيال اندك غليظ چسپنده خوشبوى قوى الرائحه تند طعم خالي از حموضت كه زبان را بكزد و صاف سرخ عقيقي باشد و چون در شير اندازند شير را منجمد سازد و چون در آب اندازند ته‌نشين نكردد و چون در آب حل كنند آب را برنك شير كرداند و چون به پشمى آلوده بشويند در پشم از ان اثرى نماند و قوت اين تا چهار سال باقي مىماند و بهترين همه اين قسم است و هرچه بدين اوصاف نباشد ردى و مغشوش است و طريق اخذ دهن آنست كه در اول طلوع شعرى يمانيه تنهء درخت آن را تيغ زده آنچه از ان تراوش نمايد بكيرند و مصنوع آنكه معمول اين زمان است آنست كه مىكيرند چوب بشام و بسباسه و ميعهء سائله و روغن تخم ترب اجزاء متساوى و مىجوشانند مجموع را با ده وزن آن زيت تا بربع رسد پس صاف مىنمايند و اين در نفع بعد از اصلي است و نيز شاخ و برك و چوب و حب بلسان را در آب جوش مىدهند و با روغن زيتون بدستور مقرر مرتب مىنمايند و اين بعد از آنست و مغشوش آن آنست كه آن را بعضى با اكثر ادهان مانند دهن حبة الخضراء و حنا و مصطكى و سوسن و امثال اينها