با بارود يعني شورهء سفيد كنند در اصلاح نقره و زدودن زنك مس بيعديل دانستهاند
* دردى الخل *
يعني لاى سركه در جميع افعال ضعيفتر از سركه است مكر در منع اكله كه قويتر است
* درونج *
بفتح دال و ضم را و سكون واو و فتح نون و جيم لغت فارسي است
* ماهيت ان
بيخى است عقربي شكل پوست آن خاكسترى رنك كرهدار و عدد كره آن دو و يا سه و بهترين آن با اندك تلخي و خوشبوئى و با صلابت و اندرون سفيد آنست برك كياه آن شبيه ببرك بادام مائل بزردى و مفروش بر روى زمين و مزغب و ساق آن مجوف به قدر دو ذرع و از ميان برك روئيده و بركهاى ساق آن متفرق و باريكتر و درازتر از بركهاى زبر آن از پنج عدد تا هفت عدد و كل آن زرد و مجوف و مستعمل بيخ آنست و قوت آن تا ده سال باقي مىماند منبت آن اندلس و كوهستان شام خصوصا جبل موسوم به يبروت و در انجا معروف بعقربي است و دو نوع مىباشد فارسي و رومي بهترين آن رومي عقربي است يعني انجه به شكل عقرب باشد
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
محلل بلغم و سودا و پراكنده كنندهء رياح غليظه و مقوى حواس و دل و معده و سپرز و مفرح و با ترياقيت و جهت خفقان و ماليخوليا مراقي و تقويت هاضمه و تسكين وجع رحم و تلطيف رياح غليظهء معده و امعا و رحم و رفع ضرر كزيدن عقرب و رتيلا و سائر جانوران سمي و رفع طاعون شربا و ضمادا خصوصا با انجير و خوردن آن با شكر جهت صداع بلغمي و درد سينه نافع مضر راس محرور المزاج و مصدع مصلح آن رازيانه و در محرور رازيانه يا رب غوره يا رب ريباس و بهترين استعمال آن در خفقان و غير آن براى تسكين حدت كرمي آن با شراب سيب و قليلى كافور است مقدار شربت آن يك درم تا دو درم بدل آن در دفع مضرت رياح رحم به وزن آن زرنباد و دو ثلث آن قرنفل و كويند بدل آن عاقر قرحا است و از خواص آنست كه چون بياويزند قطعهء آن را در اندرون خانه طاعون در ان داخل نكردد و تعليق سوراخ كردهء آن بريسماني به زير كمركاه زن حامله جهت تسكين درد ولادت و حفظ جنين از آفات اما بايد كه آن ريسمان را زن خود رشته باشد و تعليق سوراخ كردهء آن به طول جهت رفع فزع در خواب و ديدن خوابهاى مشوش و باعث ديدن خوابهاى نيكو است
* درياس *
بفتح دال و سكون راء مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و سين مهمله معرب از دورس فارسي است
* ماهيت ان
نوعى از ورد منتن است كياه آن به قدر شبرى و زياده از ان و از ساق آن شاخهاى بسيار رسته و برك آن شبيه ببرك كنار و سبز مائل بسياهى و در هر شاخى سه يا پنج تا هفت عدد برك مىباشد و كل آن زرد و مستدير و پهن و كوچك و بدبو و تخم آن شبيه بفلفل كوچكى و شيخ داؤد انطاكي درياس را تفسير بدواى ديكر نموده
* طبيعت ان
در سوم كرم و خشك و با برودت يعني مركب القوى
* افعال و خواص ان
مبخر و مسكر نيم درم تازة آن مسكر قوى و محلل بلغم و سودا و منبسط كنندهء جلد و مفتح سدد و رافع يرقان و رياح و زردى بشره و سرخ كنندهء آن و كويند چون در روغن طبخ داده به وزن آن آرد كندم اضافه كرده با عسل بقوام آورند و بعد از طعام تا شش درم آن را تناول نمايند در تسمين بدن مجرب مضر سينه و مصدع مصلح آن كشنيز و كثيرا است
* دريان *
بضم اول و سكون راء مهمله و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و نون
* ماهيت ان
ميوه است مخصوص به بلاد زيرباد و تحت الريخ كه عبارت از شهر تناسرى و مركي و ملاخه و شهر ناو و بلاد قريبه به آنها است مانند جزيرهء آچين و پليميان و مرتبان و بتاوى و غيرها و ساق درخت آن بلند و برك آن شبيه ببرك كتهل و ميوهء آن بزرك و طولاني بهيأت