تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
سرشته حمول كنند جهت اعادهء بكارت از اسرار شمرده‌اند و خوردن سنك متولد در جوف آن جهت تفتيت حصاة نافع و سركين آن جالي و تند و خوردن يك مثقال آن با شراب و يا سركه جهت رفع قولنج و سميت فطر و طلاى آن جهت بهق و برص و امثال آن و ضماد آن خصوصا از خروس با سركه جهت سك ديوانه كزيده مفيد و بايد كه بكيرند سركين مرغى را كه مروض باغذيهء صالحه نموده باشند و از خاصيت آنست كه چون شكم آن را بشكافند و كرماكرم بر موضع كزيدهء هوام و مار بندند جذب سميت نمايد و چون سرد كردد تبديل نمايند و بر سائر مواد جهت جذب آن به ظاهر و بر سر صاحب سرسام رافع بيهوشي آن و نيز از خاصيت آنست كه چون پرهاى مقعده زندهء آن را تمام بكنند و بر موضع كزيدهء مار بكذارند جذب سميت مىنمايد و مىميرد پس مرغ ديكر را بجاى آن بكذارند و همچنين تا ملسوع صحت يابد و تناول آن با شير و كشك و ماست و پنير و سائر لبنيات مورث قولنج و مداومت آن باعث نقرس و بواسير مصلح آن ادويهء حاره و شراب و مطبوخ آب انكور و در محرورين سكنجبين و كفته‌اند كه خروس بالخاصيت مضعف باه است و چيزى كه در شكم مرغ مىباشد كه تخمهاى آن بر ان پيوسته مىباشد در هنكام ريزكي و خامي و آن را تخمدان مىكويند و چون مرغ پير شد و از تخم افتاد احيانا از شكم آن برميآيد در تاثير انجماد شير مانند پنير مايه است كه قدرى از ان را در شير جوش داده نيمكرم بمالند

فصل الدال المهملة مع الحاء المعجمه

* دخان *

بضم دال مهمله و فتح خاى معجمه و الف و نون بفارسي دود و بهندى دهوان نامند

* ماهيت آن

اجزاى ارضي لطيف حار يابس است كه از اشيا در حين سوختن و كداختن متصاعد كردد و مختلف مىباشد احوال آن باختلاف چيزى كه از ان متصاعد و متولد مىكردد يعنى دخان شئ حاد حاد و شيرين شيرين و معتدل معتدل

* طبيعت مجموع آن

اندك كرم بسبب باقي بودن در ان اثر ناربتى كه از ان مفارقت كرده و خشك بسبب ارضيت ماده و مستعمل در طب دخان القوارير و دخان الكندر در ادويهء عين و دخان المر و البطم در رطوبات آن و تاكل حادث و رماق و دخان ميعه قويتر از دخان القوارير و بعد از ان دخان زفت و بعد از ان دخان قطران و هر دخانى كه حدت آن زياده است بهتر است از براى مداواى شفارعين و غلظت حمرت و صلابت و ريختن موى و دخان الزنجبيل جهت تقويت عين بيعديل و طريقهء اخذ آن چنانست كه آن را نيم كوفته با پيه كردهء بز مخلوط نموده بر پارچهء كهنه پهن كرده پيچيده فتيله سازند و در زير ظرفى مقبب مانند طاس و غير آن بسوزانند تا دود آن در ان جمع كردد پس بردارند و استعمال نمايند و دخان دوكان محمصان در ادهان و مراهم مستعمل و دخان حصى لبان در افعال قويتر از اصل آنست و خوردن قدر قليل آن جهت تقويت باه نافع و در حصى لبان مذكور شد

* دخان القوارير *

بضم دال و فتح خاى معجمه و الف و ضم نون و الف و لام و فتح قاف و واو و الف و كسر راء مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و راء مهمله

* ماهيت ان

دودهء شيشه است كه در وقت كداز بر سقف كورهء آن مجتمع مىكردد

* طبيعت ان

كرم و خشك

* افعال و خواص ان

مقوى باصره و جالي و جهت سبل ناخنه و بردن كوشت زائد زخمها مفيد

* دخان الكندر *

بضم كاف و سكون نون و ضم دال و سكون راء مهملتين

* ماهيت آن

دودهء كندر است كه طاسى را و يا ظرفى قبه‌دار معكوس كذارند و در زير آن كندر را بسوزانند تا دود آن در ان مجتمع كردد

* افعال و خواص ان

جهت ورم و قرحهء چشم و رويانيدن مژه و رفع موى زائد و التيام قروح اعضا نافع است و در مقدمه نيز طريق اخذ آن ذكر يافت