سائر خواص از موش اقوى است
* فصل الخاء مع الزاى المعجمة *
* خزامى *
بفتح اول و زاى معجمه و الف و فتح ميم و الف كويند كه بفارسي شب انبوى و شب بوى نيز نامند خصوص سفيد آن را و بعضى كل مريم نيز كفتهاند در ماهيت آن اختلاف است و بعضى كويند كياهى است بسيار خوشبو كه بفارسي خيرى دشتي و بشيرازى اروانه نامند و انطاكي غير خيرى دانسته و كفته كه كياهي است لطيف قريب ببنفشه و دراز در ماه الهي مىرويد و در حيزران مىرسد و منبت آن كوهستان و ميان رودخانهها و كل آن شبيه ببنفشه مائل بكبودى و لاجوردى و بسيار خوشبو زياده از فاغبه و قريب بنسرين و تخم آن مائل بسياهى و اهل فلاحت بيان نموده كه چون پياز آن را به عكس هيئت اصلى غرس نمايند و يا صليبي شق نمايند بنفشه مىكردد و يوسف بغدادى صاحب اختيارات و ديكران نيز خيرى برى دانسته و كفتهاند كه كياهى است شاخ آن دراز و برك آن ريزه و كل آن سرخ مائل ببنفشى و آسمانجوني و خوشبوتر از كل حنا كه فاغيه نامند و از كلهاى حشايش برى ديكر نيز و منبت آن زمينهاى رملى و نرم و از صفات و خواص خيرى ظاهر مىشود كه خزامى غير خيرى باشد
* طبيعت ان
در اول دوم كرم و خشك و بعضى تر دانستهاند و كل آن كرمتر از كياه آن
* افعال و خواص آن
كل آن ملطف و مسخن و مفتح سدهء دماغ و مقوى آن و رافع صداع و جاذب رطوبات زكامى و محلل رياح و مقوى دل و جكر و سپرز و مفتح سدهء آنها و مدر فضلات چون سه درهم آن را بياشامند و فرزجهء آن جهت تنقيهء رحم و خوشبو كردن آن و نشف رطوبات و سيلان مزمن از ان و برودت و احداث كرمي و اعانت بر حمل و تنكي فرج و بدستور آشاميدن آن و طلاى خشك آن جهت تقويت عصب و خوشبو كردن عرق و ضماد آن با آرد جهت اندمال جراحت و تحليل ورم آن و بخور آن جهت رفع بدبوئي عفونات و روغني كه از ان ترتيب دهند قائم مقام نفط است و مصدع محرورين مصلح آن مورد مقدار شربت كل آن تا سه درهم بدل آن بابونه است و پياز و برك و تخم آن در افعال ضعيفتر و غير مستعملاند *
* خز *
بفتح خا و سكون زاى مشدده
* ماهيت ان
باصطلاح قديم اسم ثيابي است كه از ابريشم و پشم و كج كه بعربي قز نامند ترتيب مىدهند و خز خالص لباسى است كه از موى بسيار نازك كه در زير مويهاى خشن بز و امثال آن مىباشد كه بفارسي كرك نامند ترتيب دهند و باصطلاح جديد پوست حيواني است از سمور كوچكتر
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك
* افعال و خواص آن
پوشيدن آن جهت حفظ حرارت و دفع ضرر سردى از پشت و كرده و جهت فالج و نقرس و ضعف باه و رفع جذام و حكه سريع الاثر و آشاميدن آن جهت فتق اعصاب و اعضاى عصبانى و ذرور سوختهء آن جهت قطع نزف الدم و خشك كردن جراحات نافع *
* خزف *
بفتح خا و زاى معجمتين و سكون فا بفارسي سفال نامند
* ماهيت ان
معروف است
* طبيعت ان
بسيار خشك و باندك حرارت
* افعال و خواص ان
ضماد اقسام آن جهت ورمهاى نرم و قروح اعضاى يابسة المزاج مانند غضروف و وتر و جهت انسلاخ جلد و سفال نو با مرهمها جهت التيام جراحات و با سركه جهت حكه و جوششها و حزاز و سعفه و جرب و نقرس و با موم روغن جهت ورمهاى مزمن و خنازير و غدد و ذرور سفال چيني نرم كوفته جهت جلاى بياض طبقهء قرنيه و سنون آن جهت جلاى دندان و تقويت لثه و قطع خون آمدن آن مضر اعصاب دماغي و مصلح آن روغن بنفشه و روغن نيلوفر و طلاى خزفيكه در ان نمك يا خزف پارهائى كه در نمك و يا سنكريزهائى كه در نمك پيدا مىشود جهت تحليل اورام بلغميهء باردهء هر عضو و اجفان چشم مؤثر