تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
شكستكي استخوان و وثى عضل و قطع نفث الدم و رفع سحج و ذرور برك خشك و محرق آن نيز جهت قوباى سر به شرطى كه قوبا را با بول و نمك به حدى بشويند كه خون آلود كردد پس بمالند و كويند مسهل اخلاط و مجفف بواسير است و اهل هند براى آن خواص و منافع بسيار مىنويسند از آن جمله آنچه بر درخت ام غيلان بهم مىرسد تعليق ساق كياه آن بر كمر جهت بواسير و بدستور آشاميدن آن جهت بواسير و اسهالى كه عسر العلاج باشد و بعضى شرط نموده‌اند كه بايد روز يكشنبه قبل طلوع آفتاب كرفته در وسط آن ريسمان هفت لا بسته بر كمر بندند و باز نكنند بواسير و اسهال الدم را مجرب است و بدستور آنچه بر درخت سدر كه كنار نامند و درخت انار نيز و آنچه بر درخت بيل تكون يابد چون با شير كاو زن بعد از حيض سيزده روز بياشامد آبستن كردد خصوص كه در حين اخذ قمر در منزل شرطين باشد *

* خرم *

بضم خا و بفتح راء مهملهء مشدده و سكون ميم لغت فارسي است بمعني فرح

* ماهيت آن

از ادويهء مجهوله است بعضى كفته‌اند اسم فارسي مريحه است و آن كياهى است كه در بساتين و مواضع سايه‌دار مىرويد و بركهاى آن باريك طولانى و كل آن بنفشي و خوش‌بو و خوش‌منظر و لطيف و بركهاى آن متفرق و اهل فرس آن را تعظيم بسيار مىنمايند

* طبيعت ان

مائل بكرمي

* افعال و خواص آن

جالي و مقوى دماغ و منوم و زياده كنندهء عقل و فهم و نظارهء آن مورث سرور و فرح و نكاهداشتن آن در كف دست باعث محبت و در آستين باعث محبوبى و روغنى كه از كل آن ترتيب دهند جهت دردسر و بيخوابى و رفع توحش و چون از ان موم روغن ترتيب دهند و شب بر صورت بمالند و روز بشويند موجب نيكوئي و سرخى رنك رخسار و قبول و رافع بغض است و بعضى آن را سراج القطرب و بعضي دواء الحالبى كه بيونانى اسطرطيقوس نامند و بعضى بتخفيف را بمعنى قشر بيض منقى مغسول دانسته‌اند

* خرنوب *

بضم اول و سكون راء مهمله و ضم نون و سكون واو و باء موحده و بفتح اول نيز آمده

* ماهيت آن

بستانى و برى مىباشد بستاني آن درختى است عظيم ببزركي كردكان و برك آن بسيار سبز املس مائل بتدوير و ضخيم هر دو طرف شاخهاى آن يكى مقابل ديكرى و كل آن زرد طلائى و غلاف آن به قدر شبرى و كوتاه‌تر و ضخيم‌تر و سياه و دانهاى آن شبيه بباقلا و به قدر ترمس و شيرين طعم و در تنكابن كراث و در مازندران و كيلان لاركي نامند و بهترين آن بستاني خشك آنست كه مغز آن بسيار شيرين صادق الحلاوة و پوست آن رقيق و از يك سال تجاوز نكرده باشد و از ان در مصر و شام رب مىسازند

* طبيعت آن

در اول سرد و در دوم خشك و با قوت قابضه و مسهله بعصر خصوص تازهء آن و بسيار رسيدهء شيرين آن در اول كرم

* افعال و خواص آن

مدر بول و جهت اوجاع سينه و تقويت معده و تسمين بدن و توليد خلط جيد اكر هضم يابد زيرا كه بطى الهضم و نفاخ است خصوصا تازهء آنكه يك سال بر ان نكذشته باشد و با دوشاب ادرار بول نمايد و چون داخل شير كنند شير را لذيذ كند و اشتهاى طعام آورد و جهت سرفهء مزمن مجرب دانسته‌اند و خوردن آن با دانه جهت تسمين بدن و رفع فتق و ضماد پختهء آن جهت صدمه و سقطه و امثال آن و ثآليل و چون تازهء آن را بر ثآليل بمالند آن را زائل سازد و چون يك پارچهء از دو پارچه تخم آن را بر ثآليل بچسپانند آن را قطع نمايد و تخم آن سرد و خشك و بسيار قابض و محلل اورام و جهت بروز مقعده و نزف الدم نافع و مضر معده و مجفف اعضا مصلح آن بهدانه و نبات بدل آن به وزن آن هريك از قرظ و تراشيث و عفص مقدار شربت آن تا پنج درهم است و دوم برى و آن ثمر خارى است به قدر ذرعى و شاخهاى آن پراكنده و خارهاى آن تند و ريزه و كل آن زرد و داغدار و ثمر آن شبيه بكردهء كوچكى و در قزوين كياه آن را ورك نامند و خرنوب