* خربق *
بفتح خا و سكون راء مهمله و فتح باء موحده و سكون قاف
* ماهيت ان
دو نوع مىباشد ابيض و اسود ابيض آن بيخ كياهى است برك آن شبيه ببرك بارتنك و از ان عريضتر و كل آن سرخ و ساق آن به قدر چهار انكشت مضموم و مجوف و چون خشك شود پوست آن مقشر كردد و بيخ آن شبيه بپياز مستطيل و با ريشهاى باريك و سفيد مائل بزردى و تلخ و از شكستن آن غبارى ظاهر مىشود و در جوف آن مانند دام عنكبوت چيزى مىباشد و منبت آن مواضع جبليه و بهترين آن منبسط السطح معتدل الانبساط سفيد سست آن است كه بآساني مفتت كردد و لحيم لعابى و از اراضي مرتفعه خشك باشد و چون بچشند اول زبان را اندك بكزد پس كزندكي آن بيشتر ظاهر كردد و آنچه مدور و اطراف آن نيز شبيه باذخر و چون بشكنند از ان كردى برآيد و كم كوشت باشد ردى و غير مستعمل زيرا كه حناق آورد
* طبيعت ان
در وسط سوم كرم و خشك
* افعال خواص ان
مسهل بلغم و صفراى غليظ و اخلاط لزجه و مخاطيه و مفتح سدد و منقي معده و جهت فالج و سرسام و صرع بلغمي و ليثرغس و سائر امراض باردهء دماغيه و مفاصل و تفتيت حصاة و ادرار حيض و قتل جنين و اخراج آن نافع الدماغ سعوط آن مهيج عطسه العين اكتحال آن در شيافات جهت جلاى غشاوه و حدت بصر الفم و غيره طلاى آن با سركه جهت قلع دندان متاكل و قوبا و جرب و برص و بهق بتنهائي و با ايرسا نيز و فرزجهء آن مدر حيض و قاتل جنين چون با سويق و عسل بسرشند و بموش بخورانند بميرد و سم كلاب و خنازير باشد و چون با كوشت طبخ دهند كوشت را مهرا سازد و چون ارادهء استعمال آن نمايند بايد كه اصلاح آن نمايند به پختن آن در جوف خمير و با مخلوط بحسو جو و روغن بادام و يا مخلوط با اندك حاشا و مصطكى نمايند و بهتر آنست كه ناشتا نخورند بلكه بر بالاى اندك طعامى و زياده از مقدار شربت آنكه از نيم مثقال تا يك مثقال است نباشد زيرا كه زياده آن كشنده است بقئ و خناق و تشنج و كشندهء سك و خنزير است و مداواى كسى كه زياده از مقدار شربت آن خورده و او را اعراض مذكوره طارى شده تبربد و تطفيه و اسهال است اكر طبيعت او محتبس باشد و نشستن در آب كرم و مسكهء كاو بر بدن ماليدن و آشاميدن امراق دسمه مانند مرق دجاج و بوئيدن بويهاى خوش و كفتهاند كه خوردن جرم مسحوق آن محدث تشنج است و مقئ و بهتر آن است كه پنج مثقال آن را در نه اوقيهء آب باران سه شبانهروز بخيسانند پس صاف كنند و بياشامند و با آنكه مقدار يك رطل آن را پارچه پارچه نموده در دو قسط آب باران سه روز بخيسانند پس جوش دهند تا دو ثلث آن برود و يك ثلث بماند پس صاف نموده جرم آن را دور كرده با دو رطل عسل صافي جيد بقوام آورند و كف آن را بكيرند و يك ملعقه آن بتنهائي و يا با آب كرم بياشامند و كفتهاند كه چون مقئ قوى بلغم است بايد كسى كه شاق و يا دشوار باشد برو قئ كردن و عادى نباشد بدان و نيز پيش از عادت بقئ استعمال ننمايند بلكه عادت بتدريج و بهترين استعمال آن از براى قئ آنست كه تربى را سوراخ كنند و ريشهاى باريك خربق را بريده در ان ترب فرو برند و يك شب بكذارند و صبح ريشهاى خربق را برآورده دور نمايند و عليل غذاى رقيقى مانند شله بخورد و بعد از ان آن ترب را با سكنجبين بياشامد و بعد دو ساعت به تكليف قئ نمايد و كفتهاند چون كسى آن را خورده باشد و براز او را مرغ بخورد آن مرغ بميرد
* خربق اسود *
بهندى كتكي نامند
* ماهيت ان
بيخ كياهى است سياه پركره مجوف و بيشتر آن مائل بتدوير و ريشهاى سياه باريك از ان رسته شبيه برشته و برك آن شبيه ببرك چنار و از ان كوچكتر و زوائد اطراف آن بيشتر و با خشونت و ساق آن كوتاه و بنفش و كل آن سفيد مائل بسرخى به شكل خوشه و ثمر آن شبيه بدانهء قرطم و تخم آن در اسهال بىمضرتتر از