مىباشد يكى بستاني و آن مخصوص با سم ملوخيه و ملوكيه است و ديكر برى و آن دو نوع است يكى عظيم و آن مخصوص باسم خطمي است و دوم صغير و آن مخصوص باسم خبازى است و بفارسي خيرو نامند و از مطلق آن مراد نوع صغير برى است كه برك آن مستدير و بيمزه و اندك خشن خصوص پشت برك آن و كل آن كوچك و سرخ مائل به بنفشي و تخم آن مدور اندك پهن و در وسط آن تقعيرى و رنك تخم بعضى نوع سفيد و بعضى مائل بسياهي و نبات آن كوچكتر از خطمي و لعاب پوست بيخ و پوست ساق آن بسيار كمتر از خطمي و در ترى و تازكى اندك لعابى دارد و چون خشك و كهنه شود با كل بر طرف مىكردد و منبت آن زمينهاى نمناك و در خريف و در بعضى بلاد در اول بهار مىرويد و خودرو و مزروع هر دو مىباشد و خريفي تا بهار و ربيعي تا تابستان مىماند و يك نوع ديكر نيز ديده شده كه بركهاى آن ريزه و نرم و كل آن كوچك كه در بهار مىرويد و تا تابستان مىماند و نبات اين بسيار بلند نمىشود بلكه بعضى اندك بر زمين مفروش مىباشد و برك كل اينها همه سواى خطمي بلند و سرخ مائل به بنفشي و كرنائي شكل و بعضى بزرك و بعضى كوچك و كل خطمي بزرك و مدور و پهن و بعضى سرخ و بعضى سفيد و زرد نيز مىباشد چنانچه ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد
* طبيعت ان
در اول سرد و تر و كويند در دوم و بعضى معتدل در برودت و حرارت و بعضى برى آن را مائل بحرارت دانستهاند
* افعال و خواص آن
با بورقيت و قوت متضاده و معتدل الهضم و ملين طبع و منضج و رادع و مفتح سدهء كبد و مدر بول و زيادهكنندهء شير العين ضماد برك آن كه در دهن مضغ نموده باشند با نمك جهت تنقيهء نواصير چشم و بينمك جهت التيام آن جبر الكسر و الاورام و السموم و حرق النار ضماد سائيدهء آن جهت شكستكي اعضا و تحليل اورام حاره و كزيدن زنبور و مكس عسل و با زيت و با روغن كل جهت سوختكي آتش و باد سرخ و كزيدكي عقرب و ضماد خشك آن با بول جهت قروح سر و رفع نخاله الصدر و المعدة و الكبد و آلات البول و السموم آشاميدن نيم رطل طبيخ شاخ آن با شكر جهت سرفه و بحة الصوت و رفع خشونت آنكه حادث از حرارت و يبوست باشد و درد سپرز و يرقان و جرب و قرحهء امعا و زحير و قرحهء مثانه و حرقت بول و تفتيح سدد و ضماد طبيخ بيخ و برك آن جهت ادويهء قتاله و رتيلا و درد كرده نافع الرحم جلوس در طبيخ برك آن جهت صلابت رحم و تليين اورام مقعده و چون برك تازهء آن را سائيده و با كره تازهء كاوى بر بدن بمالند هيچ كزنده او را نكزد و برك تازهء نورستهء كوچك نازك آن را پخته مىخورند و بهترين استعمال آن در ماكول طبيخ آن بالحوم طيور است و مرخي معدهء ضعيفه و مضر امزجهء باردهء رطبه مصلح آن در محرورين ترشيها و در مبرودين فلافلى و معجون كمونى مقدار شربت از آب آن تا پنجاه درم و تخم آن سرد و تر و كثير اللعاب و مزلق و مغرى و ملين بطن و جهت سرفهء كرم و خشك و كرفتكى آواز و رفع نزله و تقويت امعا و سحج و قرحهء كرده و مثانه و دفع لذع ادويهء حارهء حاده و دفع كزيدن زنبور و رتيلا و با تخم حند قوقاى برى بالسويه جهت درد مثانه و حقنهء آن جهت رفع سوزش امعا و رحم و مقعده و با عسل جهت درد جكر الاورام و الاوجاع ضماد آن بتنهائي و يا با جو مقشر جهت اورام حاره و اوجاع و اورام صلبهء حاره و ضماد تخم و برك آن جهت كزيدكي زنبور نافع مضر معدهء ضعيف مصلح آن ربوب فواكه مقدار شربت آن تا پنج درهم بدل آن تخم خطمي و كل آن جهت قرحهء كرده و مثانه شربا و ضمادا و شاخهاى آن جهت وجع روده و مثانه نافع * و خبازى بستاني را برك دراز و كل زرد و كوچكتر از كل خيار و در پنبهزارها بسيار مىرويد و ببلندى كياه پنبه مىشود تخم آن سياه و دراز شبيه بشونيز و بسيار تلخ و غلاف آن شبيه بكرم و مائل بسبزى
* طبيعت ان
در برودت و رطوبت زياده از بستاني و ملين طبع و سينه و رافع خشونت آن و مصفى صوت و مهيج حرارت بسبب لطافت