* حيه *
بفتح حاء مهمله و فتح ياء مشدده و ها كويند وجه تسميهء آن بحيه از آنست كه طويل العمر مىباشد و نيز كويند جهت آنست كه بعد مردن بدن آن مدتى مىماند بيشتر از ابدان حيوانات ديكر و آن را بفارسي مار و بهندى سانپ نامند
* ماهيت ان
اقسام مىباشد و بدترين آنها سياه و دور از آب و كفچهدار يعنى آنكه در وقت غضب سر آن بلند و مانند كفچه مىشود و در ملك هند و بنكاله بسيار بهم مىرسد و مارمويزك نيز كه سر آن مانند مويز سياه و تن آن خاكي رنك مىباشد و اكثر تن خود را در خاك پنهان مىكند و سر بيرون چون كسى بغفلت به خيال دانهء مويز دست بسوى آن برد او را مىكزد و همچنين اقسام رديهء ديكر نيز مىباشد و در افعى نيز ذكر يافت و نر و ماده مىباشد و نر آن را دو دندان و مادهء آن را چهار دندان و بعضى شاخدار مىكويند كه مىباشد و براى شاخ آن نيز خواص و منافع مىنويسند
* طبيعت ان
در آخر سوم كرم و خشك و با قوت تجفيف
* افعال و خواص آن
العين اكتحال پيه آن مانع نزول آب در چشم الاذن قطور پوست مطبوخ آن در شراب جهت درد كوش الفم مضمضهء جوشانيدهء آن در سركه جهت درد دندان العين چون مار سياه خانكي را زنده در كوزهء نوى كرده در تون حمام كذارند تا بسوزد پس برآورده با عسل سرشته اكتحال نمايند بغايت مقوى باصره الخنازير و داء الثعلب و داء الحيه با روغن زيتون محلل خنازير و با سركه مزيل داء الثعلب و داء الحيه النواصير طلاى پوست سوختهء آن با روغن تخم كتان كه چند روز ممزوج كرده كذاشته باشند جهت نواصير كهنه بسيار مؤثر الجذام و الثآليل چون سر و دنباله و زهرهء آن را در روغن اندازند و بجوشانند تا مهرا شود تدهين بدان جهت ازالهء جذام و ثآليل سريع الاثر الحمى تعليق دندان كه در حال زندكي از ان كنده باشند و بدستور تعليق دل آن جهت ربع و تعليق شاخ مار شاخدار جهت تپ غب مؤثر الرحم و البواسير تعليق پوست آنكه هر سال مىاندازد كه سلخ الحيه نامند و بسيار نازك براق مىباشد بر ورك زنان موجب سرعت ولادت و بخور آن مسقط جنين و مجفف دانهء بواسير البرص تخم مار را چون با سركه و بوره بسايند و بر برص طلا نمايند جهت ازالهء آن مجرب دانستهاند و ديمقراطيس كفته كه چون شكم مار را از سر تا دنباله بشكافند و احشاى آن را بر آورند و بجاى آن شاهسفرم خشك كه به آب خيسانيده نرم كرده باشند پر كنند و محل شق را بدوزند و در آتش كذارند تا پخته شود پس شاهسفرم را برآورده بر برص ضماد نمايند و بهبندند و بعد يك شبانروز بكشايند بالكل زائل مىكرداند مجرب است و مداواى كسى كه او را مار كزيده و يا كوشت و يا زهرهء آن را خورده باشد مداواى افعى كزيده و لحم و زهرهء آن را خورده است و در افعى ذكر يافت *
* حيس *
بكسر حا و سكون ياء مثناة تحتانيه و سين مهمله بفارسي چنكال نامند
* ماهيت ان
غذائي است كه از روغن و نان كرم مىسازند
* افعال و خواص آن
كثير الغذا و مسمن و غليظ و ديرهضم و مسدد و مصلح آن سركه و عسل است
* باب هفتم در بيان ادويه كه حرف اول آنها خاء معجمه است
* فصل الخاء مع الالف *
* خاماسوقي *
بفتح خاء معجمه و الف و فتح ميم و الف و ضم سين مهمله و سكون واو و كسر قاف و يا لغت يونانى است و خاما بمعني زمين و سوقى بمعني انجير است يعنى انجير زميني
* ماهيت ان
نباتي است بيساق و بيكل و شاخهاى آن به قدر چهار انكشت و منبسط بر روى زمين و پر شير و برك آن در زير شاخ آن رسته شبيه ببرك عدس و در زير برك ثمرى مستدير و بيخ آن باريك و در ابار ماه رومى مىرسد منبت آن سنكستان و مواضع خشك و در مصر خصوصا عين الشمس بسيار
* طبيعت ان
كرم و خشك در اوائل سوم
* افعال و خواص آن
بسيار حاد و جالى و حريف العين اكتحال آن