تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
اخراج جنين و مشيمه و بخور سم آن جهت عسر ولادت و آشاميدن آن جهت رفع سم و جذام و ضماد سم سوختهء آن جهت شقاق مزمن و با روغن زيتون جهت خنازير و مفاصل و ناسور و بدستور ضماد كبد سوختهء آن با زيت جهت خنازير و با شراب جهت كجى ناخن و برص بياض آن و ضماد پيه آن جهت رفع آثار قروح و التيام جراحات احشا نيم كرم و خوردن آن و آشاميدن نقيع سركين حمار كياه‌خوار در شراب جهت كزيدن عقرب و تمريخ مغز سر آن با روغن زيت موى را بروياند و دراز كند و دندان آن را در زير بالين كذاشتن خواب آورد و سپرز آن شير را زياده كند و خون آن زائل كنندهء بواسير است چون بر ان بمالند و كودك بدخو را خشخو كرداند و مضمضه بشير آن درد دندان را تسكين دهد و آشاميدن آن سرفهء كهنهء حار و سل و دق را مفيد و موى دم آن را كه در شراب اندازند عربده آورد و بول آن را بر هر كشتي كه بمالند ماهيان بسيار در ان جمع آيند و تعليق پوست پيشاني آن بر اطفال جهت رفع فزع ايشان و آشاميدن چرك كوش آن مقدار ثمن درهمي طفلي كه بسيار كريه كند باعث تسكين كريهء آنست و جالينوس كفته كه طلاى نقطهء آن سه بار تا چهار بار مسقط دانهء بواسير است و كويند چون عقرب كزيده بر الاغ معكوس سوار شود و چند قدم برود و بدستور چون در كوش آن بكويد كه مرا عقرب كزيده است باعث رفع درد آن است و چون قضيب آن را در كوزهء آب نديده كرده بر آتش كذارند تا قريب بسوختن رسد پس سائيده با روغن زيتون طلا كنند جهت رويانيدن موى و دراز كردن آن بغايت مؤثر و كويند چون قضيب تازهء آن را با ادويهء حاره پخته تناول نمايند قضيب را بزرك كرداند و از مجربات شمرده‌اند و تدخين قضيب خشك آن جهت تپ ربع نيز مجرب دانسته‌اند به شرطى كه بعد نوبه تدخين كنند و اندكي بخوابند و چون نطرون و عاقرقرحا بران پاشيده خشك كنند نيم مثقال آن با ماء القطر حابس اسهال است و چون ادمان خوردن لحم آن مورث خلط سودا و امراض سوداوى است بايد كه شخصى كه ناچار باشد به خوردن آن تعهد نمايد بدن خود را باخراج سودا و ترطيب آن باستعمال ادهان و لعابات و چون تناول نمايد و در بدن خود ثقلي و تمددى دريابد و زود از معدهء او نكذرد بايد كه مبادرت نمايد باخراج آن باستعمال فرزجات يا شيافات يا جوارشات مسهلهء تربدى و سقمونيائى

* حمار الوحش *

بفتح واو و سكون حاء مهمله و شين معجمه بفارسي كورخر نامند و معروف بخركور است

* ماهيت ان

حيواني است معروف

* طبيعت ان

كرم و خشك‌تر از حمار اهلي

* افعال و خواص آن

كوشت آن غليظ و مولد سودا چون خواهند كه استعمال نمايند بايد كه با نمك و شبت و دارچينى و زنجبيل مهرا پخته تناول نمايند امراض الراس و العين و الصدر تعليق پوست پيشانى آن بر سر و پا بر بازو جهت رفع صرع مجرب دانسته‌اند و بعضي كفته‌اند بايد كه مقدار يك شبر باشد و پوشيدن انكشترى مصنوع از سم آن در خنصر چپ جهت رفع صرع مجرب اما بايد كه هر ماه آن انكشترى را تجديد و تغيير نمايند و طلاى پيه آن با شير مرضعه جهت رفع كريهء اطفال و پيوسته نكاه كردن در چشم آن باعث صحت بصر و مانع نزول آب و آشاميدن رئهء خشك كردهء آن با عسل و كثيرا جهت ربو و سرفه و ضيق النفس امراض كرده و مثانه و ظهر و باه و كلف و داء الثعلب و دوالى و غيرها آشاميدن مغز سر آن جهت رفع بول در فراش و چهار قيراط زهرهء آن با خولنجان و آب كرنب جهت تفتيت سنك مثانه و پيه آن با روغن قسط جهت درد كرده و كمر و خصيه و قضيب آن بغايت مقوى باه و طلاى زهرهء آن جهت رفع داء الثعلب و دوالى و پيه آن جهت كلف و قوبا و آشاميدن مرق كوشت ان و پيه آن جهت درد مفاصل و تحليل رياح غليظه و جكر و سم آن در افعال مانند حمار اهلي است