و بقولي تخم آن را زوفرا و بشيرازى ميرك كازروني و كوخر نيز و در مازندران اناريچه خوانند
* ماهيت ان
برى و بستاني مىباشد و از مطلق آن مراد بستاني است ساق آن به قدر انكشتي و از ان باريكتر و شاخهاى آن باريك و متشعب و از بالاى ساق رسته و آن را قبهء شبيه بقبهء زردك برى و مائل بزردى و تخم آن عريض و مائل به طول و تندطعم و با عطريت و برك آن شبيه ببرك كشنيز و از ان بسيار ريزهتر و كويند شبيه بكرفس و از ان اندك بزركتر و پهنتر و كويند شبيه ببرك سداب و از ان زردتر و بيخ آن شبيه بزردك و سفيد و با اندك تندى و طعم آن و بدستور طعم برك آن مركب از طعم زردك و رازيانه و صاحب تحفه نوشته كه صهاربخت و سعيد جرجانى و ابن تلميذ كفتهاند كه در طبرستان آن را جعفرى نامند و ظاهرا جعفرى از قسم برى آن باشد چنانچه مشاهده شده مؤلف كويد كه شبيه بدين كياهي در هند و بنكاله بسيار مىشود و اقسام مىباشد و كياه آن تا ببلندى دو ذرع و زياده نيز يك قسم آنكه برك كل آن بزرك و زرد و تيره رنك و كم برك تا پنج عدد و در وسط آن بركهاى ريزه و ساق و شاخهاى آن باريك و سبز مائل ببنفشى و آن را جعفرى نامند قسم ديكر آنكه قبهء كل آن بزركتر و پربرك و رنك آن زرد طلائي و آن را صد برك و كيندا نامند و بعضى بتعمل برك كل آن را پستهء رنك مىكردانند بدين نحو كه در هنكام ظهور شكوفه و كل آنكه اواسط زمستان است شاخ متصل بيخ آن را شكافته قدرى نيل در ان مىكذارند و بر بالاى آن پارچهء نم كرده مىپيچند و قسمي ديكر آنكه آن را حبشي نامند بركهاى كل آن زرد و ريزه اندك پيچيده مىباشد و قسم ديكر آنكه آن را سرنائي مىنامند بركهاى كل آن اندك بلند و پيچده شبيه بسرنا و نيز قسمى ديكر مىشود كه بركهاى كل آن سرخ بركشته به طرف پائين و در وسط آن بركهاى ريزه زرد و بسيار خوشمنظر و آن را كل مخملي نامند و برك نبات آن شبيه ببرك تره تيزك و انبوه و نيز نر و ماده مىباشد نر آن بر اطراف قبهء كل آن بركهاى بلند عريض هشت عدد تا ده عدد و در وسط آن تكمهء و بر ان بركهاى بسيار ريزه كه زيره نامند و مادهء آن را بركهاى همه مساوى و باليدهتر و كياه آن هم مزروع مىباشد و هم بنشانيدن قلم آن و تخم آن سياه رنك و باريك طولانى و كل قلم كردهء كياه آن باليدهتر و رنكينتر از روئيدهء تخم آنست و بهترين آن صد برك و كل بزرك تازهء آنست
* طبيعت ان
در اول دوم كرم و خشك و در سوم نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
مسخن و قابض و محلل و منضج خراجات و اورام صلبه و هاضم و مدر بول و حيض و كاسر رياح و دافع جشاى حامض و رافع مضرتها اغذيهء منفخه و معطشه و جهت سم عقرب و سائر هوام بارده و تقويت معدهء بارده و تسخين آن و خوردن مطبوخ برك آن جهت بواسير ريحى و خوني و اخراج سنك كرده مجرب دانستهاند و قطور آب برك آن جهت جريان رطوبات و چرك از كوش و طلاى برك درخت آن جهت قوبا و بهق و كلف و نطول طبيخ آن جهت تفتيت حصاة نافع كفتهاند و چون اندكي از آب برك آن و اندكي زاج سفيد در آب خيسانيده با توتياى كرماني نرم سوده و با سرمه نرم سوده حل نموده در چشم بچكانند هر صبح تا چند روز باعث تقويت آنست المضار مصدع و در محرورين موجب رمد و جرب و بثور و قطع مني و مصلح آن سويق و آب سرد و كاسني و بقول بارده و بادرنجبويه نيز كفتهاند و ترشيها و بخور آن جهت دفع اذيت رياح رديه و برك كل آن را چون در آب بجوشانند تا رنك آن در آب باز داده شود پس صاف نموده اندك زاجى داخل كرده پارچهء سفيد را و يا كاغذ را بدان رنك كنند بسيار زرد و نيكو مىكردد و اكر اندكى نيل در ان داخل نمايند سبز پستئ مىشود و بر پارچه رنك پخته مىشود و از افتاب تغيير نمىيابد
* حزاء بري *
و حزاة نيز نامند و بشيرازى كوخر كويند
* ماهيت ان
از جملهء سداب برى شمردهاند و دو قسم مىباشد برى و بستاني يك قسم را در مازندران جعفرى نامند و برك آن شبيه ببرك كرفس به قدر برك كشنيز و تخم آن سبز