و ربو و ضيق النفس و قولنج و رياح غليظه و ضعف جكر و سپرز و با عسل جهت حصاة و مداومت يك هفته تا دو هفته بدان جهت استسقاى لحمى و زقى و با سكنجبين جهت نيكوئي رنك رخسار و با مغز تخم خربزه جهت وجع كرده و نزف الدم و با كلنار جهت قطع سيلان خون و با آب كندنا جهت اسقاط دانهء بواسير و مداومت خوردن آن با آب كرفس جهت تحليل آنچه در انثيان بهم رسد و با صبر جهت وجع مفاصل و عرق النسا الراس بخور آن جهت صداع و تحليل مواد دماغي و ضماد مطبوخ مهراى آن با سداب در روغن زيتون جهت فالج و لقوه و كزاز و خدر و عرق النسا الاذن قطور آن در كوش جهت ثقل سامعه العين اكتحال آن جهت قطع بياض و ناخنه و سلاق السموم آشاميدن آن جهت سموم حيواني و نباتي و تقويت باه اجماعى اطبا است خصوصا با شراب و بدستور طلا كردن آن الخواص آشاميدن منقوع يكدرهم آن در شير تازهء دوشيده به قدر يك سير صبح ناشتا و تا آخر روز چيزى نخوردن موجب عدم تاثير سموم است مطلقا خواه حيوانى باشد و خواه نباتى تا مدت يك سال و كويند تا مدة العمر و با آب و نمك جهت سقطة الجروح ضماد تازه و خشك آن جهت منع جراحات و التيام آنها بغايت مفيد و كويند مضر رئه است مصلح آن انيسون مقدار شربت آن يك مثقال تا دو مثقال يوسف بغدادى در مربافلن صنفي را بيان نموده كه در شام بهم مىرسد و آن بيخي است شبيه بسورنجان صلب و عظيم و چون بخايند نرم مىباشد و در رفع اثر سموم در عرض سال مخصوص به آن دانسته
* فصل الحاء مع السين المهملة *
* حسك *
بفتح حا و سين مهملتين و سكون كاف و آن را شكوهنج و شكرهنج نيز و بشيرازى حارسوهوك و باصفهاني هرداد و در مغرب حمص الامير و به فارسى خارخسك و بهندى كوكهرو و هستچنكهار يعنى در پاى فيل چون بخلد فرياد برآورد
* ماهيت ان
برى و بستاني مىباشد برى آن در خرابها و نزديك آبها و بيشها مىرويد شبيه بنبات هندوانه و شاخهاى آن خاردار منبسط و بر روى زمين و برك آنكه نزديك خارهاى آن رسته شبيه ببرك زيتون و نخود و طعم ظاهر آن و شبنمى كه بران مىافتد ترش و جرم آن بيمزه و با اندك عفوصت و ثمر آن سه پهلو و اطراف آن نيز مانند خار و مغز آن از نخود كوچكتر و سفيد رنك و بستانى آن در نهرها مىرويد و شاخهاى آن مرتفع از روى زمين و خارهاى آن ريزه و شاخهاى آن طولاني و طرف بالاى شاخها غليظتر از طرف اسفل و بر آنها چيزى رسته بباريكى موى و مجتمع شبيه بخوشه و ثمر اين نيز شبيه بثمر آن بهترين آن بستاني آن است
* طبيعت آن
مركب القوى از جوهر رطب اندك و يابس بسيار و حرارت لطيف و كرم و خشك در اول نيز كفتهاند
* افعال و خواص آن
اعضاء الغذاء و النفض و السموم و غيرها جالى و مدر بول و مسكن درد مثانه و افزايندهء مني و مفتت حصاة كرده و مثانه و منضج و رادع و ملين و رافع قولنج حار و مانع انصباب مواد و با شراب جهت دفع ادويهء سميهء نباتيه و آشاميدن عصارهء برك و بيخ و ثمر تازهء آن بتمامها جهت قرحهء مجارى بول و احليل كه بفارسي سوزنك و بهندى سوزاك نامند و تقويت باه و تفتيت حصاة و عسر البول و قولنج و عصارهء آن مستعمل در اكتحال مبرده و مجففه و رادعه و مضمضه بعصارهء آن با عسل جهت قلاع و عفونت دهان و وجع لثه و اورام عضل حلقوم نافع و ضماد عصارهء طبيخ آن جهت ردع ورم حار و منع حدوث آن و ريختن مواد باعضا و دو مثقال عصارهء خسك برى با شراب جهت سم افعي و پاشيدن آب طبيخ آن جهت بر طرف كردن كك بغايت مؤثر و چون نخود را در آب تازهء آن مكرر پرورده كنند در تقويت باه بيعديل مقدار شربت آن تا پنج درهم مضر سر مصلح آن بادام و روغن كنجد و تخم آن در جميع افعال مانند عصارهء كياه آن و روغن آنكه آب كياه آن را با روغن كنجد طبخ دهند بدستور مقرر طلاى آن و آشاميدن و تحقين