تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
اكتمكت در حرف الالف ذكر يافت و كفته‌اند چيزى است شبيه بفك معزكه دريا بساحل مىاندازد و در ان چيزيست كه از اعلى باسفل حركت مىنمايد و كفته‌اند كه آن قنفذى بحريست كه بعد مردن و ريختن خارها دريا بساحل مىاندازد و بالجمله از ادويهء مجهولة الماهية است

* افعال و خواص آن

آشاميدن يك دانك تا دو دانك آن در تفتيت حصاة هر موضع كه باشد بغايت موثر است و مجرب كفته‌اند

* حجر البحيره *

بضم باء موحده و فتح حاء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح راء مهمله و ها

* ماهيت ان

سنكى است رقيق و سياه و چون در آتش اندازند اندكى ملتهب كردد و از نواح شام خيزد

* افعال و خواص آن

با محللات محلل و با مجففات مجفف و جهت تحليل رياح و ركين و التيام جراحات نافع

* حجر البرم *

بفتح باء موحده و راء مهمله و الف و ميم

* ماهيت ان

سنكي است سياه كه از ان ديك و ظروف مىسازند و در خراسان بسيار است

* افعال و خواص ان

جهت تقويت لثهء دندان و نزف الدم مؤثر است

* حجر البسر *

بضم باء موحده و سكون سين و راء مهملتين

* ماهيت آن

سنكي است سفيد مدور صاف در بحر حجاز يافت مىشود

* افعال و خواص ان

چون اندكى از ان را بياشامند ادرار بسيار نمايد و تقويت قلب و تفتيت حصاة كند بالخاصية و تعليق آن بر بالاى مثانه از خارج جهت ادرار بول مفيد و آنچه در ساحل جده در صدف بزرك مستديرى بهيأت سم يافت مىشود بسيار كثيف و مستعمل در طب نيست

* حجر البشف *

بفتح باء موحده و سكون شين معجمه و فا و يشب بياء مثناة تحتانيه در اول و باى موحده در آخر نيز آمده و به فارسى يشم كويند بميم در آخر

* ماهيت ان

سنكى است بسيار صلب و بالوان بسيار مىباشد بهترين آن زيتوني پس سبز مائل بزردى پس سبز صاف پس سبز مائل بسفيدى پس سفيد است كه آن را كافورى نامند بلكه آنچه صاف‌تر و صلب‌تر و شفاف تر باشد بهتر و مستعمل است

* طبيعت ان

در آخر دوم سرد و خشك

* افعال و خواص آن

آشاميدن آن جهت تقويت قلب و معده و خفقان عجيب الفعل حتى تعليق آن به جهت نزف الدم و قروح باطني و زحير و حرقة البول و با شراب سفيد جهت حصاة مقدار شربت آن يك دانك و تعليق آن بر كردن جهت خناق بر روى دل جهت خفقان و طپش آن و بر مرى و معده جهت تقويت آن و بر ران جهت عسر ولادت و در دست جهت رفع سحر و چشم بد و ضرر صاعقه مؤثر و كويند كه چون قمر در برج انثى باشد و بران صورت انساني نقش كنند تعليق آن جهت آلام باطني نافع و بعضى در تاثيرات ديكر كه مذكور شد نقش صورت انسان شرط نداشته‌اند و بعضى مقدار يك مثقال را شرط مىدانند براى اين عمل

* حجر البقر *

بفتح باء موحده و قاف و راء مهمله و آن را خرزة البقر نيز نامند و بهندى كاى روهن

* ماهيت ان

مهره‌ايست كه در زهرهء كاو متكون مىكردد به مقدار زردهء بيضهء مرغ و زردتر از ان و تلخ و نزد برآوردن و تازكي اندك نرم مىباشد و بعد از سرد شدن و خشك كشتن اندك صلب و تيره و بعضى منقط بسياهي مىكردد و جرم آن اندك سخيف و سست و ظاهر آن صلب‌تر و در رنك مساوى و بعضى مدور و بعضى مثلث و بعضى پهن و بعضى طولاني و بهر شكلى كه مىخواهند در حين نرمي و تازكي مىسازند و از يك مثقال تا چهار مثقال مىباشد و آنچه در شيردان آن تكون مىيابد فادزهر است و در فادزهر ذكر يافت و كويند علامت تكون آن در زهرهء كاو آنست كه روز به روز آن كاو زرد و ضعيف و لاغر مىكردد و چشم آن مائل بزردى و سفيدى و حدقهء آن مستدير و اكثر اوقات فرياد مىكند و مختص بكاو نر و يا ماده نيست و در ماده