ورم لهات و جراحات و قطع نزف الدم نافع و مستعمل كفش كرانست و لهذا آن را حجر الاساكفه نامند و اسكاف كفشدوز است
* حجر الاسفنج *
بكسر همزه و سكون سين مهمله و فتح فا و سكون نون و جيم سنكى است كه در اسفنج يافت مىشود و ماهيت اسفنج مذكور شد و بهترين آن سفيد صلب آنست
* طبيعت ان
در اول كرم و در دوم خشك
* افعال و خواص آن
مجفف بىلذع و قاطع نزف الدم و ذرور آن جهت التيام جراحات و طلاى آن جهت تحليل اورام و آشاميدن دو دانك آن با شراب و امثال آن جهت تفتيت حصاة كرده و يرقان نافع
* حجر الاعرابى *
بكسر الف و سكون عين و فتح راء مهملتين و الف و كسر باء موحده و ياء نسبت بفارسي شكر سنك و سنك زخم نامند
* ماهيت ان
سنكى است شبيه بعاج و از باديهء عرب خيزد
* افعال و خواص آن
جالى و قاطع نزف الدم و جراحات و غيرها و سنون محرق آن جهت جلاى دندان و استحكام لثه نافع *
* حجر الافروج *
بفتح الف و سكون فا و ضم راء مهمله و سكون واو و جيم حجر افردى نيز نامند
* ماهيت ان
سنكى است مانند قيشور و سبك كه بر روى آب مىايستد و از اسلام بول روم خيزد
* افعال و خواص آن
مجفف و قابض آشاميدن يك دانك محكوك آن در حال و به زودى رفع سم كزيدن عقرب مىنمايد
* حجر الافريقى *
بكسر همزه و سكون فا و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و كسر قاف و ياء نسبت
* ماهيت ان
سنكيست ما بين خفت و ثقل و صلابت و لين و با خطوط سفيد مانند اقليميا و از افريقيه خيزد و بهترين آن زرد رنك متوسط بين خفت و ثقل و در صلابت و لين آنست
* طبيعت ان
مجفف با اندك قبضى و لذعي
* افعال و خواص آن
محرق آنكه سه مرتبه كرم كرده در خمر اندازند پس سائيده بشويند جهت قروح خبيثه و متعفنه و مفردا با شراب و عسل نافع و با موم روغن جهت سوختكى آتش و امراض چشم مفيد و احراق آن سبب زيادتي قوت آنست استعمال محرق غير مغسول آن جايز نيست
* حجر الاناغاطس *
بفتح همزه و نون و فتح غين معجمه و الف و كسر طا و سكون سين مهملتين
* ماهيت ان
سنكى است كه چون بسايند در رنك مانند خون كردد
* افعال و خواص ان
قطور آن با شير زنان در چشم جهت ورم و دمعه و طرفه مفيد *
* حجر الايل *
بكسر همزه و فتح ياء مثناة تحتانيه مشدده و لام
* ماهيت ان
سنكى است كه در شيردان كاو كوهي تكون مىيابد و آن را بادزهر كاوى نامند و در بادزهر مذكور شد
* حجر البارقى *
بفتح باء موحده و الف و كسر راء مهمله و قاف و سكون ياء نسبت
* ماهيت ان
سنكى است شبيه بحجر خرفى به قدر كف دست و سبك ماخوذ از بارقه كه موضعى است قريب بكوفه منسوب بدان و اندك از ان آب بسيارى به خود جذب مىنمايد و بر روى آب مىايستد و بعد جذب آب بته آب مىرود و چون در آفتاب كذارند آب را پس مىدهد
* افعال و خواص آن
كويند از خواص آنست كه چون جهت استسقاى زقي حوالى ناف را اندك جراحت كرده بران بندند جذب رطوبات كند و بعد جذب در آفتاب كذارند رطوبات را پس دهد و بعد پس دادن رطوبات باز بچسپانند تا آنكه جميع رطوبات را جذب نمايد و صحت يابد و وزن آن قطعه بايد سه دينار باشد كه مثقال است و قطعهء نيم مثقال آن دو مثقال آب را جذب مىنمايد *
* حجر البحرى *
بفتح باء موحده و سكون حا و كسر راء مهملتين و سكون ياء نسبت
* ماهيت ان
جسمى است سفيد مدور و صلب و در جوف آن دانهءايست كه باعلى و اسفل حركت مىكند و از سواحل دريا خيزد و قسمى از اكتمكت است و ماهيت