آنست كه قطعات آن بزرك و راست و قوى و بىكره و يا كم كره و املس و بىريشه و در صلابت و رخاوت متوسط و غير متشعب و متشقق و تازه و سنكين غرقي غير بسيار كهنهء كرم خورده باشد و آنچه سفيد و سبك و رخو باشد خام است و آنچه سياه براق صلب پر ريشه بهيئتى كه كويا در اندرون آن صمغ جا كرده كه مصمغ نامند و همچنين پر كره كج پر ريشه و متشعب و متشقق آن همه زبون و غير مستعمل به جهاتى كه در قرابادين كبير ذكر يافت و نبات آن از قبيل نجم و بياره فى الجمله مفروش بر روى زمين و شاخ آن باريك و صلب و غير مجوف فى الجمله شبيه بشاخهاى نورستهء بانس كه در هند و بنكاله مىشود الا آنكه برك آن باريك و بلند اندك شبيه ببرك ساذج هندى و از ان كوچكتر منبت آن اكثر كوهستان بلاد چين و كنار آبها و چشمها و در كوهستان سلهت كه در شمال و مشرقي بنكاله واقع است نيز مىشود و ليكن بسيار ضعيف و كمقوت و پرريشه و پر كره و سبك وزن رخو و از چين كاهى بيخ تازهء آن را در ميان خاك سرخ رنكى اندك لزج و آميخته بريكهاى بسيار كوچك مىآورند چنانچه در سنه يكهزار و يك صد و هشتاد و هشت هجرى در كلكته آورده بودند محرر كتاب در مرشدآباد قدرى بدست آورده خاكى شبيه بدان بهم رسانيده در باغچه كاشت سبز كشت بيارهء آن شبيه بانچه ذكر يافت بود و طول آن به مقدار سه چهار ذرع و بركهاى آن كوچك اندك طولاني و دور دور در هر ساقى سه چهار پنج برك زياده نبود و از بيخ آن بيخهاى ديكر پيوسته بدان بهم رسيده و بعد يك سال برآورده شد در خوبى مانند چوب چيني نبود و ليكن شيرين طعم و چون باز كاشته شد بسبب اختلاف آب و هوا و يا قصور تربت سبز نكرديد و پوسيده شد
* طبيعت ان
حكيم مير عماد الدين محمود شيرازى كرم و تر در مرتبهء اول دانسته باليقين در حرارت و تامل در رطوبت آن و حكيم مرزا قاضي يزدى و حكيم مير محمد هاشم طهراني سرد در اول و خشك در دوم دانستهاند و حكيم مير محمد مؤمن مركب القوى مائل بحرارت و حكيم محمد اكبر معروف بحكيم ارراني در قرابادين خود موسوم بقادرى نيز مركب القوى نوشته و ليكن همه قائلاند به رطوبت فضليهء آن و نواب معتمد الملوك سيد حكيم علوى خان قدس سره نيز مركب القوى و اجزاى تركيبي آن را مائل بحرارت و يبوست با رطوبت فضليهء غريبهء بسيار فرمودهاند و ادلهء هريك بتفصيل در قرابادين كبير ذكر يافت و اين اقرب بصواب است محرر كويد اصل آنست كه تر و تازهء آن حار رطب است با يبس بسيار كمي و هرچند كهنه مىكردد بر يبس آن مىافزايد و از رطوبت آن مىكاهد و تاثير حرارت يابس آن نيز غالب مىباشد
* افعال و خواص آن
ملطف و مفتح سدد و محلل فضول و معرق و مرقق و مصفي خون و ارواح و منوم و سريع النفوذ باعضا و اقاصي بدن و عروق ضيقهء شعريه و ممد حرارت غريزيه و مقوى اعضاى رئيسه و معده و باه و مدر بول و حيض و مجفف رطوبات غريبه باعتبار قوت قابضه كه دارد و جهت فالج و رعشه و تشنج امتلائي و صداع مزمن سوداوى و شقيقه و مواد نزلهء مزمنه و اختلاط ذهن و سبات و اقسام جنون و ماليخوليا و مانيا و قطرب و امراض سوداويه و دمويهء محترقه مانند جذام و آتشك و جميع قروح خبيثه و ساعيه و جوششها و قوبا و جرب و حكه و اكله و قروح كرده و مثانه و امراض مقعده و بواسير و نواصير و اسهال بواسيرى و سلس البول و امراض رحم و عقر و بروز نمودن حصبه و سوء القنيه و استسقاى لحمي و يرقان اسود و سل و عقدهاى صلبه و ارام صلبهء سوداويهء متحجره و حميات سوداويهء عتيقه و دق شيخوخة و حمى ربع و سرطانات و بهق و برص اسودين و كلف و اوجاع مفاصل و وجع ورك و عرق النسا و نقرس و داء الثعلب و داء الحيه و داء الفيل و ترك عادت افيون و دفع سميت اخلاط فاسدهء محترقه و اعاده كنندهء باه مايوسين و نضارت و حمرت و صفا و رونق رنك بشره و تسمين بدن و غير اينها از امراض سوداويه و بلغميهء مزمنه به تفصيلى كه در قرابادين كبير ذكر يافت نافع با شرائط