تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
و سياه مىباشد و بهترين آن و مستعمل زرد پس سرخ سنكين خشبوى تند و سريع التفتيت آنست كه زياده از سه سال بران نكذشته باشد و آنچه مخالف اين اوصاف باشد زبونست و صاحب ترويح الارواح نوشته كه قوت آن تا پانزده سال مىماند و بعد از ان ضعف مىكردد و اندلسي نوشته كه شكى نيست در ان بلكه زياده هم مىماند و سياه آن با سميت و قتال و محرر كويد آنچه حكيم نوشته راست است تازهء آن نرم و بدبو و بعد مدتى تا يك سال زياده كه بران بكذرد سخت و خوش‌بو و رنك آن خوب ظاهر مىكردد

* طبيعت ان

در آخر سوم كرم و در دوم خشك و الطف و اقوى جميع ادويهء حارهء يابسه است و چيز صمغى شمعى كه داخل آنست لاذع شديد التسخين است استعمال آن جايز نيست

* افعال و خواص آن

مفتح سدد و محلل اورام و ترياق ادويهء بارده و قتاله و اكثر هوام و مخنوق از خربق و مهيج حرارت غريزى امراض الراس و العصب و القلب و المعدة جهت امراض باردهء رطبهء دماغي و ريحي و عصباني مانند صرع و ام الصبيان و فالج و رعشه و تشنج رطب امتلائي و ليثرغس كه سرسام بلغمي است و نسيان و درد سربارد ريحي مزمن و بلغمي و شقيقه و سبات و خدر و كزاز احتلائي رطب و زكام و اوجاع اعصاب و اذن و غيرها و ماليخولياى مراقي و خفقان بارد و فواق و نفخ معده و قولنج بلغمي و ريحي شربا و سعوطا بتنهائي يا با ادويهء مناسبهء هر علت و خورانيدن يك حبهء آن با شير مرضعه جهت ام الصبيان و بر ناخنهاى طفل ماليدن مؤثر السموم طلاى آن با سركه و تمريخ آن و تدهين آن با روغن كل يا ادهان مناسبهء ديكر جهت دفع سموم و خوردن آن بعد افيون به قدرى كه افيون خورده باشند دافع سميت آنست خصوصا با سركه و چون با مساوى آن افيون بسايند سميت افيون را زائل كرداند خصوصا با سركه اعضاء النفض چون بعد از فصد صافن مقدار دو درهم آن را به آب فودنج يا عسل بخورند ادرار طمث نمايد بدون ضرر و اخراج جنين و مشيمه كند و برودت رحم را زائل سازد و اكر به آن تپ نيز باشد با عسل و فلفل مقدار يك ملعقه لعق نمايند هيچ مضرت نرساند و با سركه جهت فواق الصداع بخور آن جهت اصناف صداع بارد و ريحي العين اكتحال آن جهت ظلمت بصر و دمعه و سبل و طلاى آن جهت قروح قتاله و اكثر امراض دماغيه و عصبانيه و اوجاع مزمنه و ضماد آن بتنهائي و يا با روغنهاى مناسبه جهت تحليل اورام مزمنهء حاره و بارده و اوجاع باردهء مفاصل و غير آن و بدستور تدهين بروغن آن الاذن كذاشتن آن در كوش جهت رياح و ثقل سامعه كه از برودت باشد و وجع بارد آن و همچنين قطور آن با روغن ناردين در كوش جهت امراض مذكوره و استشمام آن جهت اورام رئه و علتهاى آن و تقويت دماغ نافع و حمول آن مصلح حال رحم و مسقط جنين و مدر حيض و بول مضر محرورين مصلح آن شربت بنفشه مقدار شربت آن تا يك دانك بدل آن مثل آن وج و يا نصف آن فلفل و در بعضى مواد به وزن آن مشك و در امراض جكر فرفيون و جهت تحليل رطوبات لزجه سه وزن آن فلفل و ثلث آن دار فلفل و ثلث آن زرنباد است و جند سياه به قدر يكدرهم كشنده است و بسيار است كه در مدت يك روز مىكشد و الا منجر بسرسام مىشود و ترياق آن حماض اترج و سركهء خمر و شير الاغ است و دوائي جند بادستر و جوارش و حب و دهن و مرهم و معجون و نسخ ستجرنيا باعتبار آنكه اصل و عمود در آنها جند بادستر است در قرابادين در حرف الجيم ذكر يافت

* جنطيانا *

بكسر جيم و سكون نون و كسر طاء مهمله و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و فتح نون و الف لغت يوناني است و برومي اسيليسقان و بفارسي كوشاد و بعجمي اندلس يش كشكه و بعضى يش كشكه را غير آن دانسته‌اند و بهندى پكهان بيد بفتح باء فارسي و كاف و خفاى ها و الف و نون و كسر باء موحده و سكون باء مثناة تحتانيه و دال مهمله كويند اسم آن