تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مكرر سير در ان جوشانيده باشند جهت جمود خون در اطراف بدن و شقاقى كه از برودت بهم رسيده باشد و جهت وجع مفاصل و قولنج بلغمي و سحج حادث از خلط لزج شربا و طلاء از خارج و طلاى رماد آن با عسل جهت بهق و برص و داء الثعلب و كمنة الدم و جرب و جلوس در طبيخ برك و ساق آن جهت ادرار بول و رفع احتباس حيض و اخراج مشيمه و بدستور تدهين بدان و ليكن اين ضعيف است نسبت به آن و طلاى آن با نوشادر جهت برص و بهق و با زفت جهت داخس و خشونت ناخن و كجي آن و طبيخ آن كشندهء سپش و خائيدن برك آن و بعد از ان مضمضه بنبيذ ريحاني زائل كنندهء رائحهء آن است و كفته‌اند اكر جهت فالج تا چهل روز هر روز درست خام آن را بلع نمايند بدين طريق كه روز اول يك دانه و روز دوم دو دانه و روز سوم سه دانه همچنين تا چهل روز كه روز چهلم چهل دانه شود و باز بدستور روزى يك دانه كم نمايند تا بروز هشتادم باز بيك دانه رسد در بين ان شاء اللّه تعالى زائل كردد و محتاج بدوائى ديكر نكردد و چون بلادر را در زمين دفن نمايند تا پوسيده كردد و در انجا سير را غرس نمايند تا قوت كيرد پس برآورده آن را معجون سازند تقويت عظيم بخشد و موى ريش سفيد شده سياه رويد و ترياق الثوم و منافع آن و دهن و مخلل و معجون آن در قرابادين ذكر يافت *

* ثومون *

بضم ثاء مثلثه و سكون واو و ضم ميم و سكون واو و نون بفارسي تخم زردآب و بتركى صفرا ادوى نامند

* ماهيت ان

تخمى است شبيه بخبه منبت آن جاهاى سايه كياه آن شبيه بسداب و برك آن درازتر از ان و كل آن سفيد و تخم آن تلخ و تند و ريزه و كويند تربد زرد بيخ آن است و در افعال مشابه خربق

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

مقئ و مسهل اخلاط غليظه و اقسام كرم معده و مخرج جنين و مدر بول و حيض و محلل اورام بارده مقدار شربت آن نيم درهم مصلح آن كثيرا و كشنيز است *

* فصل الثاء مع الياء المثناة التحتانية *

* ثيل *

بكسر ثا و سكون يا و لام لغت عربي تخم و تخمه و خومه و بتركي پيلان افردى و در تنكابن كرك جرواش و بفارسي بيد كياه نامند و كويند كه آن نوعى از حرشف است

* ماهيت ان

اصناف است صنفى كياهى است كه در كنار آبها و راه و زمينهاى نمناك مىرويد و مفروش بر روى زمين و مخصوص بزمانى نيست و شاخهاى آن دراز و باريك و با كرهها و بندهاى بسيار و برك آن بسيار ريزه و سرهاى آن تند و اندك صلب مانند صعتر و برهو سرهو كوهى و بندى رسته و كل آن ما بين سرخى و سفيدى و طعم كياه آن بىمزه و بيخ آن ما دام كه تر و تازه است آن را مىخورند و طعم آن شيرين بىمزه و باندك حرافت و قبض و دواب آن را مىخورند و طعم كوههاى آن شيرين‌تر و صنف ديكر برك‌هاى آن عريض و نرم و چون دواب آن را مىخورند مىميرند و منبت آن كفته‌اند در بابل بسيار است و در راهها مىرويد و صنف ديكر برك آن مانند لبلاب و كل آن خوش‌بو و ثمر آن كوچك و عروق آن پنج يا شش بسطبرى انكشتى و نازك و بدبو

* طبيعت

صنف اول آن در اول سرد و خشك و با قوت قبض و كويند معتدل است و بيخ آن لذع و لطيف

* افعال و خواص آن

آشاميدن طبيخ آن جهت مغص و قروح مثانه و عسر البول و طبيخ بيخ آن جهت تفتيت سنك كرده و قروح مثانه و آب كياه آن از نيم رطل تا يكرطل جهت رفع سموم اقسام مارها و سك ديوانه كزيده و حرقت البول و احتباس آن و تفتيت حصاة و تپهاى حار و سل بغايت مجرب و ضماد بيخ آن جهت التيام جراحتهاى تازه و ما دام كه خون‌آلود باشد و كزيدن هوام و ضماد حشيش آن جهت اورام حاره و منع نزلات و ضماد خاكستر آن جهت قطع خون بواسير و تحليل اورام و تجفيف قروح بغايت نافع و مدر بول و صنف دوم عصارهء آن