تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨

* ثوم *

بضم ثا و سكون واو و ميم بفارسي سير و بهندى لهسن كويند

* ماهيت ان

برى و بستانى و جبلى مىباشد برى آن را بيوناني اسئورديون و به عربى ثوم الحيه نامند و در حرف الالف مذكور شد و بستاني آن دو قسم مىباشد يكى بسيار دندانه يعنى چند دانه بهم متصل و يكى منحصر بر يك دانه و به قدر پياز كوچكى و اين نسبت به آن كمتر است و جبلي آن را بفارسي موسير نامند و برك آن عريض مانند نركس و كل آن بنفش و بيخ آن يك دانه به قدر پياز كوچكي و بسيار بزركتر از بوستاني و دربو فى الجمله شبيه بدان و بهتر از همه بستاني مشهور بزرك دندانهء آنست و جبلي آن از جهت مخلل نمودن بهتر و بدون محلل اين قسم كم مستعمل و تازهء همهء اقسام بهتر از كهنه و نوعى ديكر مركب ميان ثوم و كراث است كه آن را كراثي نامند

* طبيعت ان

در سوم كرم و خشك و با رطوبت فضليه و حرارت او شبيه بحرارت غريزى است و برى آن در چهارم كرم و خشك

* افعال و خواص آن

محلل و جالي و مفتح و مجفف رطوبات معده و مفاصل و رقيق كنندهء خون و مدر بول و حيض و عرق و با قوت ترياقيت و مفرح جلد و خوردن آن با مراغات زمان و مزاج و حد اعتدال حافظ صحت مزاج و دافع مضرت آبهاى مختلف و هواى وبائي و تعفن خصوصا با سركهء آن و جهت تصفيهء حلق و صوت و ربو و ضيق النفس و نسيان و فالج و لقوه و رعشه و اكثر امراض عصباني و اوجاع مفاصل و عرق النسا و نقرس و وجع ورك و امثال اينها و قطع اخلاط غليظه و سپرز و دفع رياح تهيكاه و قولنج ريحى و زلوى در حلق مانده و اقسام كرم معده و حب القرع و در مرطوبين محرك باه و مولد مني و در محرورين مجفف آن و مفطش و جهت تپهاى كهنه و قروح شش و درد معده و رفع تشنكي كه از بلغم و سدهء ماساريقا باشد و تقطير البول و نيكوئي رنك رخسار و تلطيف غذاهاى غليظ و تحليل اورام و حصاة كرده و كزيدن مار و سائر هوام و سك ديوانهء كزيده و رتيلا و با شراب جهت سم افعي و مداومت اكل آن باعث سقوط موى سفيد و روئيدن موى سياه و با انجير و سداب و با مغز كردكان قويتر از فادزهر و مطبوخ آن با زيره و برك صنوبر جهت تقويت دندان و با شير كوسفند پخته و با روغن كاو تازه بريان كرده و با عسل شيرين نموده حلوا ساخته در تحريك باه و انعاظ بيعديل و با طبيخ فودنج جبلي جهت قتل سپش و صئبان كه بفارسي رشك نامند مفيد المضار اكثار آن و عدم مراعات مزاج و سن و فصل مصدع و محرق خون و مضر چشم و شش و بواسير و زنان حامله و صاحبان زحير و خنازير و مولد صفراى بسيار تند و مضعف باه و مهيج امراض نائبه مصلح آن پختن آن است در آب با قليلي نمك و اضافه نمودن روغن بادام و يا روغن كره و استعمال آن با كشنيز و سكنجبين و آب انار ترش شيرين و امثال اينها و اكتحال با آب آن جهت كمنة الدم و غرغره با سركه منحلل آن يعني پرورده در ان جهت اخراج زلو در حلق مانده و ذبحه و مضمضه بطبيخ آن با كندر جهت درد دندان بارد و تاكل آن و تقويت لثه و بدستور نكاهداشتن آب مطبوخ آن با چوب صنوبر و كندر در دهان جهت وجع اسنان حادث از برودت و احتقان بدان جهت عرق النسا و ماليدن مشوى آن بر دندان جهت تسكين وجع ريحى و رطوبي آن مفيد و طلاى آن با عسل جهت بثور و قوبا و قروح رطبه سر و سبوسهء آن و بهق و جزب و ليكن مقرح كنندهء جلد است و با برك انجير سياه و زيره جهت كزيدن ابن عرس و با جند و روغن زيتون جهت جذب سم عقرب و مار و سك ديوانه و كل سموم و رفع اذيت آنها و بدستور با عسل و با سركه جهت تحليل رطوبات غليظه و ورم اعضا و ضماد پختهء آن با شير جهت كشودن دبيله و دمل و تضميد محرق آن با عسل جهت ازالهء خون منجمد در تحت پلك چشم و با روغن‌بان جهت داء الثعلب و با روغن كاو جهت سحج انفع و خوردن آن در روغن بريان كرده و طلا كردن جرم آن و يا روغن آن و با آن هر دو جهت تجفيف قروح رطبهء سر و تدهين بروغنى كه