تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
به نحوى كه ثلج ممزوج بنمك و شوره از هر طرفى مقدار نيم شبر و يا زياده باشد و سه چهار ساعت كامل در ان نكاه دارند در جايى كه هوا به آن نرسد تا منجمد كردد پس برآورده سر ظرف را كشوده از ان برآورده تناول نمايند *

* ثلج صينى *

معرب از ثلج چيني است

* ماهيت ان

رطوبتى است منجمد مانند برف شبيه بنمك دريائى كه از هند آورند و ابن بيطار كفته كه زهر حجر اسيوس است و در اسيوس ذكر يافت

* طبيعت ان

سرد و خشك

* افعال و خواص آن

جهت جلاى بياض عين و ظلمت بصر و ضماد آن بر بدن جهت تپ دق نافع و اين اسم را بر بارود نيز استعمال مىكنند

* ثلثان *

عنب الثعلب است

* فصل الثاء مع الميم *

* ثمام *

بفتح ثاء مثلثه و ميم و الف و ميم لغت عربى است مير محمد مؤمن نوشته كه در تنكابن زراواش و در مازندران بازميل نامند

* ماهيت ان

نباتى است شبيه بكندم و كوتاه‌تر از ان و ساق آن باريك و بىكره و غير مجوف و خوشهء آن شبيه بارزن و طعم آن شيرين

* طبيعت ان

در دوم كرم و در اول خشك

* افعال و خواص آن

آشاميدن آن محلل رياح و مفتح سدد و ضماد تازهء آن جهت اورام چشم و منع ريختن مواد بسوى آن و اكتحال محرق مغسول آن جهت جلاى باصره و تقويت اشعار عين و رويانيدن آن و ازالهء بياض چشم نافع مضر كرده مصلح آن كثيرا مقدار شربت آن تا پنج مثقال بدل آن تودرى است

* ثمرة الاثل *

بفارسي باركز و كزبار و بهندى چهوتي مائين نامند

* ماهيت ان

بار نوع كوچك كز است كه عذبه نامند به قدر نخودى و از ان بزركتر و غير مثلث

* طبيعت ان

در دوم سرد و در سوم خشك

* افعال و خواص آن

قابض و قاطع نزف الدم و نفث الدم و مقوى احشا و آب طبيخ آنكه يك اوقيهء آن را در دو رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد منقى رطوبات عفنهء اطفال و جهت كزيدن رتيلا و رفع جرب رطب و با شكر جهت ربو و سعال و ضعف جكر و احشا و زردى رخساره و رطوبات رحم و اكله و حكه و امراض مقعده و قروح رطبه شربا و طلاء نافع و مضمضهء آن جهت تاكل دندان و استحكام لثه مفيد و چون يك شبانروز در آب بخيسانند در افعال مانند مطبوخ آنست و قطور آن مقوى اجفان و رادع مواد و مانع قبول آفات و مقوى بصر و جهت دمعه و سلاق و جرب بسيار مفيد خصوصا كه در كلاب خيسانيده باشند و جرم آن جهت نفث الدم و جراحت شش و اسهال كهنه و سيلان مواد و نزف الدم اعضا و برشتهء آن در جوف كل سرشوى كرفته جهت اسهال مجرب ذرور آن جهت بردن كوشت زائد و قطع خون جراحات و طلاى آن جهت نيكوئي رنك رخسار و صاف نمودن بشره و حمول آن جهت تجفيف رطوبات رحم و ضماد پختهء آن با آب و سركه جهت سپرز و چون آن را با صندل و افسنتين بجوشانند و آب آن را با شكر بقوام آورند آشاميدن آن جهت تحليل سپرز بيعديل است و جهت تقويت اشتها و اعضا و اعصاب و رفع اعيا و مغص و تنقيهء رطوبات فاسدهء معده و تقويت آن بغايت مؤثر مضر سر مصلح آن دو قوبدل آن مازو يا شحم انار به وزن آن مقدار شربت از جرم آن تا دو مثقال و كويند تا چهار درم است

* ثمرة الطرفا *

بفارسي كزبار و معرب آن كزمازج است و بهندى برى مائين نامند

* ماهيت ان

ثمر درخت كز است مثلث شكل بزركتر از عذبه كه ثمراثل است كه ذكر يافت در افعال مانند آن و خالى از حرارت لطيفه و جلا و تقطيع نيست *

* ثمنش *

بضم ثاء مثلثه و سكون ميم و ضم نون و سكون شين معجمه بيوناني نباتى است كه ما بين شجر و حشيش باشد *

* فصل الثاء المثلثة مع الواو *