تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مذكوره بدين مرتبه نيست

* طبيعت ان

سرد در آخر دوم و خشك در سوم

* افعال و خواص آن

حابس اسهال صفراوى و مقوى معده و كبد حارين و مطفي حدت دم و صفرا و غرغره و مضمضهء آن به جهت خناق و قلاع حار و استحكام لثه و خوردن آن جهت حبس اقسام اسهالات و تسكين حرارت معده و كبد و حدت صفرا و تشنكي و تحريك اشتها و باه محرورين و جهت ذيابيطس مفيد و طلاى ثمر رسيدهء آن جهت داء الثعلب نافع و رويانندهء موى آنست در چند مرتبه و نقوع ريشهاى باريك بيخ آن و بيخهاى باريك نازك آن به مقدار دو توله نيمكوفته شب در آب خيسانيده صبح ماليده صاف نموده بياشامند تا مدت بيست روز و يا چهل روز مغز تخم كهنهء آن با مغز تخم كهنهء انبه و هليله بريان كرده جهت اسهال مزمن مجرب و ذرور برك خشك آن جهت استحكام لثه مفيد و ناشتا خوردن آن مضر بسبب ثوران آن صفرا را و مضر معده و دير هضم مصلح آن نمك كه آن را شسته و نمك بران پاشيده زمانى بكذارند پس تناول نمايند آشاميدن افشرهء آنكه آب آن را كرفته صاف نموده قدرى آب و نبات به قدر آنكه طعم آن را نيكو كرداند داخل كرده بياشامند و شراب آن نيز كه آب آن را صاف نموده با قدرى نبات يا قند كه طعم آن را چاشنىدار كرداند به آتش ملايم طبخ نمايند تا انكشت پيچ كردد در افعال مذكوره بهتر از اكل ثمر پختهء آن است و آهن و يا فولاد را چون براده نموده در آب برك آن بريزند و در آفتاب بكذارند كشته نرم و سبك كردد به حدى كه جوش خورده بالاى آن آيد و اكر مكرر در آب برك آن تربيت نمايند پس شسته استعمال كنند بهتر است و خوردن اين آهن يا فولاد كشته جهت تقويت اشتها و رفع اسهال مزمن و استسقا و بواسير و امثال اينها نافع و يك نوع آن را كلاب جامون مىنامند مخصوص بنكاله است تمام در هند و دكهن جاى ديكر نمىشود و آن اندك مدور و شيرين و بعضى اندك آبدار و خوش‌بو شبيه برايحهء كلاب كويا كه در كلاب پرورده شده و در جوف بعضى يك دانه و بعضى دو دانه و بعضي سه دانه بهم پيوسته و مغز آن سبز رنك و درخت اين ببزركي درخت نوع اول نمىشود و اكثر پراكنده مىباشد و برك هاى اين نيز در طول و عرض از ان كمتر و اندك عريضتر و نازك‌تر و سبز روشن

* طبيعت ان

معتدل مائل ببرودت و يبوست

* افعال و خواص آن

مفرح قلب و دماغ و مقوى معده و كبد حار و نفاخ است و تخم آن با عفوصت و قابض و رادع *

* جاورس *

بفتح جيم و الف و فتح واو و سكون را و سين مهملتين معرب از كاورس فارسى است و آن نوع ريزهء دخن است كه بفارسي ارزن و بهندى باجرا نامند و كنكنى نوعي از ان است

* ماهيت ان

حبى است رنك آن اغبر و از ارزن ريزه‌تر و صاحب اختيارات نوشته كه سه نوع است يك نوع را دخن و بفارسي ارزن و بشيرازى الم بفتح الف و ضم لام و ميم و ديكرى را ذره بذال معجمه و به فارسى زرت بزاء معجمه كويند و نوع سوم را جاورس كه معرب كاورس است و بشيرازى كال نامند و اول متوسط در بزركي و كوچكي و آن را بهندى باجرا نامند و نوع دوم را بهندى جوار و نوع سوم كه از همه كوچكتر است بهندى كنكني كويند و نيز در هند و بنكاله يك نوع ديكر مىشود كه از كنكني بزركتر و زردرنك است و آن را چينه نامند و دخن و ذره در جاى خود مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و برك آن مانند جو و اندك عريضتر و درازتر از ان و خوشهء آن نيز مانند خوشهء جو و دانهاى آن از ان ريزه‌تر و نرم‌تر و متراكم‌تر و بهترين آن زرد سنكين آن است

* طبيعت ان

در اول سرد و در آخر دوم خشك و بعضى سرد و خشك در دوم كفته‌اند

* افعال و خواص آن

لطيفتر از دخن و قابض و مجفف و بىلذع و ردى الكيموس قليل الغذاء يعني خون صالح از ان كم متولد مىيابد و ديرهضم و چون هضم كردد بدن را قوى كرداند و با روغن و چربى غذائيت آن بيشتر و خوردن مهرا پختهء آن جهت التواى حجاب و انشقاق آن