تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
توليد آنست و ريختن آن بر بهق و سعفه يعنى بثور رطبهء سر و جرب و اكله و قروح خبيثه و همچنين شستن آنها به آن نافع و خوردن تلخ آن ناشتا هر روز سه درهم جهت تقويت روح باصره و منع صعود ابخره و صداع مزمن و امان از نزول آب در چشم و با عسل جهت ضيق النفس و سرفهء مزمن و استسقا و تقويت سپرز و مثانه و رفع حصاة نافع و چون با بيخ نباتى كه آن را خامالاون اسود نامند طبخ نمايند و با آب آن جرب حيوانات را بشويند خصوصا غنم زائل كرداند و آشاميدن آب طبيخ نبات آن جهت ادرار بول مفيد و كفته‌اند كه از خاصيت مجربهء ترمس آن است كه چون مقدار يك مشت از آن را نيم كوفته پوست آن را دور كرده در ظرف مس بي قلعى با شير تازه دوشيده آن مقدار كه از روى آن بكذرد به آتش ملايم طبخ دهند تا تمام شير را جذب نمايد پس به وزن آن روغن كاو بران ريزند و طبخ نمايند تا آنكه غليظ و بسرحد انعقاد رسد و كرماكرم بر پارچه كرپاسى بمالند اكر بر كنج ران ضماد نمايند اسهال صفرا نمايد و بر بالاى ناف اسهال سودا و بر وركين و تهيكاه اسهال بلغم خام و چون ارادهء قطع آن نمايند آن پارچه را از ان موضع بردارند و به آب سرد بشويند و اين از اسرار طب مكتومه است و جهت اطفال و پيران كه نتوانند دواى مسهل بياشامند نيكو است و حمول آرد سرشتهء آن با عسل و مرمكى جهت ادرار طمث و اخراج جنين و تحليل رياح رحم نافع و در جميع افعال تلخ آن قويتر است از شيرين آن و بر شيرين آن و بر شيرين آن غذائيت غالب و ثقيل و بطئ الهضم و اكثار آن باعث زردى رخسار و معين بر هضم و تغذيهء مطبوخ آن بادهان و سركه و مرى و خوردن آن با نمك و صعتر و شيريني و آشاميدن تبيذ كهنه بالاى آن مقدار شربت آن بادويه از سه درهم تا پنج درهم و مفردا تا هفت مثقال بدل آن در جلاى آثار دو وزن آن باقلا و تخم خربزه و در دفع كرم به وزن آن درمنهء تركي و در سائر افعال افسنتين است *

* ترنجبين *

بفتح تا و راء مهمله و سكون نون و فتح جيم و كسر باء موحده و سكون ياء مثناة تحتانيه و نون

* ماهيت ان

شبنمي است كه بر خارى كه آن را حاج و خارشتر نامند در خراسان و ماوراء النهر و بلاد كرجستان و همدان و نواح آن مىنشيند و منعقد مىكردد مانند ريزهاى نبات و طعم آن شيرين و جالى و بهترين آن سفيد تازهء پاكيزه غير مخلوط با برك و خار بسيار آنست زيرا كه شاخهاى آن را بريده در چادرها ريخته مىتكانند تا آنچه ترنجبين بر انها انعقاد يافته جدا كردد پس از برك و خار و خاشاك پاك كرده به اطراف مىبرند و آنچه چسپيده و آلوده بدانست در آب شسته صاف نموده مىجوشانند تا غليظ و منعقد كردد

* طبيعت ان

در اول كرم و تر و جالىتر از شكر

* افعال و خواص آن

ملين طبع و مسهل صفرا برفق و محرك اخلاط و لطيف‌تر از شير خشت جهت سرفه و درد سينه و غثيان و تپهاى حاره و تسكين عطش و با ماء الجبن جهت اخراج اخلاط محترقه و بدستور با ماء الشعير و دفع اخلاط حارهء حاده و با روغن كره كاو كوهى جهت عسر البول و مداومت آن با شير تازه دوشيده جهت تحريك باه كه يك اوقيه آن را با نيم رطل شير كاوميش بياشامند و مسخن بدن و آشاميدن ترنجبين با آب زيره جهت رفع قراقر شكم كه با حمى خفيفى باشد و در حميات حاده و جدرى و حصبه و اسهال الدم و بواسير و بول الدم استعمال آن جائز نيست چنانچه شيخ الرئيس در بحث حميات جدرى كفته كه افضل آنست كه تليين طبيعت صاحب جدرى را به تمر هندى نمايند و اكر اجابت نكند زياده نمايند بر ان قدرى شيرخشت و احتراز نمايند از ترنجبين و صاحب ذخيره در غب خالص نوشته كه ترنجبين را در تپهاى كرم ندهند زيرا كه مستحيل بصفرا مىكردد و اكر ضرورت باشد با حموضات بدهند و در باب جدرى و حصبه كفته كه مضرت آن مر صاحب جدرى و حصبه را مانند مضرت عسل است محرور المزاج را زيرا كه محرك اخلاط و باعث زيادتي بيقرارى و هلاكت است و صاحب شفاء الاسقام در بحث
مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى