تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
و عطش و موافق معدهء صفراوى و پختهء آن در حمير جهت اسهال دموى و مصلح ادويهء سميه و خشك كرده و سويق آن با آب انار و ادويهء مناسبه جهت تقويت معده و اسهال صفراوى و تسكين قئ نافع و اكثار آن مضر سينه و مورث ذات الرئه و رياح عروق و مصلح آن كلقند و دارچيني و لعق نمودن عسل و مز آن مولد خلط صالح و مسكن تشنكي و قئ صفراوى و اسهال و در ساير افعال مانند ترش آن است و كويند همه اقسام آن هركاه بخلط حار كه در معده باشد برسد آن را دفع مىكند و خام نارس بىمزه آن مولد خلط خام و حمى و ضماد آن در ابتداى اورام حاره نافع و رب سيب ترش كه آب آن را بدون شيريني بقوام آورده باشند در آخر اول سرد و در رطوبت و يبوست معتدل و جهت غلبهء صفرا و غليان خون و اسهال صفراوى و قئ آن و رفع غم و الم سوداوى نافع مضر اسهال دموى و شش و مداومت خوردن آن مضر عصب و شراب و مرباى آن قريب النفع است بدان و با حرارت كمي و جهت وسواس سوداوى انفع از شيرين آن و سيب تلخ قابض‌تر از همه و آشاميدن عصارهء سيب رسيده و عصارهء برك آن نيز به قدر يك اوقيه تا ده درم و طلاى آن نيز جهت دفع سم عقرب و ساير سموم و ضماد برك آن جهت ردع اورام حاره در ابتدا مفيد و شكوفهء آن با ادويهء مناسبه جهت دفع اخلاط متعفنه و با ادويهء مفرحه جهت تفريح مؤثر و مرباى آن يعنى كلقند كل سيب جهت ضعف دل و دماغ و برانگيختن شهوت باه نافع كه كل آن را با دو وزن آن شيرهء كلقند كل سرخ سرشته مانند كل سرخ مرتب نمايند و مقدار شربت تفاح هفت مثقال است و اولى آنست كه محرور المزاج حامض و مز آن را تناول نمايد و مبرود المزاج حلو آن را هرچند حلو آن مضر محرورين نيست و بلغمي مزاج شيرين عفص آن را و چون از خوردن آن در خود ثقلى يابند بايد كه بالاى آن آب سرد ننوشند و طعام ترش نخورند و همچنين بالاى هر ميوهء تر و تازه بلكه امراق اسفيدباجات و مسخنات بنوشند و تا از معده منحدر نكردد طعام نخورند و تفهء آن هيچ‌يك را مناسب نيست وردى است و جوارش و حلوا و خميرهء كل آن و رب و اشربه و عرق و مرباى آن در قرابادين ذكر يافت

* فصل التاء المثناة الفوقانية مع الميم

* تمر *

بفتح تا و سكون ميم و راء مهمله بفارسي خرما و بهندى كهجور و چهارا نامند

* ماهيت ان

معروف است و نر و ماده مىباشد نر آن طلع و خوشه برمىآورد و ثمر نمىبندد بخلاف مادهء آن و در خوشهاى طلع هر دو نوع كردى مىباشد كه آن را كشن مىنامند و در ابتداى ظهور خامى كرد نر را بر ماده مىزنند ثمر آن باليده و شيرين و شاداب و تخم آن كوچك مىكردد و الا خوب نمىشود و از ابتداى تكون تا انتها و كمال بلوغ و رسيدكي هفت مرتبه مقرر كرده‌اند و هر مرتبه را بنامي موسوم اول را طلع و ليغ نيز كويند و دوم را بلح و سوم را خلال و چهارم را بسر و پنجم را قسب و ششم را رطب و هفتم را تمر و هريك آن ان شاء اللّه تعالى در اماكن خود مذكور خواهد شد و بحسب اماكن و بلدان مختلف مىباشد و بهترين اماكن كه خرما در ان خوب مىشود جهرم از توابع فارس است پس عمان پس جاهاى ديكر و بهترين اصناف غير جهرمي آن آزاد پس مكتوم پس خستاوى است كه پوست آن نازك و مغز آن بسيار و تخم آن كوچك و شيرين رسيدهء بىريشه باشد

* طبيعت ان

در دوم كرم و در اول خشك و بعضى در اول تر دانسته‌اند

* افعال و خواص آن

كثير الغذا و مولد خون متين و جهت فالج و لقوه و اعيا و تقويت كردهء لاغر شده و تسمين بدن و باه مبرودين و امراض بارده و بلغميه و درد كمر و تليين مفاصل و موافق سينه و شش بارد و آشاميدن طبيخ آن با حلبه جهت تپ بلغمى و تفتيت حصاة مجرب و با برنج جهت تسمين مهزولين و خيسانيدهء آن در شير تازه دوشيده خصوص با اندك دارچيني و از عقب ان نيز آشاميدن شير تازه دوشيده در تقويت باه