جدرى و حصبه نوشته كه آن هر دو را مضر است به جهت تحريك آن اخلاط رديه را و رسيدن كيفيت آنها بقلب و كشتن عليل و همچنين شيرخشت و در بحث اسهال الدم نوشته كه اكر در طبع قبضى باشد مزلقات دهند و شيرخشت مناسب است و ليكن از ترنجبين احتراز نمايند زيرا كه در ان قوت ادرار دم است مؤلف كويد صاحب بواسير و بول الدم را نيز بدستور مضر است و مضر سپرز و محرور المزاج مصلح آن تمر هندى و عناب و ماء الشعير و بطئ النزول و مصلح آن آب آلو و عناب مقدار شربت آن از هفت مثقال تا سه مثقال بدل آن شيرخشت است و بدستور آب جو با شكر سرخ و دواء الترنجبين و شراب آن و معجون آن در قرابادين ذكر يافت
* ترخوانه *
و
* ترينه *
هر دو در قرابادين مذكور شدند
* فصل التاء مع الشين المعجمة *
* تشميزج *
بفتح تاء مثناة فوقانيه و سكون شين معجمه و كسر ميم و سكون ياء مثناة تحتانيه و فتح زاى معجمه و سكون جيم معرب چشميزج فارسي است و نيز بفارسي چشمك و چشوم و بعربي حبة السودا و اهل حجاز بشمه و بهندى چاكسو نامند
* ماهيت ان
دانهء است به قدر بهدانه و مثلث شكل و سياه اندك املس براق بهترين آن بزرك سياه براق آنست و ابن بيطار نوشته كه آنچه از بلاد سودان و نواح آن آورند اندك بزركتر است از حجازى آن و بكمان مردم آنجا آن افضل است از حجازى
* طبيعت ان
در دوم كرم و خشك و بعضى در سوم كفتهاند
* افعال و خواص آن
جالي و باندك حدت و نهايت قبض و تحليل و مقوى باصره و جهت دمعه و غشاوه و اخراج قذى نافع و مدبر آن با زعفران و ماميران چيني و شكر كه مقوى تحليل و زياده كنندهء جلاى آنند جهت امراض مذكوره انفع كه با كلاب سائيده بطريق كحل ترتيب نموده استعمال نمايند و ضماد آن جهت جراحت قضيب و اعضاى عصبانى و جذام نافع و دستور تدبير آن آنست كه در جوف پياز يا خمير كذاشته در زير آتش پخته پس برآورده مقشر كرده استعمال نمايند و سه نوع ديكر و نسخ ذرورات تشميزجي و قطور و كحل آن در قرابادين ذكر يافت
* فصل التاء المثناة الفوقانية مع الفاء *
* تفاح *
بضم تاى مثناة فوقانيه و فتح فاء مشدده و الف و حاء مهمله به فارسى سيب نامند
* ماهيت ان
معروف است و شيرين و ترش و مز يعنى ميخوش چاشنىدار مىباشد بهترين آن شامي پس اصفهاني بدرخت رسيدهء شاداب بزرك لطيف آنست
* طبيعت شيرين ان
كرم در اول و تر در دوم و ترش آن در اول دوم سرد و خشك و مز آن در حرارت و برودت معتدل و در اول خشك و جميع اجزاى درخت آن سرد و خشك و برك و ثمر آن با قوت ترياقيت
* افعال و خواص مجموع ان
مفرح و با عطريت و رطوبت لطيفه و مقوى دل و دماغ و جكر اكلا و شما و جهت خفقان و عسر النفس و تقويت فم معده و منع انصباب فضول بمعده و تنبيه اشتها نافع و شيرين آن مفرح و ملطف روح حيواني و سريع الاستحاله به صفرائى كه در معده باشد و پختهء آن جهت سرفهء يبسي و آب آن با شراب و آب كوشت جهت رفع غشي مجرب و آب آن در معاحين مفرحه مقوى فعل آنها و رب و شراب آن در جميع افعال قويتر از جرم آن و جهت تفريح قلب و تقويت معده و كبد و دفع وسواس سوداوى و دفع سموم خصوص عقرب و دفع و با بسيار مؤثر و مسكن حرارت و مرباى آن نيز قريب بدان و بهتر است از جرم غير مرباى آن مشوى عفص در خمير كرفتهء آن جهت ذوسنطاريا كه اسهال دموى است و جهت صاحب سل و ذبول يعني لاغرى و ضماد آن بر چشم جهت تسكين درد و وجع آن نافع و اكثار خوردن خصوص خام نارس ربيعي آن مورث تپهاى مركبه و نسيان و مولد رياح و تمدد ساير بدن و اوجاع عضل و اختلاج و مصلح آن دارچيني و اغذيهء لطيفه و ترش آن قابض و مسكن قئ