و خشك با رطوبت فضليه
* افعال و خواص آن
تخم آن مفرح و مسمن و مبهي و زياده كنندهء مني و ممسك آن و دافع فساد سودا و خون و چون نرم كوبيده مقدار يكدرهم تا سه چهار درهم آن را با هموزن آن قند يا شكر و يا شير كاو تازه دوشيده بياشامند مني را زياده مىكرداند و امساك مني مىآورد و سرعت انزال و جريان مني را بر طرف مىنمايد و كوبيدهء آن را بر شربت پاشيده نيز مىآشامند و داخل معاجين مبهيه نيز مىنمايند و بسبب صلابت دير كوبيده مىكردد و آشاميدن آب مطبوخ برك و ساق آن و سلاقهء آن جهت استسقا بسبب قوت ادرار آن مفيد و ضماد سائيدهء كرم كردهء برك و ساق و بيخ آن بتمامى بر كمر جهت وجع ظهر و بر مفاصل جهت فسخ عضل و وجع آنها و بخور آب مطبوخ آن نيز جهت امراض مذكوره نافع
* فصل التاء المثناة الفوقانية مع الباء الموحدة *
* تبن *
بكسر تا و سكون با و نون بفارسي كاه نامند و اسم جنس آن است
* ماهيت مطلق آن
معروف است و هيأت كاه هر كياهى بنوعى علىحده است
* طبيعت اكثر آن
در اول سرد و در دوم خشك و بعضى را بحسب آن چيز مختلف
* افعال و خواص آن
جلوس در طبيخ كاه كندم و تعريق به بخار آن جهت تحليل اورام و رفع امراضى كه از برودت هوا و برف بهمرسيده باشد و ماليدن آن بر قدمين جهت رنجى كه از مشي بر برف و يخ حاصل شده باشد و شستن بدن بدان جهت رفع اعيا و سستي نافع ليكن بشره را شبيه ببشرهء مريض مىسازد و جوش دادن ترنج و بالنك و ليموى درست در ان و تبديل نمودن آن دو سه مرتبه باعث شيرينى و زوال تلخي پوست آن است و ضماد خاكستر آن با نيم وزن آن نمك و قدرى سركه سرشته جهت قروح ساقين نافع كاه جو مبرد و افتراش آن جهت محرورين مفيد و غسول كاه باقلا جهت قلع آثار جرب و كلف خصوصا سياه آن و پشم و برك خرما را از ان رنك مىنمايند و سياه مىكردد و از خاصيت كاه باقلا آن است كه چون در زير درخت ميوهدار هنكام ظهور شكوفهء آن بخور نمايند آن را و ثمر آن را محفوظ مىدارد از افتادن و مجموع كاه خصوصا كاه خار كه جلبان نامند مضر عصب و خوابيدن بر ان بغايت مضر و عرق كاه كل مقوى دل و دماغ و جهت رفع غشي و سستي و ضعف دل محرورين بغايت نافع و طريقهء اخذ آن آنست كه كاه كل ديوار خشك را با كلاب در ديك عرقكشي كرده مقطر نمايند و به قدر حاجت بياشامند و بوئيدن كاه كل خصوصا كاهكل ديوار مطبخ دود خورده كه بران آب و يا كلاب پاشيده باشند نيز مقوى قلب و دماغ است
* فصل التاء المثناة الفوقانية مع الدال المهملة *
* تدرج *
بفتح تاء مثناة فوقانيه و دال و سكون راء مهملتين و جيم معرب از تدر و فارسى است و بتركي قرقاول و در تنكابن و مازندران تورنك و بهندى لوه نامند
* ماهيت ان
طائرى است خوشرنك نيكو منظر ملون منقش شبيه بدراج و از ان بهتر و كوچكتر و حلال كوشت
* طبيعت ان
در دوم كرم و در اول خشك و خشكي آن از دراج كمتر
* افعال و خواص آن
كوشت آن بغايت لطيف و سريع الهضم و مولد خون صالح مقوى دماغ و فهم و رافع نسيان و وسواس خصوصا كه تا سه روز متوالي كباب آن را تناول نمايند و اكتحال زهره و خون و بدستور قطور آن جهت بياض و نزول آب در چشم و سعوط زهرهء آن مفتح سدهء دماغي و جهت رفع نسيان و وسواس و خيالات فاسده مفيد و طلاى سركين آن جهت بهق و برص و كلف و اصلاح بشرهء زنان حامله نافع و خاكستر پر آن سياه كنندهء مو است و ليكن زود سفيد مىكردد و ذرور استخوان آن بسيار نرم سائيدهء آن مانند غبار جهت التيام قروح مجرب و اكثار خوردن لحم آن مصدع و مولد مرهء صفرا در محرورين مصلح آن سكنجبين است