را مفيد و اهل هند هركاه تانبول كويند مرادشان مركب سكرى است كه از برك تانبول و جوزيوا و شربت نبات و غيرها ترتيب مىدهند و در قرابادين نسخهء آن ذكر يافت و عرق آن نيز
* تار *
بفتح تا و الف و راء مهمله
* ماهيت ان
اسم درختى است هندى تنهء آن بسيار بلند و قوى و بر سر آن بركها و هريك با ساقى بلند و چتردار و هريك مشتمل بر بركهاى بسيار بهم پيوسته شبيه به پنجهء آدمي و بلند و اندك ضخيمتر از برك خرما و نارجيل و از چتر آن اهل هند بادزن مىسازند و از بركهاى آن بوريا مىبافند و نويسندكان اهل كتك كه اديسه نيز نامند بجاى كاغذ با قلم آهني دفاتر خود را بر ان مىنويسند و مدتها مىماند و آن نر و ماده مىباشد نر آن خوشه برميآورد و ثمر نمىبندد مانند نخل نر و مادهء آن ثمر مىبندد و ثمر آن فى الجمله در شكل شبيه بنارجيل خام با پوست و جوف آن پر ريشه و در ان دانهاى اندك پهن در بعضى ثمرها چهار دانه و در بعضى سه و در بعضى دو و در بعضى يك دانه مىباشد و آن را بهندى تاركل مىنامند و در خامي شكافته برمىآورند و مىخورند تر و شاداب و نازك و اندك شيرين مانند فالودهء منجمد و مغز نارجيل تازه بسته مىباشد و هرچند رسيدهتر شود صلب مىكردد تا آنكه مانند مغز نارجيل دريائى بسيار صلب مىشود و درين هنكام در ميان ريشهاى بالاى دانهء آنكه مانند انبه ريشهدار است رطوبت لزج اندك شيرين مائل بتلخي و بدبوئي سرخ رنك بهم مىرسد و بعضى مردم آن را قدرى ميدهء كندم و اندك شيريني داخل كرده در روغن مثل كلوله بريان كرده مىخورند اهل بنكاله و عظيمآباد و اهل هند سر خوشهء ثمر آن را خواه نر و خواه ماده و از ماده بيشتر در بدء ظهور و خامي بريده ظرفى كلي را بدان مىبندند و آنچه آب در ان جمع مىكردد برميدارند و مىآشامند و آن را تارى مىنامند و طعم آن اندك بشيريني مائل و فى الجمله كريه الرايحه و در تازكي كه هنوز كرمي هوا بدان نرسيده و به جوش نيامده مىكويند كه غير مسكر است و چون به جوش آمد مسكر مىكردد و باندك كرمي و حرارت آفتابى كه به دو رسد و يا آنكه ظرف آن آلوده بتارى قديم باشد بسبب كمال لطافت به جوش مىآيد و مسكر مىكردد و لهذا شب ظرف نوى را بدان مىبندند و قبل از طلوع آفتاب كسانى كه آن را مىخورند و خواهش به خوردن آن و ولوع بدان دارند نزديك درخت آن رفته به مجرد فرود آوردن مىخورند و هر مرتبه ظرف را تحديد مىنمايند و آنچه روز بستهاند بفاصلهء سه چهار ساعت فرود مىآورند و باز اين بسبب كرمي هوا اندك مسكر مىباشد و از ان سركه نيز مىسازند و آن سركه بسيار ترش و لطيف مىباشد
* طبيعت
دانهء ثمر خام آن سرد و تر و تارى آن مركب القوى با حرارت ضعيفي و رطوبت بسيارى و دانهء ثمر پختهء آن سرد و خشك و سركهء آن سرد و تر و بىقوت قابضه
* افعال و خواص آن
دانهء ثمر خام آن ثقيل و بطئ الهضم و نفاخ و رافع تشنكي و مقوى باه و رافع فساد صفرا و خون و ضربه و سقطه و مدر بول و تارى آن نفاخ و مقوى باه و منعظ و مسمن و مقوى ارواح و منشط و رافع تشنكي و مدر بول و جهت حرقت بول و قروح مجارى آن نافع و اندك مصدع و اكثار آن مورث دوار خصوص مسكر آن *
* تالمكهارا *
بفتح تاء مثناة فوقانيه و الف و لام و فتح ميم و كاف و خفاى ها و الف و فتح راء مهمله و الف لغت هندى است و عوام تالمكها تا به نون و به زبان بنكله كلياكها را نامند
* ماهيت ان
تخمى است پهن اندك طولاني ريزهء اغبر اندك براق و لعابى مانند تودرى و كياه آن به قدر ذرعي و شاخهاى بسيار از يك بيخ روئيده و برك آن شبيه ببرك كاسني و خشن و زغبدار و كل آن سفيد و ريزهتر از كل كاسني و عقدهاى اين نيز مانند عقدهاى كاسني و تخم آن در انها الا آنكه در عقد هاى اين خارها مانند خارام غيلان مىباشد بخلاف كاسني و منبت آن كنار آبها و زمينهاى نمناك
* طبيعت ان
كرم