و برودت مزاج قلت و كثرت آشاميدن آن برميكردد و هيچيك كلي نيستند و بيان وجوه هريك از منافع و مضار آن طولى دارد و مقام كنجايش تفصيل آنها ندارد و ميرزا قاضى نوشته اما جمعى كه مزاج ايشان كرم باشد اين دوا بسبب آنكه حرارت را كم مىكرداند و بسبب كمى حرارت رطوبات كم بتحليل مىرود و لهذا كاه است كه ايشان را خواب مىآورد و از آن جمله شخصى را ديدم كه مزاج او كمال حرارت داشت و بدان سبب شبها خواب نمىكرد و مانند كسى كه سرسام داشته باشد اضطراب مىكرد چون دو سه شب بقهوه مداومت نمود او را خواب آمد و آن حالت زائل كشت و چون قهوه مضر قلب است اكر با مرواريد استعمال نمايند اولى است خصوصا در حصبه و جدرى بعد از بروز جهت آنكه مرواريد را در حصبه و جدرى نفعى تمام است و نيز استعمال آن جهت تقويت قلب با زعفران كه چند طاقه در حين طبخ در ان اندازند نيكو است و چون مسافر در وقت فرود آمدن و همچنين بعد تعب و مشقت بسيار و بعد خوردن افيونيات رافع تعب و كلال و ملال و باعث شكفتكي طبع است آشاميدن چند فنجان آن و كفتهاند ناشتا و در وقت امتلا از غذا مكرر نبايد آشاميد بلكه صبح اندك غذا بطريق ناشتا كه بالفعل در عرف عوام مشهور به تحت القهوه است خورده بالاى آن چند پياله بياشامند و اكر خواهند معتادين بافيون و افيونيات و شبنشينان آخر روز و يا بعد از نماز عشا خصوص قريب به نصف شب چند پياله بياشامند دفع آنها نمايد و كفتهاند مصلح آن زنجبيل و دواء المسك و نبات و كلاب و امثال اينها است و شيخ داؤد انطاكي نوشته شخصى كه ارادهء شرب آن براى نشاط و رفع كسالت و آنچه ذكر كرديم نمايد بايد كه شيرينى و روغن پسته و روغن بسيار با آن بخورد و قومى با شير مىخورند و اين خطا است و خوف احداث برص است و محرر مىكويد كه بهترين مصلحات كه طعم و رايحه آن را طيب و لذيذ مىكرداند و كريه و بد ذايقه نمىسازد عنبر اشهب است پس زعفران
* بنستكي *
بفتح باء فارسي و سكون نون و كسر سين مهمله و سكون تاء چهار نقطهء هندى و كسر كاف و سكون يا و بن چهتكي نيز نامند يعني درخت جنكلي پريشان زيرا كه بن بفتح باء موحده به زبان هندى بمعني جنكل و چهتك بمعني پاشان است
* ماهيت ان
نباتى است هندى ما بين شجر و كياه با شاخهاى بسيار باريك بسطبرى انكشتي و انبوه هر شاخى مشتمل بر شاخهاى بسيار باريك و بر انها بركهاى كوچك فى الجمله شبيه ببرك حنا بعضى كوچك و بعضي اندك بزركتر و عريضتر و كوتاهتر از ان و ثمر آن فى الجمله شبيه بعنب الثعلب و اندك از ان پهنتر و در خامي سبز و بعد رسيدن بنفش مىكردد و بىطعم غالبى و در جوف آن تخمهاى ريزه سبز رنك منبت آن كنار آبها
* طبيعت ان
ظاهرا كرم و خشك باشد
* افعال و خواص آن
چون برك و ثمر آن را نرم بسايند و بر شكم مستسقي تا هر جا كه ورم باشد كرم كرده ضماد نمايند و بالاى آن برك بيد انجير را نيز كرم كرده بكذارند و با پارچه به بندند و تمام شب بكذارند و همچنين تا سه چهار شب ادرار قوى آورد و آشاميدن برك و ثمر و شاخهاى باريك آن با آب سائيده جهت دفع رطوبت رحم و سيلان آن و اسقاط نمودن جنين مفيد
* بنياله *
بفتح باء فارسي و سكون نون و فتح ياء مثناة تحتانيه و الف و لام و ها
* ماهيت ان
ثمرى است هندى به قدر آلوئي و طعم آن بعضى چاشنىدار و بعضى مائل بترشي و در جوف بعضى پنج و شش تخم كوچك و در جوف بعضى زياده بخلاف آلو كه در ان يك تخم مىباشد و درخت آن بعضى خاردار و بعضى بىخار نيز شبيه بدرخت آلو در برك و شاخ و شايد نوعى از آلو باشد كه در ملك بنكاله بسبب غلظت هوا و آب چنين مىشده باشد و چون ثمر پختهء آن را خواهند تناول نمايند بايد كه آن را خوب بمالند تا نرم شود و تخمها از لحم آن جدا كردد پس بمكند آن را و الا ترش و عفص مىباشد