تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
و تخم آن را در آذر مىكارند و در آب كه هر دو اسم ماه رومياند مىرسد و فصلي و غير فصلى مىباشد يعني هم خودرو جنكلي صحرائي و هم مزروع بستاني و بتربيت بسيار خوب به عمل مىآيد كه شاخهاى باريك بسيار آن را مىبرند و كلهاى ضعيف ناكارهء آن را دور مىكنند و آن را آبيارى و غير آن به حد لائق مىنمايند بهترين بستاني آنست كه در بيت الفقيه از يمن مىشود و آن دانهاى سبز متوسط در كوچكي و بزركي خوش‌بو و بودادهء كوبيدهء آن چرب مىباشد و خوش‌طعم و رايحه و درخت آن يك ساق دارد بسطبرى انكشت ابهام و بلند آن به دو ذرع تا سه ذرع دست مىرسد شبيه بدست زعرور و كل آن سفيد رنك و ثمر آن در غلافى سياه رنك شبيه بحب الغار ببزركي و فندق كوچكى و پوست آن نازك‌تر از پوست آن هر دو و در اندرون آن در مغز و در وسط هر مغزى شكافى مانند شكاف دانهء كندم و هستهء خرما و ليكن از ان پهن‌تر و از كندم بزركتر و از هستهء خرما كوچكتر و سبز رنك و در جوف آن پردهء نازك پيچيده با اندك تلخي و بهترين آن تازهء سنكين سبز رنك يمني آنست كه در ته آب رود پس حبشي و سياه آن بسيار بد و تلخ و بد طعم و بتاوى آن سفيد و بزرك‌تر و سبكتر از يمنى و حبشي و پوست تازهء آن باندك رطوبت و چسپندكي و حلاوت و عفوصتى و چون خشك كردد حلاوت آن كم و رفته رفته زائل مىكردد و كويند سبب اطلاع بر ان آنست كه شيخ ابو الحسن شاذلى رحمه اللّه تعالى كه در كوهستان يمن صومعه داشت و مريدان او بسبب كثرت شب بيدارى و رياضات كسل و مانده مىشدند اتفاقا وقتى بعضى ثمر آن را يافته خوردند رفع كسل و ماندكي ايشان شد و اين را بديكران كفتند ايشان نيز خوردند و نفع يافتند به پير خود كفتند او حكم نمود كه در آب جوش داده آب آن را بياشامند پس چون اين ميوه را در آب جوش داده آب آن را مىآشاميدند باعث رفع كلال و ملال ايشان مىشد پس رفته رفته شهرت تمام يافت و تجار در كل بلاد بردند و منتشر ساختند و اكثرى مىخورند و ليكن اهل هر بلدى و جائي به نحوى خاص اهل يمن و نواح آن پوست بيرون آنكه قشر نامند خصوصا تازهء آن را در آب بسيارى جوش داده صاف كرده كرماكرم و نيم كرم پيالهاى بزرك پيش از طعام و اكثرى بعد از ان مىآشامند و ولوع بسيارى بران دارند و طعم آن نيز مائل بشيريني و عفوصت مىباشد خصوصا تازهء آن و اهل مكهء معظمه و مدينهء طيبه زادهما اللّه تعالى شرفا و تكريما و بلاد ديكر از عرب و عجم و ايران و توران و هندوستان و فرنك و غيرها مغز آن را بعضى خام و بعضي نيم بريان كه جوزى رنك كردد و بعضى بريان كه قريب باحراق رسد بعضى نيم كوفته و بعضى نرم كوفته در آب طبخ داده بعضى اندك غليظ و بعضى بسيار رقيق و بعضي متوسط و بعضى صاف كرده و بعضى صاف ناكرده مىآشامند و فرنكان با قدرى شير و نبات مىآشامند چنانچه به تفصيل در قرابادين مذكور شد و در طبع و مزاج آن اختلاف است حكيم مير عماد الدين محمود شيرازى در آخر رسالهء افيونيهء خود در بيان قهوه نوشته‌اند كه سرد و خشك در درجهء دوم است جهت آنكه در ان كيفيتى غالب بر طعم و رايحه و لون نيست كه قياس دلالت بر حرارت آن نمايد و بتجربه يافته‌اند كه سردى آن بسرحد اضرار نمىرسد و در تساوى و غلبهء هريك از برودت و يبوست بر ديكرى موقوف بتامل است و ميرزا قاضي در رسالهء خود نوشته‌اند كه بتجربهء فقير يافته كه سردى آن در درجهء اول و خشكي آن در درجهء دوم است و حكيم سالك الدين يزدى نوشته‌اند كه بعضى از واقفان خواص ادويه بران رفته اند كه برودت آن در اول درجهء ثانيه و يبوست آن در ثالثه است بواسطهء آنكه در افراط آن يبوست دماغ و بيخوابي و خشكي مزاج بهم مىرسد شاربان آن را و شيخ داؤد انطاكي كفته كه كرم در اول و خشك در دوم و آنچه شيوع يافته كه سرد و خشك است نه چنين است جهت آنكه پوست آن تلخ است و هر تلخي كرم است و يمكن كه پوست آن كرم باشد و مغز آن معتدل و يا سرد