جوزبوا و شلغم و سير و پياز و تره تيزك و انجير با پيه خنزير كهنه و طلا كه نوعى از شراب است كرم كرده بسيار نافع است و روغن آنكه بزر البنج سفيد را كوبيده با آب كرم خمير كرده در آفتاب كذارند تا اندك خشك شود پس افشرده بكيرند تدهين بدان جهت قروح صفراوى سر و جرب و حكه و سعوط آن جهت رفع درد سر حار و بيخوابى و قطور آن جهت درد كوش و حمول آن جهت صلابت رحم نافع و چون با نصف آن تخم كاهو و ثلث آن تخم خشخاش كوبيده روغن از ان بكيرند ترياق سموم است و جهت سرسام و ماليخوليا و وسواس و تندى تنفس شربا و سعوطا و تدهينا نافع
* بنطافلن *
بكسر باء موحده و سكون نون و فتح طاء مهمله و الف و فتح فا و ضم لام و نون لغت يوناني است بمعني ذو خمسة اوراق و آن غير اثلق است كه بفارسي پنجنكشت و بيونانى بنطافيلن بمعني ذو خمسة اوراق و بعضى بنطاطوس بمعنى ذو خمسة اقسام و بعضى بنطاناطى بمعني ذو خمسة اجنحه نامند و بلغات ديكر نيز آمده و معنى آنها قريب بدينها است
* ماهيت آن
نباتى است شبيه به پنجنكشت و شاخهاى آن باريك و به قدر شبرى و برك آن شبيه ببرك نعناع و در هر شاخى پنج عدد و بنادر در بعضى زياده و دو طرف و برك آن مشرف مانند اره و كل آن ما بين سفيدى و زردى بخلاف اثلق كه كل آن مائل بسرخي و ازرقي است و برك اين شبيه ببرك زيتون و از ان ريزهتر و چون بدست بمالند بوى آن در عطريت شبيه به بسباسه و نبات آن قريب بدرخت انار و شاخهاى آن صلب و ثمر آنكه بزر آن باشد به قدر فلفل است بخلاف بنطافلن كه نبات اين بآنقدر بلند نمىشود و شاخهاى اين چندان صلابت ندارد و بىثمر است و منبت هر دو نزديك آبها است و بيخ بنطافلن مائل بسرخي و طويل و غليظ و كثير المنفعت و بيحدت و حرافت
* طبيعت جميع اجزاى آن
در حرارت قريب باعتدال و در سوم خشك و بعضى در دوم كرم دانستهاند و با قوت مجففه
* افعال و خواص آن
محلل و ترياق سموم ادويهء قتاله آشاميدن دو مثقال از برك آن باذرومالي كه شراب معمول از عسل و آب باران است با ماء العسل با هموزن آن فلفل براى حمى غب غير خالص و بائبهء بلغميهء مزمنه نافع و از خواص آن است كه چون بياشامند براى حمى ربع چهار برك از چهار شاخ و براى حمى غب سه برك از سه شاخ و براى حمى نائيه دو برك و براى حمى يوم يك برك تازهء آن و چون يك ماه هر روز برك يك شاخ آن را بخورند صرع مزمن را رفع كند و مداومت آشاميدن نه قيراط عصارهء برك آن جهت يرقان مجرب و به جهت قطع نزف الدم باطني و ضماد آن جهت ظاهرى و ضماد برك آن با نمك و عسل جهت التيام جراحات و بواسير و داخس و همچنين ضماد آن بر قبل و يا امعا نيز جهت امراض مذكوره و نزف الدم و ذرور آن بر جراحات تازه مفيد و فرش نمودن برك آن بر جامهء خواب باعث تقليل احتلام و سعوط آب برك آن جهت جدرى اسپ نافع به شرط آنكه بعد از سعوط فرمودن آن مقدارى آن را بكرداند كه عرق كند و عصارهء بيخ آن جهت رفع اسهال و درد جكر و شش و قرحهء امعا و مفاصل و عرق النسا و صرع و سه مثقال آن جهت سموم ادويهء قتاله نافع و ضماد بيخ كوبيدهء مطبوخ آن در سركه جهت منع انتشار نمله و تحليل خنازير و اورام صلبه و بلغميه و بلند شدن و آماس كردن شريان مفضود و دبيلات و حمره و داخس و بواسير كه دانهء آن ظاهر باشد و جرب و غرغره بطبيخ بيخ آن در آب كه ثلث آب برود جهت خشونت حلق و مضمضه و نكاهداشتن آن در دهان جهت تسكين وجع اسنان و منع قروح خبيثه آن از انتشار و شرب آن جهت رفع اسهال بطن و قرحهء امعا و وجع مفاصل و عرق النسا نافع مضر معده مصلح آن سكنجبين مقدار شربت آن از يك مثقال تا سه مثقال بدل آن در ترياق اسقولو قندريون و در صرع زمرد و كويند بنطافلن را بهندى هلهل نامند و آن سه قسم مىباشد قسمى كل آن زرد و اين بسيار عزيز نزد اهل صناعت است و قسمى كل آن