آنست كه مستعمل است غذاء و دواء و بهترين آن تازه كم تخم پوست بنفش براق مدور و باندك طولاني آنست و سفيد باوصاف مذكوره نيز خوب مىباشد و بايد كه چون ارادهء طبخ و اكل آن نمايند پوست آن را جدا كنند و يا با پوست چهار شق نموده و خار زده و در اندرون و برون آن نمك بمالند و يا ورق نمايند و بران نمك بمالند و به روى هم بچينند و بكذارند دو سه ساعت در آب سرد تا آب سياه و تيز طعم كردد پس آن آب را بريزند و آب ديكر بران ريزند و همچنين تجديد نمايند تا آنكه آب سياه نكردد و تيزى آن كم كردد پس پاك شسته با كوشت بره و بزغالهء جوان و يا مرغ جوان فربه و روغن كاو تازه طبخ نمايند و يا در روغن بريان كنند و زمانى دم دهند تا خوب پخته كردد پس با سركه يا آبكامه يا آب انارين و اناردان و كوله پر و كرويا و امثال اينها كه مصلح و دافع سدهاند تناول نمايند يا بدون كوشت بروغن مذكور پخته يا ورق ورق كرده بدستور نمك ماليده و آب سياه و تيز برآورده در روغن بريان كرده و يا در تنور و يا در خاكستر كرم اجاغ بكذارند كه پخته شود برآورده و پوست آن را جدا كرده و ريشها دور كرده از دست خوب ماليده در كوشت و يا بىكوشت در ان نمك و پياز و زنجبيل تر را ريزهريزه كرده و قدرى ماست داخل كرده در روغن بريان نموده يا خام كه بهندى بهرته نامند تناول كنند و اكر چنان نكنند و بعد شق و يا ورق خارها بران بزنند و نمك در جوف آن پر كنند و يا بران بمالند و زمانى بكذارند تا زردآب حاد آن از ان جدا كردد پس با آب خالص پاك شسته بدستور طبخ نموده تناول نمايند و يا آنكه با آب و نمك يكدو جوشى داده آب آن را بريزند پس طبخ نموده بخورند بد نيست و بادنجانى كه مدتى بر درخت مانده باشد و يا سخت كشته باليده نكردد نبايد خورد
* طبيعت آن
كرم و خشك در دوم منسوب به مشترى است و بعضى در سوم خشك كفتهاند
* افعال و خواص آن
مقوى معده و مفتح سددى كه از غير آن بهم رسيده باشد زيرا كه خود مسدد كبد و طحال است و ملين صلابات و با روغن ملين طبع و با سركه قابض و مدر بول و بالخاصيت مسكن اوجاع حار و خوشبوكنندهء عرق و قاطع عرق الدم و دافع سنان كه بدبوئي زير بغل و كنج ران باشد و مجفف رطوبات غريبه و مورث درد پهلو و عانه و بواسير و مولد سودا و ادمان آن مفسد رنك رخسار و محدث بثور و قوبا و بواسير و درد چشم سوداوى و قولنج مصلح آن طبخ نمودن آن با كوشتها و روغن و اشياى مذكوره است و چون بريان نمايند بدستور مذكور و بخورند جهت تقويت معده و دفع قئ شخصى كه طعام تناول نمايد و قئ كند و چون بكيرند از آب مغز پختهء آن مقدار يك اوقيه و در شراب خوب بمالند و بياشامند ادرار بول نمايد و چون از آب حادى كه بادنجان را در آب خيسانيده باشند چنانچه ذكر يافت دست و پا را كه عرق نمايد بشويند چند مرتبه زائل كردد و چون بسوزانند و خاكستر آن را با سركه خمير نمايند و بر ثآليل بمالند قلع نمايد و چون اقماع يعني دنبالهء آن را در سايه خشك نمايند و نرم سائيده بر بواسير و سائر امراض مقعده بپاشند بعد از آنكه آن موضع را بروغن بادام تلخ يا بنفشه يا بابونه چرب نموده باشند مفيد و اهل هند كويند كه چون بادنجان را در زير آتش كنند تا نيم پخته كردد پس برآورده بفشارند و آب آن را بكيرند مقدار ده پانزده مثقال و با پنج و شش مثقال شكر سياه كه بهند كر نامند بياشامند جهت رفع الم ضربه و سقطه قائم مقام موميائي است و مجرب و چون بادنجانهاى كوچك را با اندك آبى و قليل نمكى طبخ نمايند تا پخته شود پس فشرده آب آن را بكيرند و با هموزن آن زيت به آتش ملايم طبخ دهند تا آب رفته روغن بماند و روز بر ثآليل برآمده بمالند و شب ثفل آن را بران بهبندند آن را زائل كرداند و اكر بجاى روغن زيت روغن تخم كتان نمايند جهت ازالهء شقاق و اورام عصب و سرمازدكي مفيد و چون بادنجان زرد شدهء رسيده را با تخم پزند تا مهرا شود و تخم آن را نرم سائيده