سرخ و زرد آن است و ثقيل الوزن و آنچه بتحقيق پيوسته و ديده شده لبن درختى است عظيم به قدر سرو كه تنهء آن را بتيشه و غير آن جابجا خراشيده از ان تراوش مىنمايد و برميآيد و مانند لبن بلسان كه دهن بلسان نامند مىباشد در اول سفيدرنك اندك رقيق و ليكن نه برقت دهن بلسان و بتدريج منجمد و زردرنك پس زرد تيره پس سرخ و اندك خشك صلب مانند كندر مىكردد و چون بر آتش كذارند كداخته مىكردد تازهء آن زودتر و رقيقتر و كهنه آن ديرتر و غليظتر مىباشد و در بنكاله از كوهستان مورنك بسيار مىآورند و به قيمت ارزان مىفروشند و قطعهاى چوب درخت آنكه از دم تيشه جدا شده در ان ديده شده و جرم چوب آن مانند سرو و ديودار رخو و ريشهدار و كفته اند لبن ديودار است و قوت لبن آن تا ده سال باقي مىماند و بهترين آن تازهء صافى تند بوى بىغش آنست زيرا كه مغشوش براتينج و اشق و آرد باقلا مىنمايند و كفتهاند سه نوع مىباشد يكى سبك بسيار سفيد و خشك و يكى كثيف صلب زرد سنكين و سوم زردرنك نرم صافى بسيار تندبو و اين بهترين همه انواع است
* طبيعت آن
كرم در اول سوم و خشك در اواسط دوم و منسوب به مشترى و كهنهء آن از ان خشكتر
* افعال و خواص آن
ملين و محلل و جاذب و مسخن و جهت عسر النفس و سرفهء كهنه و ربو و اختناق رحم و صرع و بواسير و قطع عضل و امراض عصبانيه و علل بلغميه و ضعف معده و جكر و سپرز و ادرار حيض و اسقاط جنين و اخراج مشيمه و با عسل جهت تفتيت حصاة و تفتيح سدهء كرده و تسهيل ولادت و دفع سموم و جذب آنها و با شراب مرمكي جهت سم طغسيقون و اسقاط جنين ميت و اخراج مشيمه نافع و با آب جهت بواسير و حرقت بول و چون سه روز بياشامند ديكر عود نكند و قطور آن با روغن سوسن جهت صداع بلغمي و درد كوش مفيد و تدهين آن با دهن سوسن جهت رفع اعيا و كزاز بلغمي و ضماد آن جهت كزاز و اعيا و درد پهلو و كمر و تحليل دماميل و خنازير و رفع كلف و قلع آثار خصوصا با سركه و نطرون و بانحاس محرق يا زهرهء بز ماده يا آهوى ماده جهت كلف و با مرهمها جهت خوردن كوشت فاسد و رويانيدن كوشت صالح چون در كلاب حل نمايند بر آتش كه غليظ باشد و بر پارچهء كرپاسى ماليده بر كمر و از كرده تا كردهء ديكر بچسپانند و بر بالاى آن پنبهء كهنه كرم كرده بكذارند و بهبندند تا خودبخود جدا كردد و درد آن را زائل كرداند و مجرب است و بدستور جهت اوجاع رحم بر پشت زهار بچسپانند و كذاشتن آن بر دندان كرم خورده جهت تسكين درد آن و استنشاق رائحهء آن و بدستور بخور آن بقمع جهت صرع و سدر و اختناق رحم و اخراج جنين و مشيمه و همچنين حمول آن و روغن آن جهت امراض رحم از قبيل اورام و اختناق آن و احتباس حيض و اوجاع و تحليل رياح آن و تقويت اعصاب شربا و تمريخا و تدهينا و فرزجة نافع و دستور اخذ دهن آن آنست كه بارزد را با هموزن آن خاكستر چوب درخت انبه ممزوج نموده در قرع و انبيق چنانچه مقرر است مقطر نمايند و به كار برند و چون بارزد را با دوائى كه آن را سقندوليون نامند و زيت مخلوط نمايند و نزديك هوام كذارند آنها را بكشد مضر مجرورين در فصول و بلدان حاره و مضر دماغ مصلح آن روغن بنفشه و كافور و مفسد كوشت صحيح مقدار شربت آن تا يك درم و به جهت سموم تا يك مثقال بدل آن نيم وزن آن سكنجبين و ربع آن جاوشير جهت آنكه جاوشير را از ان هر دو قويتر مىدانند و چون اراده نمايند كه بارزد را بياشامند بايد كه در روغن بادام تلخ و يا آب سداب حل نمايند و چون خواهند كه صاف نمايند آن را از چوب و غيره در آب كرم اندازند تا كداخته كردد و آنچه روغن و صافى است بالاى آن آيد بكيرند و از پارچه صاف نمايند اما نفشارند كه دردى با آن آيد و به كار برند