تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

* بارود *

بفتح با و الف و ضم راء مهمله و سكون واو و دال مهمله و بفارسي و بهندى باروت بتاء مثناة فوقانيه بجاى دال نامند و باصطلاح اهل مغرب اسم زهرة الاسيوس است و در اسيوس مذكور شد و باصطلاح اهل عراق اسم شوره است و در ابقر ذكر يافت و بالفعل اسم چيزى است مركب از كوكرد و زغال چوب بيد و يا بادنجان و يا بيد انجير و يا عشر و يا اروسه و يا امثال اينها و بالجمله چوب هر درختى كه زود به آتش دركيرد و آتش آن تند باشد و شورهء قلمي باوزان مختلفه مثلا اكر از براى توپ و تفنك باشد در يك آثار هندى شوره پنج توله كوكرد و هفت و نيم توله زغال داخل مىكنند و بسيار نرم كوبيده اكر بسيار تند خواهند با بول انسان و يا با شراب دو آتشه يا يك آتشه خمير كرده مىكوبند و حبوب بسيار صغار ساخته خشك كرده استعمال مىنمايند و الا با آب

* طبيعت آن

كرم و خشك در سوم و در چهارم نيز كفته‌اند

* افعال و خواص ان

جالي و مقطع و مفتح سدد و جهت طحال و اوجاع ظهر نافع و ذرور آن حابس نزف الدم جروح تازه است فورا با كمال سوزش و چون موضع وجع مفاصل را خارها زده بارود را نرم سائيده بر ان بمالند وجع آن را زائل كرداند مضر كرده و رئه مصلح آن كثيرا و عسل است

* باريلوماين *

بفتح با و الف و كسر راء مهمله و سكون ياء مثناة تحتانيه و ضم لام و سكون واو و فتح ميم و الف و ضم ياء مثناة تحتانيه و نون بلغت اندلس بمعنى شبيه به چشم است و غلط كرده كسى كه آن را صريمة الجدى دانسته و بعضى سقلينون و بعضى فلوماين نيز نامند

* ماهيت آن

كياهى است بىساق و برك آن محيط بران و مائل بسفيدى شبيه ببرك لبلاب صغير و نزديك برك آن شعبها روئيده و بر آنها ثمرى شبيه بدبق و مزغب با رطوبتى بسيار چسپنده كه بر جامه و غير آن هرچه مىرسد مىچسپد و ثمر آن را جمع نموده در سايه خشك مىنمايند و بيخ آن غليظ و منبت آن عمارات و خرابها و شوره زارها و از جمله نباتاتى است كه بر آنچه نزديك آن باشد مىپيچد و برك و تخم آن مستعمل

* طبيعت آن

كرم و خشك و منسوب به مشترى است

* افعال و خواص آن

محلل و مقطع و مجفف و تخم و برك آن مدر قوى است و اكثار شرب آن هر دو محدث بول الدم و يك مثقال آن با شراب جهت ضيق النفس و سپرز و تجفيف مني حتى آنكه چون سي و هفت روز يا كمتر يا زياده بياشامند قطع نسل مىكند و عقيم مىكرداند و چون مقدار يك درم تا يك مثقال آن را با شراب بياشامند جهت عسر النفس و اعيا و تسكين فواق و تسهيل ولادت مفيد و تا چهل روز جهت امراض طحال مفيد و چون برك و تخم آن را با زيت بر بدن بمالند بدن را كرم و مواد بلغم و سوداوى را تحليل نمايد و در ابتداى دورهء حميات لرز آن را تسكين دهد

* بازي *

بفتح با و الف و كسر زاى معجمه و يا بفارسي باز نامند

* ماهيت آن

از جملهء طيور سباع شكارى معروف است اغبر مائل بسفيدى و زردى و منقط بنقطهاى سياه و بعضى سفيد رنك مانند خروس سفيد مىباشد و اين بزركتر از منقط آنست و بادشاهان آن را شاه طيور مىنامند و به جهت شكار تعليم و تربيت نموده در حضور خود نكاه ميدارند

* طبيعت كوشت آن

در دوم كرم و در سوم خشك و منسوب به مشترى است

* افعال و خواص آن

بطئ الهضم و ردى الغذا و محلل اورام و جاذب سموم به خود و پر سوختهء آن جهت اندمال جراحات و قطور خون آن در چشم جهت رفع بياض و طرفه و بدستور زهرهء آن بغايت مؤثر و طلاى سركين آن جهت جلاى آثار و حمول آن جهت اعانت بر حمل فرزحه و بخور آن جهت اسقاط جنين مفيد مولد قولنج مصلح آن ابازير است

* باشق *

بفتح اول و الف و فتح شين معجمه و قاف معرب از باشهء فارسي است و بعربي صقر و بهندى جره نامند

* ماهيت