و آنچه در اماكن ديكر غير شبانكاره و نواح آن بهم مىرسد بسيار ضعيف و كم خاصيت است مانند كوهستان هند و دكهن و غيرها جهت آنكه در كوهستان شبانكاره كياه مخلصه بسيار مىباشد كه با قوت ترياقيت است و خوراك آن حيوان اكثر آن است و در جاهاى ديكر نيست و مقدار بادزهر در بزركي و كوچكي مختلف مىباشد و تا چهار مثقال ديده شده و رنك آن بيشتر سبز زيتوني تيره و يا صاف براق و جرم آن تو بر تو يعني پرده بالاى پرده مانند پياز مىباشد و كويند كه در حين كرمي كه از خوف آن حيوان برمىآورند نرم مىباشد و به رسيدن هواى خارجي صلب مىكردد به مجرد براوردن در دهان مىاندازند و بتقلب زبان آن را بهر شكلى كه مىخواهند مىسازند و لهذا بعد برآوردن از دهان و انعقاد براق و املس مىباشد و شايد وجه براقيت و املسيت آن محض همين نباشد زيرا كه پردهاى زيرين آن نيز املس و براق است و بدانكه آن را جعل نيز مىكنند از صبر و كندر و چند دواى ديكر درهم كرده به شكل بادزهر مىسازند و فرق آن است كه چون سوزنى را كرم كنند و در ان فرو برند اكر سر سوزن زرد شود و دود زردى از ان مشاهده كردد اصلي است و اكر سياه جعلى است و كويند امتحان خوبى آن آنست كه چون با خاكستر سفيد خشك بر كف دست بمالند خاكستر سبز پستهء كردد و چون قدرى سائيده در شير اندازند شير را منجمد كرداند و سائيدهء آن سرخ مائل بسياهي باشد و سرخ و زرد و سبز آن متوسط است و اصل آن است كه كسانى كه مكرر آن را ديدهاند از ديدن جوهر و قماش و رنك آن درمىيابند كه اصلي است يا مجعول و مصنوع و علامت حيوانى كه در جوف آن تكون يافته آنست كه اكثر لاغر و با قوت و خوشحال مىباشد و از ميان امثال خود دور و تنها مىكردد
* طبيعت آن
در آخر دوم كرم و در اول سوم خشك
* افعال و خواص و منافع آن
موافق جميع امزجه و دافع اكثر سموم حاره و باردهء حيوانيه و نباتيه و معدنيه است جهت آنكه اثر آن چنانچه ذكر نمودهاند نه بطبيعت و مزاج فقط است بلكه بخاصيت و صورت نوعيه است و مقوى جميع قوى و ارواح و حواس و اعضاى رئيسه و حرارت غريزيه و باه و مفرح و منشط و مزيل غم است شربا و طلاى آن با آب كشنيز تازه جهت اورام حاره و با كلاب جهت طاعون و اورام بارده و با شراب جهت كزيدن مار افعى و عقرب و جانوران سمي و هوام و تسكين وجع آنها در ساعت و بايد كه قدرى نيز بخورند با كلاب و آب رازيانه نيز بدستور و بتنهائي جهت كزيدن هوام و ذرور آن بر موضع جراحت هوام و غير آن جذب سم مىنمايد و بترشح دفع مىكند و باعث التيام آن مىكردد و كويند چون شخص را زهر خورانيده باشند و همان لحظه فادزهر آزموده را در دهان نكاهدارد نفع تمام بخشد و اكر چند عدد فادزهر موصوف را در كاسهء چيني بكذارند و بالاى آن شير كاو بدوشند و بعد از زمانى كه شير قدرى قوت و كيفيت بادزهر را كسب نموده باشد بنوشند نفع عظيم مىبخشد مقدار شربت آن از يك قيراط تا دو قيراط و در بعضى امزجهء باردهء رطبه و يا با بعضى مصلحات تا سه قيراط تجويز نمودهاند و زياده از ان كشنده مضر محرورين و مورث التهاب و اسهال دموى و احتراق خون مصلح آن اشياء مبرده بدل آن به وزن آن حجر الايل و اكر نباشد بادزهر معدني نوع اعلى و يا زمرد صافى شفاف كهنه و يا زبرجد است و كيفيت ظهور و اطلاع بر ان در ولايت فارس و جودت و رداءت و دستور خوردن آن در اول فصل بهار و غير آن و حبوب و مفرح بادزهرى در قرابادين كبير بتفصيل ذكر يافت و مىكويند در ولايت كول كنده و تلنكانه كه از حدود ملك دكهن است از رودهء گاو كوهى و گاوميش جنكلي نيز برميآيد وافر و بسيار و سبز زرد رنك و كوچك و بزرك تا بيست مثقال و ليكن بىرونق و بىجلا مىباشد و بسيار ضعيف العمل و كم قوت و نيز كفتهاند كه در جزائر بحر هند و چين نوعى از فادزهر ميموني بهم مىرسد كه از رودهء ميمون برميآورند و رنك آن نيز بزردى مائل است و هيكلي شكل و باريك دراز