تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
ليكن واجب كرد كه نرم و موافق گوشت او بود تا از حركت شريان و حركة شش كه بر هم كوبند ، آسيبى بدل نرسد و تا غذا به آسانى ازين شريان بيرون‌تر آيد . و از جملهء رگهاء ديگر كه آن را آورده گويند ، رگى است دو تو همچون رگهاء شريان ، آن را وريد شريانى گويند . و اين رگ ، شاخى است از شاخهاء اجوف كه بنيمهء بالا برآمده است و آنجا روى سوء بالا كرده است ، بحجاب اندر آمده و اندر وى بگذشته و دو رگ باريك از وى برخاسته است و اندر حجاب پراكنده شده ، و آنچه از حجاب بيرون آمده است چون برابر دل رسيده است ، از وى رگهاء باريك چون موى برخاسته است و اندر غلاف دل پراكنده شده و باقى به چهار شاخ شده است ، يك شاخ نزديك گوش راست دل آمده است و بدل اندر آمده ، وريد شريانى اينست . و بزرگترين رگهاء دل اينست از بهر آنك رگهاء ديگر نسيم هوا بدل مىرساند و آن رگ غذا مىرساند و قوام غذا غليظ است ، واجب گردد كه منفذ غذا فراخ‌تر باشد . و اين رگ اينجا كه بدل اندر آمده است دو غشاى صفيق يعنى محكم تافته بر وى پوشيده شده است ، محكم‌تر از غشاء رگهاء ديگر ، از بهر آنك آن را از تجويف راست رگ بجانب شش رفته است و غذا مىرساند . و غذاء شش ، خون لطيف و رقيق است موافق گوهر او ، پس واجب گردد كه غشاء اين محكم‌تر باشد تا خون كه از وى برآيد ، بغايت لطافة باشد تا موافق گوهر شش آيد . و اگر كسى را برين معنى سئوالى افتد و گويد كه اگر شريان وريدى ، يك تو و نرم از جهت نرمى و نازكى گوهرش مىبايد تا از صلابت شريان بر گوشت او آسيب نرسد و آن را نكوبد ، پس وريد شريانى هم اندر ميان گوشت اوست و بدين دو غشاء صفيق همان صلابة شريانى حاصل است و ازين صلابت همان آسيب و همان بركوفتن كه احتراز از آنست ، برجاى اوست و اين معنى ، تناقضى واجب مىكند . در جواب گوئيم ، فرق ميان وريد شريانى و شريان وريدى ، ظاهر است از بهر آنك شريان وريدى و گوهر شش ، هر دو متحرك‌اند و از دو متحرك كه ملاقى و مماس يكديگر باشند آسيبى حاصل آيد بضرورت ، خاصّه كه يكى صُلب‌تر باشد ، واجب كند كه صلب نرم را بكوبد . و پيوند استخوانها با عصبها بميانجى غضروف از بهر اينست تا صُلب نرم را نكوبد و پيوند ميان هر دو بتدريج باشد . و اينجا وريد شريانى ، متحرك نيست و حركة جز