از بهر بدست آوردن و نكاهداشتن آن اندامها كه آلة بدست آوردن و به كار بردن است داده است ، و حاسّتها ارزانى داشته تا نيك از بد و سود از زيان بشناسد و سودمند بدست آرد و زيانكار دور دارد و از آن دور باشد و از بهر آنك تا غذا بر وجهى خوبتر به كار برد و تا در تن او هضم شود و مدد زندگانى او گردد او را چهار قوت داده است :
يكى را قوّت نفسانى گويند و آغاز حركة اختيارى و شناختن سودمند از زيانكار و تدبير بدست آوردن سودمند و دور داشتن زيان كار بدان است و معدن آن دِماغ است .
دوم را قوّتيست كه آن را قوّت حيوانى گويند ، مدد و آغاز حرارت غريزى و روح حيوانى ازوست و معدن او دل است .
سوم قوت طبيعى است كه پرورش تن و طعام را غذا گردانيدن ازوست و معدن او جگر است .
چهارم قوّة مولّده است غذا را مادّة تخم و شايسته كردن آن بدوست و معدن او اندامهاء توليد است .
پس جمله اندامها يا معدن قوتهاست ، يا آلة بدست آوردن غذا است ، يا آلة به كار داشتن غذا است و گواريدن است ، يا آلة پروريدن است ، يا آلة تخم جدا كردن ، يا آلة فضله از تن بيرون كردن .
و مادة پرورش تن ، خونست و مركب قوّت طبيعى اوست ، اين قوة با خون از جگر بيرون آيد ، اندر شاخهاء رگ اجوف بگذرد و اندامها از آن غذا يابد و بدان پرورده شود .
و روح حيوانى و حرارت غريزى كه مركب آن خون شريان است از دل برآيد و اندر شاخهاء شريان بگذرد و به همه اندامها رسد و همه تن بدان زنده باشد و همه قوّتها بدان برجاء باشد .
و حسّ لمس ، يعنى اندر يافتن سردى و گرمى پوست و گوشت همه تن را هست .
و حسّ ديدن و بوئيدن و شنيدن و چشيدن ، اندر سر است و آلة آن چشم و گوش است و بينى و زبان و كام .
و رسانندهء قوت بدين آلتها و بجملهء احشا ، عصبها است كه از دِماغ فرود آمده است و از نخاع رسته است چنانك اندر گفتار دوم ياد كرده آمده است .
و مبدأ اين همه قوّتها و اين كارها قوّت نفسانى است .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٧٨