آلت حس است و آلت حركت .
و از جملهء عصبها ، يك عصب مجوّف است كه آن را عصب مجوف گويند ، از دماغ رسته است و به چشم اندر آمده ، نور بينايى در آن تجويف بگذرد و به چشم رسد .
و عصبها سه نوع است ، هر سه به صورت مانند يكديگراند ، ليكن بفعل و منفعت هر يك ديگرست .
نوع نخستين يا از دماغ رستست يا از نخاع كه خليفهء دماغ است و قوّت حس و حركتِ همهء تن بدين عصبهاست .
و نوع دوم از سر استخوان رسته است و با استخوان ديگر كه به دو نزديك است پيوسته است و اين نوع قوىتر و محكمتر از نوع نخستين است ، اين نوع را رباط گويند .
و نوع سوم آميخته است از هر دو نوع ، آن را وتر گويند ، سرهاء عضلها ازين نوع است و اين را ، هم از حس بهره است و هم از حركة .
و معلوم است كه فرق ميان حيوان و نبات بحس است و بحركة اختيارى و اصل قوّةِ حس و حركت از دماغ است و آلة هر دو ، عصب است .
و گفتيم كه عصبهاء حس و حركت از دماغ رسته است يا از نخاع و نهايت همهء عصبها پوست است ، همه آنجا پراكنده شده است و درهم بافته .
و اندر پوست حيوان كه دباغت كرده باشند ، پراكندگى آن همچون پراكندگى ليفِ باريك پيدا است . آن ليفها آخر و پايان عصبها است ، پايان رگهاء پوست ، از پايان عصبها و رگها بافته است . و همچنانكه اندر چيزهاء بافته ، گشادگيها باشد ، اندر پوست نيز هست ، كه آن را مسام گويند و آن مسام به گوشتى اندك و لطيف پوشيده باشد . حسّ پوست برين پايان عصبها است و حسّ او قوىتر از حسّ همه اندامها است از بهر دو كار : يكى آنكه پايان عصبها به دو رسيده است ، دوم آنكه پوست ملاقى محسوسات است و غذاء پوست از پايان رگها به دو مىرسد و حرارت كه در پوست است بعضى از گوشت است كه مسام بدان پوشيده است و بعضى از پايان رگهاست كه در وى يافته شده است . و بعضى از بخارها كه از همه تن روى به دو آرد و رنگ سرخى كه در پوست مردم است از پايان رگهاست و هم از گوشت و خون كه آنجا مىرسد .
و موى و عرق و شوخ كه بر پوست پديد آيد از مسام پديد آيد .
و ببايد دانست كه از بهر آنكه اصل قوت حس و حركة از دماغ است و آلت هر دو عصب است و هر دو قوت از توسط عصب بدماغ و باندامها مىرسد ، مقدار حجم
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٦٨