تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
جوانان ماند . و آنكه مزاج اصلى او بسردى و ترى يا بسردى ساده گرايد ، احوال و حركات او باحوال پيران ماند و پيرى زود اثر كند . و هر شخصى كه در عمر بدان سالها رسد كه مزاج آن سالها بمزاج اصلى او ماند ، ضعيف و بدحال شود ، از بهر آنكه دو مزاج از يك نوع بر يك شخص جمع شود و يك شخص از دو مزاج و از دو نوع برابر نيايد . مثلا اگر مزاج اصلى گرم و خشك باشد اوّل ، اندر سالهاء جوانى گرمى و خشكى بر وى زيادت شود ، بدان سبب بد حال شود و چون از آن درگذرد بهتر شود . و اگر مثلا مزاج اصلى او سرد بود و تر باشد ، اندر جوانى نيك حال شود و اندر پيرى ، سخت بد حال شود . و اگر مزاج اصلى او گرم و تر باشد ، اندر كهولت نيك‌حال شود .

باب چهاردهم از گفتار اول از كتاب اعراض قول كلى اندر اخلاط

خلط ، رطوبتى است روان اندر تن مردم و جايگاه طبيعى مر آن را رگهاست و اندامها كه ميان آن گشاده است چون معده و جگر و سپرز و زهره . و اخلاط از غذا خيزد و بعضى خلطها نيك باشد ، آن را طبيعى گويند و بعضى بد باشد آن را ناطبيعى گويند . اما خلط طبيعى آنست كه اندر تن مردم ، مَدَدِ پرورش باشد و بعوض تريها كه بتحليل خرج مىشود ، باشد و از خلط بد اين منفعت نباشد ، آن را بداروها از تن بيرون كنند . و اخلاط چهار است ، خون و بلغم و صفرا و سودا و الله أعلم و أحكم .

باب پانزدهم از گفتار اول اندر شناختن احوال خون

اما خون گرم و تر است و تولد آن اندر جگر باشد . و طعام كه اندر معده هضم شود لون و قوام آن همچون كشكاب باشد و آن را كيلوس گويند ، و كيلوس كه از معده بجگر آيد بحرارت جگر ، هضمى ديگر يابد و پخته شود و رنگ جگر گيرد و خون گردد و از رگهاء جگر اندر همهء تن پراكنده شود و غذا گردد . آنچه از جگر بجانب دل آيد از حرارت دل گرم‌تر شود و گداخته گردد
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 59 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )