فرمانبردارتر است . و از غايت لطافت اوست كه جامه را تر نمىكند ، چنان كه آب كند ، از بهر آنكه قوام آب ببسيار غليظتر از قوام هواست و هرچه غليظ باشد بهرچه باز آيد آن را آلوده كند و هرچه غليظتر باشد آلودگى بيش كند چون عسل و مانند آن . و هرچه لطيفتر باشد ، آلودگى كمتر كند و هوا از جمله چيزهاء لطيفتر است ، بدين سبب هيچ آلودگى نكند . اين فصل و آنچه در معنى برهنگى ربع از زمين ياد كرده آمده است هر دو فصل از علم طبيعى است ، از طب نيست ، لكن خوانندگان اين كتاب را تقاضاء شناختن سبب اين هر دو معنى پديد آيد ، خاصه خواننده پادشاهى باشد . بدين سبب واجب ديده آمد اين هر دو سبب ياد كردن و اينقدر اشارتى كتاب را از حد خويش بيرون نبرَد و الله أعلم و أحكم .
باب هشتم از گفتار اول اندر شناختن آتش و احوال آن
آتش جسمى بسيط است و جايگاه او بر بالاء همه اركانست و غايت سبكى او اينست و بدين سبب او را خفيف مطلق خوانند و طبع او گرم و خشكست و منفعت او در كاينات آنست كه همه چيزها به دو آميخته و لطيف گردد و به دو پخته و رسانيده شود و اجزاء هوا بقوّت او در همه جسمها گذر يابد و آن را كه متخلخل بايد كرد متخلخل كند . و غايت سردى آب و زمين به دو شكسته شود . و جمله اركان را از طبيعت يكسانى مزاجى باز آرد بإذن اللّه عز و جل . و از بهر آنكه كاينات را جز بدين چهار منفعت كه از هر ركنى ياد كرده آمد حاجة و تمامى همه كاينات بدين چهار معنى حاصل است ، دانستيم كه اركان بيش از چهار نيست .
باب نهم از گفتار اول اندر شناختن مزاج
طبيعت اركان را كه اندر بابهاء گذشته ياد كرده آمده است ، حكما صورت گويند .
و مادّه و گوهر همه اركان يكسان است ، لكن به صورت مخالف يكديگراند ، صورت اثركننده است و مادّه اثر پذيرنده . هرگاه كه دو ضد اندر يكديگر اثر كنند و صورت يك ركن بر مادّهء ركنى