تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
باستعمال چيزهاء سودمند و دور داشتن چيزهاء زيان‌كار . طبيب بايد كه نخست موضوع طب كه ياد كرده آمده است بداند و تندرستى و بيمارى و اسباب هر دو بداند بجمله و تفصيل ، اين جمله را جزو علمى گويند . و جزو عملى آنست كه بداند كه طبيعت را چگونه يارى توان دادن و تندرستى چگونه نگاه توان داشت و بيمارى چگونه زايل توان كرد و اسباب هر دو چگونه نگاه بايد داشت . هر شخصى كه اين معانى بدين جمله بداند ، طبيبى تمام باشد اگر عمل كند و اگر نكند ، از بهر آنكه غرض از جزو علمى و شرط طبيبى نه‌آنست كه عمل كند ، ليكن غرض آنست كه بداند كه چگونه عمل بايد كرد .

باب چهارم از گفتار اول اندر ياد كردن قول كلى از اركان

اركان اجسامى است كه مادّت نخستين اندر همه كائنات از آنست و هر يك جسمى است يكسان هيچ جزوى از هيچ جزوى ديگر به صورت مخالف جزوى ديگر نيست و از آميختن آن انواع كائنات پديد آيد . و اركان چهار است ، خاكست و آب و هوا و آتش . و هر چهار ضدّ يكديگراند و اگرچه مادّت نخستين اندر همه كاينات اين چهار ركن است ، اندر هيچ موجود هيچ‌يك را بطبع و صورتِ خاصّهء خويش بفعل نتوان يافت ، لكن قوت هر يك بسبب آميخته شدن شكسته شده است و ميان هر چهار ، يك طبع مزاجى پديد آمده و بساطت و صورت هر يك باطل شده و ازين چهار ركن دو سنگى است و آن خاك است و آب و دو سبك است و آن هواست و آتش .

باب پنجم از گفتار اول از كتاب اغراض اندر شناختن زمين و احوال آن

زمين جسمى است بسيط ، يعنى يكسان . جايگاه او فرودِ ديگر اركان است و آنجا بطبع آرام دارد و اگر جزوى را از وى از جاء خويش بقهر بيرون آرند ، بطبع بجاء خويش باز شود ، و معنى گرانى او اين است كه فرود از همه است و بدين سبب او را ثقيل مطلق گويند . و طبع او سرد و خشك است . و منفعت او اندر كاينات آنست كه هر چيزى ، به دو پاى دار گردد و بر آن نهاد كه بنهند بماند بإذن الله .