دارد و بر هضم يارى دهد و كرم بكشد و شهوت پديد آرد و احتباس طمث زايل كند .
و خداوند استسقا را سود دارد و مادهء آن علت از رگها ببرد .
افتيمون
: گرم و خشكست بدرجهء سوم ، بادها را بشكند و مردم كهل و پير را موافق بود ، اسهال سودا كند و مصروع را و متشنج را سود دارد .
خداوند صفرا را زيان دارد و تشنگى و تاسه آرد . شربتى ، اندر مطبوخ چهار درم يا پنج درم كوفته و سوده ، سفوف كردن از يك درم تا دو درم .
محمد زكريا رازى گويد اگر كسى خواهد كه سودا بسيار آيد ، شش مثقال افتيمون سوده اندر دو وقيه سكنگبين بخورد و مىگويد ، كندى ، مطحولى را اين علاج كرد همان روز عافيت يافت .
و سوده او را نخست بروغن بادام چرب كنند پس به كار برند . و اندر مطبوخ ، او را جداگانه اندر صرّهء كرباس كنند ، پس چون پختن دارو به آخر رسد آن صره درافكنند تا آتش بسيار به دو نرسد .
اسطوخودوس
: گرم است بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم ، مطبوخ او خداوند سردى عصبها را سود دارد و سودا و بلغم از حوالى دل و دماغ فرود آرد .
و اگر سقطهء يا ضربهء دماغ را بجنباند ، دو درمسنگ بستانند اندر آب يا اندر شرابى موافق ، و بدهند خلاص يابد . و اندر مطبوخ ، چهار درم بپزند تا پنج درم .
آمُلَج
: در قوتهاء او خلاف كردهاند ، خواجه بو على سينا رحمه الله مىگويد ، مكر درست آنست كه آن خشك است و اندكى ميل بسردى دارد .
بن مويها سخت كند و عصبها را سود دارد و معده را دباغت دهد و دل را قوت كند و فهم زيادت كند و پروردهء او طبع را نرم كند و خداوند بواسير را سود دارد .
اشَق
: گرم است به آخر درجهء دوم و خشك بدرجهء اول ، نرمكننده است و گشاينده .
بر خنازير و سلعه و آماسهاء صلب طلى كنند يا ضماد كنند سود دارد .
خراجهاء بد را پاك كند ، گوشت مرده را بخورد و گوشت درست بروياند .
و خداوند درد تهيگاه را و اوجاع مفاصل و عرق النسا را سود دارد ، خاصه گر با عسل گر با كشكاب دهند و ربو و ضيق النفس را ببرد .
قوت گشادن او بدان حدست كه بيم باشد كه دهنهاء رگها بگشايد و سيلان خون آرد . شربت از وى يك درم فرمودهاند و نيم مثقال گفتهاند ، لكن من از خود اين دليرى نيابم و از هيچكس نديدم .
انْزَروت
: صمغ درختى خارناكست ، اندر