تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
خداوند سلع را سود دارد ، بريان كنند و بكوبند و با انگبين بسرشند گزيدهء كلب الكلب را سود دارد .

سرطان بحرى

: خرچنگ درياى است همهء سرطان بحر ، مقصود نيست ، بعضى است كه اعضاء او سنگ است ، اندر داروهاء چشم افتد .

سُلَحفاه

: سنگ‌پشت است بپارسى كشف گويند خون سلحفاه دشتى با زهرهء او اندر بينى مصروع چكانند سود دارد و زهرهء او بر خنازير طلا كنند سود دارد .

سام ابْرَص

: جنسى از كرباسه است او را بشكافند و بر گزندگى كژدم نهند درد بنشاند . خون او بر فتق كودكان طلى كنند سود دارد . و اگر خون او با اندكى مشك اندر احليل كودكان چكانند فتق زايل كند . گفته‌اند كه اگر او را خشك كنند و بكوبند و با روغن زيت بر سر اقرع طلى كنند ، موى برآيد .

حرف العين

عَنْز

: بز است پيه بز بهترين چربوى است از چربوهاء حيوانى . خداوند اسهال را سرون راست او بسوزند ، از جمله اخلاط آثاناسيا است . بول بز كوهى كه بر سنگ خشك شده يابند آن را طبيبان سلاحه گويند ، اندر معجونى به كار آيد كه مجذوم را و خداوند ضيق النفس را و خفقان و استسقا و يرقان و بواسير و خداوند اسهال كهن و ريشهاء كهن را سود دارد . و اشتالنگ او بكوبند و با سكنگبين بدهند ، مطحول را سود دارد و قوت باه زيادت كند . زهرهء بز با روغن گل اندر گوش چكانند آوازهاء دروغين باطل كند . حجر التيس ، اندر زهره‌هاء بز كوهى تولد كند و زهرهء بز اهلى ، دو دانگ سنگ ، خداوند معده سرد را سود دارد و بول او مطحول را سود دارد .

عُصْفُور

: بنجشكست سر بنجشك و خايهء او قوت باه برانگيزاند خاصه آنچه اندر وقت تهييج باشد .

عنكبوت

: معروفست خانهء او جراحتها را بروياند .

عقرب

: كژدم است روغن كژدم طلا كنند ، سنگ گرده و مثانه را بشكند و معجون او مثانه را از آن پاك كند .

عَلَق

: زرُوى بزرگ است بخراسان ديوجه گويند او را بر اطراف قوبا و ريشهاء بد برافكنند ، خون بد پاك كند .

حرف الفاء

فُلَّه :

هرش است مرطوب را زيان دارد و از وى خلطى بد تولد كند ، اصلاح او عسل است .

فار :

موش است سرگين موش ، كودكان را شياف كنند ، طبع فرود آرد . موش را اندر آب بپزند و در آن آب نشينند عسر البول را زايل كند . او را بشكافند و بر گزندگى كژدم نهند درد زايل شود .