خداوند سلع را سود دارد ، بريان كنند و بكوبند و با انگبين بسرشند گزيدهء كلب الكلب را سود دارد .
سرطان بحرى
: خرچنگ درياى است همهء سرطان بحر ، مقصود نيست ، بعضى است كه اعضاء او سنگ است ، اندر داروهاء چشم افتد .
سُلَحفاه
: سنگپشت است بپارسى كشف گويند خون سلحفاه دشتى با زهرهء او اندر بينى مصروع چكانند سود دارد و زهرهء او بر خنازير طلا كنند سود دارد .
سام ابْرَص
: جنسى از كرباسه است او را بشكافند و بر گزندگى كژدم نهند درد بنشاند .
خون او بر فتق كودكان طلى كنند سود دارد .
و اگر خون او با اندكى مشك اندر احليل كودكان چكانند فتق زايل كند .
گفتهاند كه اگر او را خشك كنند و بكوبند و با روغن زيت بر سر اقرع طلى كنند ، موى برآيد .
حرف العين
عَنْز
: بز است پيه بز بهترين چربوى است از چربوهاء حيوانى .
خداوند اسهال را سرون راست او بسوزند ، از جمله اخلاط آثاناسيا است .
بول بز كوهى كه بر سنگ خشك شده يابند آن را طبيبان سلاحه گويند ، اندر معجونى به كار آيد كه مجذوم را و خداوند ضيق النفس را و خفقان و استسقا و يرقان و بواسير و خداوند اسهال كهن و ريشهاء كهن را سود دارد .
و اشتالنگ او بكوبند و با سكنگبين بدهند ، مطحول را سود دارد و قوت باه زيادت كند .
زهرهء بز با روغن گل اندر گوش چكانند آوازهاء دروغين باطل كند .
حجر التيس ، اندر زهرههاء بز كوهى تولد كند و زهرهء بز اهلى ، دو دانگ سنگ ، خداوند معده سرد را سود دارد و بول او مطحول را سود دارد .
عُصْفُور
: بنجشكست سر بنجشك و خايهء او قوت باه برانگيزاند خاصه آنچه اندر وقت تهييج باشد .
عنكبوت
: معروفست خانهء او جراحتها را بروياند .
عقرب
: كژدم است روغن كژدم طلا كنند ، سنگ گرده و مثانه را بشكند و معجون او مثانه را از آن پاك كند .
عَلَق
: زرُوى بزرگ است بخراسان ديوجه گويند او را بر اطراف قوبا و ريشهاء بد برافكنند ، خون بد پاك كند .
حرف الفاء
فُلَّه :
هرش است مرطوب را زيان دارد و از وى خلطى بد تولد كند ، اصلاح او عسل است .
فار :
موش است سرگين موش ، كودكان را شياف كنند ، طبع فرود آرد . موش را اندر آب بپزند و در آن آب نشينند عسر البول را زايل كند . او را بشكافند و بر گزندگى كژدم نهند درد زايل شود .