تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 613

مساهمون:

ص٦١٣
و برگ او اندر ماء الشعير بپزند اخلاط غليظ كه در سينه باشد نرم كند و برآرد . و تخم از وى قوىتر ، ضيق النفس و ذات الجنب را سود دارد ، طبع را نرم كند و بلغم خام را فرود آرد به قوت زدودن . و اگر انجره را بكوبند افعال او ضعيف آيد .

اسقيل

: اين پياز موش است دشتى و او را پياز موش از آن گويند كه موش را بكشد . پختن و بريان كردن ، قوّت تيزى او بشكند . قومى گويند او بلبوس است و بر خلاف آنست اما لون بصل الفار زردست و بسپيدى زند و آنچه لختى بلون بنفشى گرايد و درفشان بود و در طعم او با تلخى و تيزى حلاوتى باشد آن بهتر است . گرمست بدرجهء سوم و خشك تا بنزديك آن ، عصبهاء باسلامت را اندك‌مايه زيان دارد با آنكه در اوجاع مفاصل و عرق النسا سخت نافع است ، خاصه شراب كه از وى و از سركهء وى سازند . و مصروع را و خداوند ماليخوليا را سود دارد . و با انگبين ، سرفهء كهن و ضيق النفس و درشتى سينه زايل كند و سركه او بن دندان سخت كند و بوى دهان خوش كند .

اشنان

: انواع است اما آنچه سپيدست و بتازى خرو العصافير گويند ، لطيف‌تر است . نيم درمسنگ عسر البول بگشايد . اشنان پارسى نيم درم آب استسقا فرود آرد و ده درمسنگ بكشد .

آبنوس

: معروفست داروهاء چشم را برو سايند سود دارد و سونش او سپيده بردارد .

امُّ غَيْلان

: درختى است اندر باديه صمغ اعرابى از وى خيزد ، سيلان خون باز دارد .

ارْدوبا

: نباتى است ، برگ او همچون برگ كبر است ، به شهر مرو او را كبره گويند ، از كاكنج و عنب الثعلب قوىترست ، آماسهاء گرم را سود دارد .

آبار و الآنك

: سرد و تر است بدرجهء دوم . سونش او و سوختهء او ريشهاء پليد را سود دارد ، خاصه ريش چشم را . و بر غددها طلى كنند ، و تخته ساختن از وى و بر غددها بستن ، آن را بگدازد . سونش او آماس گرم را ساكن كند و آماس سرطانى را بروزگار باطل كند .

حرف البا

بَسْفانج

: معروفست گرم و خشك است اندر اول درجهء سوم ، بادها را بشكند و سودا و رطوبت باسهال فرود آرد .

بنفشج

: بنفشه است سرد و تر است و اندر وى حرارتى اندك است و به قوت آن حرارت