تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
و سپيده را سود دارد ، و دماغ او ابتلاى آب باز دارد . او را بكشند و پاك كنند و خشك كنند و بكوبند چندانكه بسه انگشت بردارند و با شكر گر با سكنگبين بخورند ، مطحول را سود دارد .

خُنْفَسا :

گوزد است ، او را جُعَل گويند اندر روغن بجوشانند و به گوش اندر چكانند درد گوش ببرد . نوعى است آن را درم‌دزد گويند اندر روغن بجوشانند ، و طلى كنند بواسير را سود دارد .

حرف الذال

ذِيب :

گرگ است بر پوست گرگ نشستن قولنجى را سود دارد و سرگين او قولنج بگشايد . جگر او خداوند درد جگر را سود دارد خاصه كه با ريوند چينى دهند . جگر او از جمله اخلاط اثاناسيا است .

ذَراريح :

معروفست ، اندكى از وى ادرار بول كند و خداوند استسقا را سود دارد ، وزن سه طسوج از وى مثانه را ريش كند . دواء الذراريح معجونى شريفست گزندگى سگ ديوانه را سود دارد .

ذُباب :

سرگين مگس اندر شياف قولنج نافع است ، سر او بفكنند و تن او را بر شعيره كه بر چشم برآيد سود دارد .

حرف الضاد

ضأن :

ميش است طبيخ سر ميش حقنه كنند قوت باه بفزايد . شوخ پشم و شوخ دنبه او زوفاء تر است آماس و دشبد را و آماس رحم و مثانه را خوردن و ماليدن سود دارد و زوفاء تر جگر و كليهء سرد را گرم كند .

ضَبُع

: كفتار است اندر طبيخ او نشستن ، خداوند وجع المفاصل مزمن را سود دارد .

ضَفْدَع

: بزغ است او را بشكافند و ضماد كنند ، خار و پيكان بيارد و بدين قوت دندان را به آسانى برآرد .

حرف الظا

ظَبْى

: آهو است از وى مشك به كار آيد و اندر حرف ميم ياد كرده آمدست ، و اللّه اعلم .

جزو سيم از كتاب چهارم از الاغراض الطبية اندر ادويه مفرده اندر داروهاء معدنى و نباتى

حرف الالف

افْسَنتين

: انواع است ، رومى است و نبطى و خراسانى و سوسى و طرسوسى . بهترين سوسى است و طرسوسى ، گرم است بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم ، او را بىتربد به كار نشايد برد ، معده را از صفرا و رطوبت پاك كند و منفذهاء ماساريقى بگشايد . اگر شراب افسنتين پيش از شراب بخورند ، دير مست شوند و خمار باز دارد . و ادرار بول كند و بيماريهاء جگر را و يرقان را سود