كه از آن تولّد كند ، سوناخس گويند ، يا گرم شود و عفن گردد و تب را كه از آن تولّد كند محرقه گويند ، از بهر آنكه رطوبت خون از حدّت صفرا كم شده باشد .
و خون كه اندر رگها عفن گردد از سه حال بيرون نبود ، يا اندكى عفن گردد و بيشتر بسلامت باشد ، يا نيمى عفن گردد و نيمى بسلامت باشد ، يا بيشتر عفن گردد و كمتر بسلامت باشد ، يا بجملگى عفن گردد ، و هرگاه كه خون بجملگى عفن گردد ، مردم زنده نماند .
و تبهاى خونى همه مطبقه باشد چه آنچه از گرم شدن خون تولّد كند ، و چه آنچه از عفونت آن .
و خون كه بيرون رگها عفونت پذيرد ، سبب آن آماسى خونى بود در احشا چون معده و جگر و سپرز و زهره و روده و شش و حجاب و عصبها و عضلها .
و اين تبها كه ازين آماسها تولّد كند بذات خويش بيمارى نباشد ، لكن عرض آماس باشد .
و ببايد دانست كه تب اندر مزاجهاء گرم و تر بيشتر از آن تولد كند كه اندر مزاجهاء ديگر .
اگر ترى بر گرمى غالب بود ، خداوند اين مزاج را عرق و بول و براز گنده باشد .
و اندر مزاج گرم و خشك ، تب يكروزه بسيار تولّد كند و باشد كه اين تب محرقه شود يا دق .
و ازين دو مزاج گذشته اندر مزاجى كه ترى غلبه دارد و گرمى و خشكى برابر باشد ، تب يك روزه بسيار افتد و اگر از آن بگذرد عفونى شود .
و در مزاجها كه گرمى و سردى برابر باشد و ترى غلبه دارد ، تبهاء عفونى بسيار افتد .
و اندر مزاج سرد و خشك تب كمتر آيد خاصه يكروزه و الله اعلم .
باب سيم از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر حمّى يوم يعنى تب يكروزه
اسباب حمى يوم : يكى عفونت هواست ، يا بخارى بد كه با هوا بياميزد يا گرم شدن دل و دماغ از حرارت آفتاب و حرارت گرمابه و آتش ، يا بىهنگام اندر آب نيك سرد غسل كردن يا آب بد خوردن يا ناگاه حركتى و رياضتى بر خلاف عادت كردن ، يا در جماع بر خود الحاح كردن يا بىخوابى و انديشه و غم بسيار يا غذاء ناموافق .
علامات حمى يوم ، يكى آنست كه اسباب اين تب واصله باشد ، سابقه نباشد و تكسّر و كسلانى و دردها چنان كه اندر ديگر انواع تبها بود ، اندرين تب هيچ نباشد ، و اگر صداعى و تكسّرى باشد لازم و قوى نباشد .
و قاروره و نبض خوب باشد ، با آنك