برگ مورد تر و برگ سرو ضماد كنند .
و انار تمام نارسيده اندر شراب پخته سود دارد .
و اگر نمك و گوزمغز با آن بياميزند صواب باشد .
و مغز فستق كوفته برنهادن نافع بود .
و اگر كبود شود ، آرد گندم با زفت بسرشند و ضماد كنند نافع باشد و الله اعلم .
باب هفتم از گفتار بيستم از كتاب معالجات اندر دميدگى و خارش ناخنان
به آب دريا مىبايد شست يا بطبيخ عدس ، و ضمادها از بلبوس و انجير خشك پخته و زفت رومى هريك جدا و بهم سرشته سود دارد و الله اعلم .
گفتار بيست و يكم از كتاب سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر احوال تبها و انواع آن و اسباب و علامات و علاج آن و اين گفتار چهارده بابست
باب اوّل از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر آنك تب چيست و چگونه پديد آيد و چگونه گشارد
تب ، حرارتى غريب است ، در دل برافروزد و با هوا كه در تجويف دلست و طبيبان آن را روح خوانند و با خون ، اندر رگها بگذرد و اندر همه تن پراكنده شود و همه تن را گرم كند ، بر حالى كه مضرّت آن در همه فعلهاء طبيعى پديد آيد .
و فعلهاء طبيعى ، شهوت طعام و شراب است و هضم آن و قوّت برخاستن و نشستن و رفتن و خفتن و غير آن .
امّا گرفتن و بفشاردن تب چنان باشد كه ماده فزونى اندر همه تن گرد آيد و حرارت غريزى از هضم و بصلاح آوردن آن عاجز آيد ، و از آن ماده بخارى تولد كند و روح را اندر شريانها غليظ كند ، و بدان سبب بدشوارى گذر تواند كرد و بدشوارى دم تواند زد ؛ و محتقن شود و گرم شود ، گرم شدن ناطبيعى و آن گرمى بدل بازدهد و از دل بشريانها بازآيد و اندر همه تن پراكنده شود ، تب پديد آيد از بهر آنكه هر گاه كه مادهء گرم اندر عضوى گرد آيد و آنجا گرمتر شود ، سوء المزاج گرم باشد كه اندر آن عضو پديد آمده بود ، و شريانها و روح آن