تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
پيش او نهاده بايد كه بوى آن به دو مىرسد . و شربت ، آب كدو و آب خربزهء هندو و آب خيار ترش و آب انار شيرين با روغن بادام . و شراب خشخاش و كشكاب كه در وى كدوء تر و سرطان تازه پخته باشند با روغن بادام و شكر . و شبانگاه لعاب اسبغول اندر كشكاب ، يا پس از كشكاب قرص كافور و شراب صندل دادن . و غذا همه ترى فزاينده بايد خورد چون قليهء كدو و قليهء خيار و ماهى تازهء كوچك و اسفاناخ و خايهء مرغ نيمبرشت ، و مزوّرهء كشك جو و ماش مقشر و پايچه اندر كشكاب پختن و مانند آن . و اندر آبزن فاتر نشستن و روغن بنفش و مانند آن ماليدن ، و شير زنان و شير خر دادن و بر اندامها دوشيدن نافع باشد و الله اعلم بالصواب .

باب پنجم از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر تب مطبقه و علامات و علاج آن

علامات تب مطبقه ، رنگ روى و رنگ چشم سرخ باشد و رگها برخاسته و طعم دهان شيرين ، و حرارت تب ، حرارتى باشد همچون حرارت كسى كه از گرمابه بيرون آيد . علاج آن ، فصد بايد كرد و درخور قوّت و عمر و فصل سال ، خون بيرون كردن و پس از فصد ، بمطبوخ هليله استفراغ كردن و بسكنگبين ساده تسكين دادن و الله اعلم .

باب ششم از گفتار بيست و يكم از كتاب معالجات اندر تب مُحرقه و علاج آن

تب محرقه دو نوعست و هر دو لازم باشد و اگر بگشارد ، گشاريدنش ظاهر نباشد . يك نوع آنست كه مادهء آن صفراى سوخته باشد كه زندرون رگهاى همه تن عفونت پذيرد ، يا از اندرون رگها كه نزديك دل باشد يا نزديك فم معده و جگر است ، عفونت پذيرد . نوع دوم ، مادهء او بلغم شور بود كه زندرون رگهاء همه تن ، يا زاندرون رگها كه حوالى دلست عفونت پذيرد . و تولد بلغم شور از رطوبت رقيق باشد كه با صفراء سوخته آميخته گردد ؛ پس از روى حقيقت مادّه نوع دوم ، همه تيزى صفرا باشد كه رطوبت رقيق را شور گرداند و عفن . علامات تب محرقه ، حرارت اين تب لازم باشد و باطن سوزان‌تر از ظاهر باشد و بدان
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 533 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )