قوت با تنگى نفس بد باشد .
و اگر فصد تاخير توان كرد ، تاخير بايد كرد تا نضج پديد آيد ، تا هم قوت بر جاى باشد و هم استفراغ نافع باشد ، لكن از تفاريق چاره نباشد ، راه دم زدن گشاده داشته مىآيد .
و آنجا كه علّت صعب ، و زفان بيرون آمده باشد ، رگ زدن زير زفان تأخير نبايد كرد .
و گاه باشد كه حاجت آيد كه زفان بيازنند و بر ساق حجامت كنند .
و آنجا كه ماده جز اندر حوالى حلق نباشد ، اگر فصد نكنند و اعتماد بر باز گرفتن غذا كنند شايد ، تا بسبب فصد ، قوت ساقط نشود .
و آنجا كه سبب علّت ، باز استادن استفراغى معتاد باشد چون استفراغ طمث و چون بواسير ، رگ صافن بايد زد يا بر ساق حجامت كردن .
و اندر خناق صعب ، شيشه بر مهرهء دوم از مهرهاء گردن نهادن صواب باشد تا راه دم زدن بسته نماند و چيزى به حلق فرو رود ؛ چون چيزى فرو رفته باشد ، شيشه بردارند و هربار همچنين مىكنند ، و اگر نيز ببايد آزد و خون بيرون كردن ، بيرون كنند .
و به هر دو جانب گردن حجامت كردن صواب باشد .
و پس از آن شيشه بر ميان سر نهادن ، و بر زنخدان و بر ساق حجامت كردن ، و بر كاهل و كتف نهادن و ناآزدن . و اطراف بستن و ماليدن ، و بحقنهء نرم ، طبع فرود آوردن .
و اگر چيزى به حلق فرو مىتواند برد ، خيارشنبر و شيرخشت اندر آب كسنه و آب عنب الثعلب حل كنند و بدهند .
و از پس آنكه طبع فرود آورده باشند ، اطراف او بطبيخ بنفشه و بابونه و اكليل ملك و سبوس مىمالند . و كشكاب دهند از كشك و عدس مقشّر و اندكى تخم خشخاش پخته ، و اگر از كشكاب نفرتى باشد ، سكنگبين دهند .
و اگر باوّل بضمادى حاجت آيد ، از چيزى خنك قابض سازند چون برگ كسنه و لسان الحمل و آرد جو و عدس مقشر و خطمى ، و اندر ميانه بنفشه و بابونه زيادت كنند ، و بروغن گل چرب كنند و بر گرداگرد گردن و قفا مىنهند .
و غرغره بشير تازه باوّل و اندر ميانه و آخر سود دارد . و اگر خواهند كه به چيزى قابض غرغره كنند چون رب گوز ، آن را با سكنگبين بياميزند . و شراب خرتوث و آب عنب الثعلب خون را ساكن كند و درد بنشاند .
اين جمله كه ياد كرده آمد ، چون غرغره و شيشه برنهادن روز اوّل و دوم كنند . و اگر روز دوم آب گشنيز با آب عنب الثعلب بگيرند و گل سرخ
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٣٧١